پست های مربوط به خاکستر

پست ها و اس ام اس های مربوط به کلمه ی خاکستر

عزیزان علاقه مند جهت ارسال جملات خود به وبسایت (www.1jomle.com) یک جمله مراجعه کرده و پس از ثبت نام و ایجاد پروفایل اقدام به ارسال جملات خود کنید
جملات و پست های ارسالی در یک جمله، در کپی پیست کن نیز نمایش داده خواهند شد.

bahar73

۳ ساعت پیش

اردیبهشت یعنی
شاهکار نقاشی خداوند روی زمین
یعنی ترسیم یک تابلو
با جوهر عشق
یعنی کشیدن رنگین کمان در یک شهر خاکستری

خدا عاشقانه مناسبتی

ROMANTIC

۱۴ ساعت پیش

تجربه های غلط و حتی درست خودمون رو تعمیم ندیم به دیگران

- اصلا ازدواج نکن، من جای تو بودم تا آخر عمر ازدواج نمی کردم، بچه چیه همش دردسره، یه دونه بچه کافیه توی این دوره زمونه

- من اگه میدونستم اینقدر ازدواج خوبه زودتر ازدواج میکردم و....

اولا تجربیات ما دلیل بر درست بودن اون موضوع و یا غلط بودنش نیست که بخوایم ازش نتیجه گیری کنیم، در بسیاری از موارد ما انتخاب های غلط و تجربیات بدی داشتیم
و دیگر آنکه هرکسی شرایط خاص خودش را دارد، ممکنه سنی که شما ازدواج کردید برای فرد دیگر با توجه به شرایطی که دارد نامناسب باشد و برعکس!

"ما قرار نیست نگاه سیاه و سفید داشته باشیم به موضوعات بلکه باید نگاهمون خاکستری باشه"

اعترافات حکیمانه دوستانه

7ilife.blog.ir

۳ روز پیش

کشاورزي يک مزرعه ی بزرگ گندم داشت. زمين حاصلخيزی که گندم آن زبانزد خاص و عام بود.
هنگام برداشت محصول بود. شبی از شبها روباهی وارد گندمزار شد و بخش کوچکی از مزرعه را لگدمال کرد و به پيرمرد کمی ضرر زد.
پيرمرد کينه ی روباه را به دل گرفت. بعد از چند روز روباه را به دام انداخت و تصميم گرفت از حيوان انتقام بگيرد. مقداری پوشال را به روغن آغشته کرده، به دم روباه بست و آتش زد.
روباه شعله ور در مزرعه به اينطرف و آن طرف می دويد و کشاورز بخت برگشته هم به دنبالش.
در اين تعقيب و گريز، گندمزار به خاکستر تبديل شد...
وقتي کينه به دل گرفته و در پی انتقام هستيم، بايد بدانيم آتش اين انتقام، دامن خودمان را هم خواهد گرفت!

بهتر است ببخشيم و بگذريم...

داستانک روانشناسی

__V__

۶ ساعت پیش

دیگه تو اینستاگرام عکس دوستامو نمیبینم،
همه‌شون نفری یه گربه خریدن عکساشو میذارن....
منم دیگه عادت کردم
مثلاً آرش اون گربه خاکستری راه راهه‌اس :D

طنز

۳۱۳ ☂ گل بارون زده ツ

۳ روز پیش


ناگهان دیدم سرم آتش گرفت

سوختم خاکسترم آتش گرفت

چشم وا کردم سکوتم آب شد

چشم بستم بسترم آتش گرفت

در زدم کس این قفس را وا نکرد

پر زدم بال و پرم آتش گرفت

از سرم خواب زمستانی پرید

آب در چشم ترم آتش گرفت

حرفی از نام تو آمد بر زبان

دست هایم دفترم آتش گرفت


"قیصر امین پور"

شعر و دوبیتی

•.o.O ✘ӎǎɦƉįȿ✘ O.o.•

۲ روز پیش

اگر آتش می دانست که سرانجامش خاکستر است، هرگز با اینهمه غرور زبانه نمی کشید. وقتی عصبانی هستید، مواظب حرف زدنتان باشید. عصبانیت شما فروکش خواهد کرد. ولی حرفهایتان یک جایی باقی می مانند برای همیشه.

اس ام اس

negin.313

۲۳ ساعت پیش

هر خاطره ای ، خاطره نمی شود ، هر دردی ، درد نیست ، تا روح را مثل کاغذ مچاله کند . خاطره باید جان داشته باشد ، تا زنده بماند . باید روح داشته باشد ، تا برای همیشه جاودانه شود . خاطره باید بسوزاند و خاکستر کند..

اس ام اس اعترافات تنهایی جدایی حقیقت تلخ درد دل دلتنگی دوستانه دپرس و غمگین

ترنم

۳۰ روز پیش

مــــن

به جـــــای خالیِ بعضـــی ها

بشتـــــر از خودشـــــان عادت کرده ام

اعترافِ تلخی ست

اما من اعتراف می کنم

گرچه تلخی این اعتــــــراف سخـــــت است

اعتـــــــراف میکنم که امــــروز

از نبودن خیلــــــی ها خوشحالــــــــم

و از حذف بعضـــــی ها از زندگی ام خوشحال تر

مــــــن

عـــادت کرده ام به جـــــای خالــــی ها در زندگــــی ام

عــــــادت کرده ام

به نبــــــودنشان

به رفتنشــــان

به زخـــــــم هایشان

امــــا...

این تنهــــــایی ها...

وای از این تنهـایی ها که چندگاهی ست خستـــــــــــــه ام کرده است

قلبم درد میکند

سرم گیج مـــــی رود

نبضم کند مــــی زند

انگـــار که هیچ اتفـــاقی حالم را خوب نمی کند

حبس کرده ام خــــود را در اتاقی که

از در و دیــــوارش صـــــدای غـــم به گوش می رسد

گوشه گیر شده ام

و از آدم هــــــا فـــــراری...

حس بیماری دارم که هر چه تقلا میکند برای خلاصی

مرگ به سراغش نمی آید

دلم گرفته است

از این آدم ها

که هر روز سنگی تر و بی رحم تر میشوند

و روحت را می خراشند

از آدم هایی که با حرف هایشان

خنجر میکشند بر قلبت

و با خون َش قهقهه میکشند بر روی لبهایشان

برای دلبری دیگری

از آدم هایی که

با نگاه های سَردِشان

آتش مهربانی را در دلت خاموش میکنند

از آدم هایی که

پای درد دلهایت مینشینند و

آن گاه تمام حرف هایت را

انگشتری میکنند بر دستانشان

مدام آن را به رخ َت میکشند

از آدم هایی که

تمامت را می بَرَند

حِست را

نازت را

طرز لباس پوشیدنت را

علایِقت را

رفتارت را

مهربانی هایت را

حتی عشقت را...

به خیالشان که این ها گرفتنی ست

نمی دانند

مثل تو تنها یکی ست

هر چقدر هم که تقلا کنند و ظاهرشان را شبیهَ ت کنند

احساس ها و نازها و رفتار ها و مهربانی ها

ذاتی ست

دلم گرفته است

از دنیایی که هر روز خاکستری تر میشود

کاش کسی بود که

پای حرف هایت می نشست

من خسته ام از این زندگی مجازی

از این درد دل های مجازی

از این همراهی های مجازی

از این گریه های مجازی

از این آغوش های مجازی

دلم میخواهد باز گردم به گذشته

به روز هایی که بوی خاطراتش

هنوز لای آلبوم های ِ قدیمی ام هست

روز هایی که آدم های قصه یِ من

هنوز بی مهری ها را

نیش زدن ها را

سرد بودن ها را

یاد نگرفته بودند

ببار باران

ببار بر من و تنهایی هایم

ببار بر من و خستگی هایم

بشوی غبارِ خاکستریِ دلم را

تازه کن روحِ خسته ام را

نفس بده به لحظه هایم

ببار که بارشِ قطره هایت

در دلِ تابستان

تبِ مردادی ام را پایین بیاورد

ببار تا زیر قطره هایت اشک هایم پنهان بماند

بارش َت که تمام شد

نقاب خنده را بَر میدارم

و بَر صورت رنگ پریده ام می زنم

باید همه چیز عادی به نظر برسَد

هیس.....! چیزی نگو

این حرف ها بین من وتو و دَر و دیوار هایِ این اتاق بماند

تو بارانی....

زلال و پاک و بخشنده

نمی دانی انسان بودن چیست!!

که گَر میدانستی هیچگاه نمیباریدی پیش چشم هایشان

انسان که باشی باید خیلی چیز ها را پنهان کنی

انسان که باشی حرف هایت تا ابد در دِلت می ماند

انسان که باشی زندگی میان انسان ها سخت می گُذرد

آن قدر سخت که

عادت میکنی به جای خالیشان

حتی به حذف کردنشان از زندگیت

و فراموشیشان در یاد و خاطِرَت

آن گاه اِعترافاتَت را بلند بلند فریاد میزنی

و می نویسی...

می نویسی تا یادِ قلبت باشد

شیرینی این اِعترافِ تلخ.

دلم گرفته است باران

ببار بر من و تنهایی هایم

اعترافات

samana

۳۵ روز پیش

هیچگاه
از سکوت ادامه دار یک زن
خوشحال نباشید
زن ساکت،
یا مرده ای ست در درون
یا آتش زیر خاکستر...

حقیقت تلخ درد دل

hosna

۳۵ روز پیش

یک روز اگر آمدی
و در امتداد پاییز درختهای یک باغ
دختری را دیدی که روی طلایی برگ ها زانو زده
مبادا به تمام قد بایستی روبه روی او
و زل بزنی به خاکستری خاطراتش
شاید رفته دلتنگی هایش را همدم خاک کند
بسپارش به تنهایی...

تنهایی حقیقت تلخ دپرس و غمگین سنگین

♥єℓєηα♥

۴۴ روز پیش

قاصدک ! هان چه خبر آوردی؟

از کجا ،وز که خبر آوردی؟

خوش خبر باشی ،اما ،اما

گرد بام و در من

بی ثمر می گردی

انتظار خبری نیست مرا ...

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس

برو آنجا که تو را منتظرند

قاصدک

در دل من همه کورند و کرند

دست بردار از این در وطن خویش غریب

قاصد تجربه های همه تلخ

با دلم می گویم

که دروغی تو،دروغ

که فریبی تو ،فریب

قاصدک! هان ولی ...آخر ... ای وای

راستی آیا رفتی با باد؟

با تو ام آی ! کجا رفتی؟ آی...

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟

مانده خاکستر گرمی جایی؟

در اجاقی-طمع شعله نمی بندم-خردک شرری هست هنوز؟

قاصدک!

ابر های همه عالم شب و روز

در دلم می گریند

مهدی اخوان ثالث

قطعه ادبی

negin.313

۵۲ روز پیش

��خواهرم...
هیچ میدانستی
خاکی که بر چادرت
مینشیند...
تشکر و تقدیر
استخوان های
خاکسترشده ی
شهیدان از توست .....
به خاطر حفظ حجابت...

اس ام اس

اللهم ارزقنا حرم

۵۳ روز پیش

کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشت
زمین حاصلخیزی که گندم آن زبانزد خاص و عام بود
هنگام برداشت محصول بود
شبی از شبها روباهی وارد گندمزار شد و بخش کوچکی از مزرعه را لگدمال کرد
و به پیرمرد کمی ضررزد.
پیرمردکینه روباه را به دل گرفت
بعد از چند روز روباه را به دام انداخت و تصمیم گرفت از حیوان انتقام بگیرد
مقداری پوشال را به روغن آغشته کرده به دم روباه بست و آتش زد
روباه شعله وردر مزرعه به اینطرف وآن طرف میدوید وکشاورز بخت برگشته هم به دنبالش
در این تعقیب و گریز گندمزار به خاکستر تبدیل شد
وقتی کینه به دل گرفته ودر پی انتقام هستیم
باید بدانیم آتش این انتقام دامن خودمان را هم خواهد گرفت
ببخشیم وبگذریم

داستانک

samana

۷ ساعت پیش

دوستان این متن از خودمه! لطف کنین بخونینش و حتی اگه خوشتون نیومد، نطرتون ودرموردش بگین:)
"دل کوچکم دستش را آرام به دیوار میگیرد و به روبرو اما نگاه نمی‌کند!
سنگ کوچکی به پایش گیر میکند... قل میخورد قل میخورد و قل میخورد...  می افتد توی جوی آب باریک...
نگاه خسته اش را به سنگ میدوزد و آه میکشد... صدای سقوط سنگ در وجودش می‌پیچد و چیزی درونش میسوزد دوباره...
خودش را روی دیوار ترک خورده ی روبرو میبیند انگار... دستش را روی زخم میفشارد... اولین سقوط او کی بود؟!! اولین نبودن هیچکسها کی بود؟!! توی کوچه پس کوچه های سیاه ذهنش هیچ چیز معلوم نیست... انگار همه از سوزش و دردهای مدامش خاکستر شده اند... آتشی به پا کرده اند که دودش نه به چشم کسی رفته نه صدای سوختنش حواس کسی را جمع که نه! پرت او کرده...
نگاهش را دوباره به سنگفرش کهنه و فرسوده پیاده رو میدهد و یک چکه زخم به خورد سنگهای ریز زیر پاهایش میرود... به کجا میرود نمی داند... امامیداند که باید رفت... باید از اینجا راهی یک بینهایت نامعلوم شد و در آن حل هم... که دیگر برگشتی نباشد... دیگر حتی نیم  نگاهی به پشت سر نباشد... و آمیخته شدن با یک جنون حتما بهتر از ماندن با مترسک های پوشالی با نگاه های سرد و مغزهای پوچ خواهد بود...
صدای جغدهای بیدار از آن دور ها در هوا جریان می یابد...  کم کم نزدیکتر می آید و روی شانه های باریک و خسته اش سنگینی میکند...
جغدها اما از همه ی موجودات غمگینترند... آنچه او در خواب می دید آنان در سیاهی شب میدیدند و درمی یافتند که شب چه رازهای مگویی را در استینهای بلند و تاریکش پنهان کرده...
به گمانم انسان در شب متولد شد... شبی که آبستن روح های خفته و زخمی ست... که گویی در وجود انسان زیرکانه رخنه کرده و ناله های غمگینشان تارو پودش را سفر میکند و آرام آرام گوشه ای از قلبش را تسخیر میکنند...
و اینگونه ست که انسان درشب  گم شد
درشب  سفر کرد
ودرشب کوچ کرد ونماند
تا شاید جایی دیگر روی این مکعب معلق(که آن هم آنقدر به در و دیوار کهکشان خورده و (شاید سهوا )بی گناهان را ازدرخت آویزان و شکارچیان را بر درخت نشانده که دیگر گوشه ای برایش نمانده)بشود رفت و در زاویه ای  نشست و دیگر برنگشت... نه ندارد...هرجا بنشینی باز آخر کار قل میخوری و گذرت به جاهایی که نباید خواهد افتاد... نه گریزی ست نه گزیری که بشود"نا"یش را از سرش کند...
تا چاره ای باشد... که نیست!!
حتمااین بی زاویه گی، ریشه ی این نبودن تا ابدها را سوزانده است... حتما... "

قطعه ادبی

ℨ@нґ@

۲ روز پیش

بی تو مهتاب تنهای دشتم
بی تو خورشيد سرد غروبم
بی تو بی‌نام و بی‌سرگذشتم.
بی تو خاکسترم
بی تو، ‌ای دوست! شاملو

شعر و دوبیتی

David

۸ ساعت پیش

نگو دوستت دارم
انسان اين واژه ِ تَرَک خورده را باور مي کند . . .
دست و پاي قلبش را گم ميکند
انسان است ديگر ، عاشقي زود باور ، تقصيري ندارد . . .
از کاه ِ خيال ِ تو کوهي ميسازد بر فراز ِ روياهايش
ميشود ققنوسي ، خندان بر ميخيزد از خاکسترِ اندوهش . . .
آن وقت تو ميروي و او ميماند با روحي زخمي،
تو ميروي و او ميماند با آبله اي از جنس تنهايي بر پيشاني ِ چروک خورده اش
تو ميشوي شاه ِ قصه و او جذامي ِ طرد شده از افسانه ها
مي ميرد ، به همين آساني
نگو دوستت دارم . . .
♡ نگو . . .

اس ام اس درد دل دلتنگی فاز بالا

samana

۲۳ ساعت پیش

وقت بخیر دوستان هم سرزمینم(البته منظورم از هم سرزمین،سرزمین مشترکمون،یه جمله س)
الان که دارم براتون مینویسم شب19م اسفنده!!زمانشو میگم چون نمیدونم پستم کی تایید میشه!!فردا تولدمه!!امروز یکی از دوستام ازم پرسید:خب روز قبل تولدت چه حسی داری؟؟!!منم گفتم:بیشتر از اینکه حس کنم امروز روز قبل تولدمه حس میکنم امروز آخرین روز از 18سالگیمه ومن فردا وارد 19میشم!!که 18سالگیم تموم شد ودیگه من هیچ وقت 18ساله بودن و تجربه نمیکنم!!حس عجیبیه!!در مورد 17سالگی یا سالای دیگه همچنین حسی نداشتم!!شاید به خاطر اینه که دیگه به طور رسمی وارد دنیای آدم بزرگا شدم!!دنیایی که اینقدر با دنیای بچگیامون فرق داره،انقد رنگی نیست،که هیچ وقت نمیشه تو ذهنمون آرزوی برگشت بهش و نداشته باشیم!!ولی من برخلاف خیلی از ادمایی که این روزا اطرافمون هستن و شاید خیلیم بهمون نزدیک باشن هیچ وقت نمیذارم دنیای خاکستری آدم بزرگا منو از خودم بگیره!!منو از خود خوب بچگیام بگیره!!که ریشه های نهال آبی قلبمو بسوزونه!!
نمیگم دنیای ادمکای بزرگ مطلقا بده!نه!اتفاقا اینکه به آدم ذهنیت روشنتری از اتفاقات دوروبرش،تغییرات و استقلال فکرو تصمیم میده،توان انتخاب راه میده خیلی خوبه!لازمه واسه یه کم بیشتر آدم شدن!!ولی خب اینم مهمه که تواین راه کودک درونمون و با دستای خودمون،باکارامون نکشیم!!که بذاریم نفس بکشه!!که اگه یه وقت یه بچه ی فقیر میبینیم نذاریم بعد کوچیک ومهربون روحمون مغلوب بعدبزرگ بی رحم بشه وبی تفاوت از کنارش رد شیم!که حتی یه لبخندم ازش دریغ کنیم!!بچه ها اینارو گفتم تا فقط یه یادآوری باشه یه هشدارباشه واسه هممون که یه وقت ناخودآگاه وتحت تاثیر خیلی چیزاموجود لطیف درونمون وفدای دنیای خاکستری بزرگ بودن نکنیم...که اگه بمیره روحمون با هیچ چیز دیگه ای نمیتونه خلا شو پرکنه...که روحمون تا آخر عمر شاید گوشه گوشه ی دنیا رو واسه پیدا کردن یه تیکه از خودش،یه تیکه ی دیگر نبود خودش زیرو رو کنه...

درد دل دوستانه

مینیون

۱۲ ساعت پیش

می دانی

دلتنگی

عین آتش زیرخاکستراست

گاهی فکرمیکنی تمام شده

امایک دفعه

همه ات راآتش میزنه

درد دل دلتنگی دپرس و غمگین

negin

۲ روز پیش

آنکه می رود فقط می رود ولی آنکه می ماند درد می کشد ، غصه می خورد ، بغض می کند ، اشک می ریزد و تمام اینها روحش را به آتش می کشد و در انتظار بازگشت کسی که هرگز باز نخواهد گشت آرام آرام خاکستر می شود …
آری ، این است خاصیت عشق یک طرفه

اس ام اس

yoonji

۲۳ روز پیش

شبیه خاکستر سیگار پیرمردی شده ام که آلبوم عکسهای قدیمی اش را با حسرت ورق میزند و هر از گاهی دستی به عکسی میکشد و نگاهی در آینه به موههای سپیدش میکند ! میخندد و لبخند بر صورتش میخشکد و میگرید و میمیرد …

دپرس و غمگین

OMID

۶ ساعت پیش

خاطرات، چوبهای خیسی هستند که در آتش زندگی نه میسوزند و نه خاکستر میشوند

حکیمانه سخن بزرگان

alesa

۲ روز پیش

هر خاطره اي ، خاطره نمي شود
هر دردي ، درد نيست
تا روح را مثل کاغذ مچاله کند
خاطره بايد جان داشته باشد
تا زنده بماند
بايد روح داشته باشد
تا براي هميشه جاودانه شود
خاطره بايد بسوزاند و خاکستر کند ..

خاطره شعر و دوبیتی

sophie

۲ روز پیش

به بعضیام باس گفت: ایشالا دست به خاکستر بزنی نارنجک بشه بترکه تو صورتت. والا

اصن یه وضی

samana

۲ روز پیش

"بچه ها لطف کنین این متن وبخونین وحتما اگه میشه نظرتونو بگین درموردش!!
البته اگه آقای مدیر تاییدش کنه"
در امتداد یک خیابان
ودر انزوای یک شب بی پایان
شاید به سوی پیچیدگی یک پوچی
جایی که نور تسلیم یک بی نهایت عمیق میشود
وگیاه چشم به طراوت ماه میدوزد
دلم دیوانه وار مشت میکوبد به دیوارهای عدم!!
فریاد میکشد نبودنت را!!
من پلک میزنم ردپایت را
ونفس نمیکشم هوای نبودنت را...
تو در من فروریخته بودی انگار...
تو از من مجنون زنجیری کوچ کرده بودی
ومرا نه به باد،نه به ماه و نه حتی به زمین
به خویشتنم سپرده بودی...
ومن نمیدانستم...قسم به آبی نگاهت،نمیدانستم
که اگر نباشی
که اگر احساس وجودت هرروز در من متبلور نشود
من هیچم...راه به جایی ندارم...دارم؟؟!!
تو بگو
تو که بذر وجودم را از ازل در بستر ابد به امانت گذاشتی
توکه از خاک به افلاکم رساندی
بگو...
به کجا قدم گذارم که سایه ی امنت در آن پهن نشده باشد؟؟!!
راه به کجا برم بی تو؟؟!!
جایی که خورشید خاکسترش را بر سر خلق میریزد؟؟یا آنجا که زمین سر بازمیزندگردش به دور خورشید را
وفقط روز میسازد وروز...روزهایی که هیچکدام به سال نمیرسندودر بلوغ محو میشوند!!
کجا روم بی تو؟؟!!
که اگر جایی باشد،که اگر جایی باشد
مرابه آنجا بی توچه کار؟؟!!
مرا بخوان
باز مرابه سوی خود بخوان...
که اگر نخوانی
تارهایی که بر در ودیوار وجودم بسته،مرا میبلعند وروحم جایی در نزدیکی خاکسپاری کنجشکهای زنده،
به خوابی ابدی فرو خواهد رفت!!
پس مرا بخوان
مرا دوباره به خود دعوت کن...
مرا از خودم بگیرو تا نهایتت ببر...
مامنی ندارم...قسم به مستی انگورها...راه ندارم
من از تو به تو بازخواهم گشت
فقط کافی ست مرا بخوانی
تا به مقصد آسمان این بار
بند کفشهایم را محکم تر ببندم...

درد دل قطعه ادبی

nina

۲۴ روز پیش

رنگ چشمتون چه رنگیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
رنگ چشم سبز، نشان د‌هند‌ه شخصیتی قوی و اراد‌ه‌ای بالا ‌. د‌ر تصمیم‌گیری‌ها، خیلی محکم عمل می‌کنند‌ و تا حد‌ی خود‌ رای و مغرور نیز هستند‌. این افراد‌، اعتماد‌ به نفس بالایی د‌ارند‌ و تا آخرین توان خود‌ به د‌یگران کمک می‌کنند‌...
د‌ارند‌گان چشم‌های آبی، د‌ارای نگاهی عمیق هستند‌ و شخصیتی حساس د‌ارند‌. این افراد‌ به راحتی فکر و نظر خود‌ را به د‌یگران تحمیل می‌کنند‌
صاحبان چشمان مشکی، انسان‌هایی رویایی هستند‌ که د‌ر فضای شاعرانه‌ای زند‌گی می‌کنند‌ و همچنین بسیار د‌ست و د‌ل باز هستند‌. بسیار سعی می‌کنند‌ با هر چه د‌ارند‌ به د‌یگران کمک کنند‌. این افراد‌ همچنین د‌ارای خلق و خوی اجتماعی و احساسات ظریف هستند‌.
چشم قهوه‌ای، سمبل مهربانی و محبت است و هر چه تیره‌تر باشد‌ مهر و محبت صاحبش بیشتر است. چشم قهوه‌ای‌ها، بسیار خونسرد‌ند‌ و هرچه را که می‌خواهند‌ به راحتی تصاحب می‌کنند‌.
صاحبان چشم‌های خاکستری، د‌و د‌سته هستند‌. یا از شخصیتی آرام برخورد‌ارند‌ و یا شخصیتی عصبی و انقلابی د‌ارند‌، ولی د‌ر مجموع انسان‌هایی سرسخت و سنگین د‌ل هستند‌.
با وجود‌ اینکه چشم ‌عسلی‌ها، انسان‌هایی خوش قلب هستند‌ ولی با د‌یگران صریح نیستند‌. این افراد‌ همیشه به د‌نبال د‌وست می‌گرد‌ند‌. چشم عسلی‌ها معمولاً از کود‌کی روی پای خود‌ می‌ایستند‌ و د‌وست ند‌ارند‌ به د‌یگران تکیه کنند‌.

آیا می دانید که اس ام اس دقت کردین روانشناسی

nina

۴۵ روز پیش

کی میگه ده 70 خاکستر نشینن
اونا بالاتر نشینن
تمام امکانات خانواده در بست مال آنهاست .

اس ام اس

پسر اریایی

۴۸ روز پیش

به سلامتی دهه هفتادیا… که اومدن تیپ خودشونو بزنن خیابونا پر گشت ارشاد شد…
اومدن کنکور بدن برداشتن آزاد و سراسری رو یکی کردن…
اومدن برن دانشگاه دخترونه پسرونه کردن… اومدن معافیت بگیرن 99درصد معافیت رو برداشتن…
اومدن گواهینامه بگیرن ماشینو موتور شد قیمت خونه…دهه شصتیا نسل سوختن درست…
اما هفتادیا خاکستر شدن…
به سلامتی همه اونایی که سنی ندارن ولی روزگار دلشونو بدجور پیر کرده

به سلامتی

Porya Qaleh

۵۳ روز پیش

من اگه خدای نکرده ، بلا به دور ، گوش شیطون کر یه روز خواستم ازدواج کنم ؛
روز قبلش هارد کامپیوترمو با گوشیامو با فلشامو
کلا هرچی که خطری هست رو اول به تعداد عدد آووگادرو فرمت میکنم
بعد می برم طی یک مراسم کاملا محرمانه آتیش میزنم
خاکسترشم میبرم یک روز بارونی بالای قله ی دماوند میسپرم به دست باد !
کاره دیگه یهو دیدی یه فناوری کشف شد اطلاعاتو برگردوند ،
شانس که نداریم !

طنز فاز بالا

لنا کوکوله

۵۷ روز پیش

درمیان من وتو فاصله هاست..
دفتر عمر مرا باتو شکوهی دیگر..رونقی دیگر هست!
توبه اندازه تنهایی من خوشبختی،من به اندازه زیبایی تو غمگینم! چه امید عبثی..!
من چه دارم که تورا درخور؟ هیچ!
من چه دارم که سزاوارتو؟ هیچ!
تو همه زندگی من هستی
توچه داری؟
همه چیز!
تو چه کم داری؟
هیچ!
راستی شعر مرا میخوانی؟
نه دریغا هرگز!
باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی!
کاشکی شعر مرا میخواندی!
چه کسی خواهد دید مردنم را بیتو؟ بی تو مردم..مردم..!
گاه می اندیشم خبرمرگ مرا باتو چه کسی می گوید؟
آن زمان که خبر مرگ مرا میشنوی روی توراکاشکی می دیدم!
شانه بالازدنت را بی قید
وتکان دادن دستت که مهم نیست زیاد
وتکان دادن سر راکه عجب! عاقبت مرد؟
افسوس..
کاشکی می دیدم..
من به خود می گویم
چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا عشق تو خاکستر کرد..

درد دل دلتنگی سنگین

OMID

۶۴ روز پیش

حوالیِ خاکستری رویاهایم نخواب

رنگ می گیرد تنهایی ات!

تنهایی


جهت مشاهده تمامی جملات ارسالی کاربران اینجا کلیک کنید

اس ام اس های جدید،عاشقانه، خنده دار و . . . ارسالی کاربران

اس ام اس های عاشقانه, اس ام اس های جدید, اس ام اس های خنده دار, جمله های فیسبوکی, اس ام اس های عارفانه, اس ام اس مناسبتی, , حوالیِ, خاکستری, رویاهایم, نخواب, , رنگ, می, گیرد, تنهایی, ات, , ,