پست های مربوط به مثل

پست ها و اس ام اس های مربوط به کلمه ی مثل

عزیزان علاقه مند جهت ارسال جملات خود به وبسایت (www.1jomle.com) یک جمله مراجعه کرده و پس از ثبت نام و ایجاد پروفایل اقدام به ارسال جملات خود کنید
جملات و پست های ارسالی در یک جمله، در کپی پیست کن نیز نمایش داده خواهند شد.

jily:)

۷ ساعت پیش

عجیب نیست؟؟
یک کتاب بعد از چندین بار خوانده شدن , چاقتر میشود
انگار چیزی لابه لای صفحه ها جا میماند
چیزهایی مثلِ احساسات ,
افکار,
صداها.....

اعترافات دوستانه فانتزی ها

jily:)

۲۰ ساعت پیش

دو نفری که عاشق هم هستن باید همدیگه رو به یک اندازه دوست داشته باشن
وقتی یکی اون یکی رو بیشتر دوست داره و تند تند در عشقش پیش میره مثل وقتیه که دو نفر دارن یه فرش رو لوله میکنن و یکی تند تند میپیچه و اون یکی عقب میفته، نتیجه‌ش یک فرشه که نافرم پیچیده شده .. هر از گاهی دوست‌داشتنِ همدیگه رو بررسی کنین؛ گاهی لازمه صبر کنید تا اون بهتون برسه .

اعترافات دوستانه سنگین

bahar73

۱۵ ساعت پیش

تو رو دوست دارم مثل یه اسمون پر ستاره
تو رو دوست دارم مثل لحظه ای که بارون میباره

باران درد دل دوستانه عاشقانه

Farzaneh20

۱۶ ساعت پیش

سردار_سلیمانی: باشهدا بودن سخت نیست
باشهدا ماندن سخته
#مثل شهدا بودن سخت نیست
#مثل شهدا ماندن سخته
راه ‌شهدا یعنی...
#نگهداشتن آتش در دستانت

خدا شهادت

jily:)

۲ روز پیش


صحبتمان که تمام شد از کنار آتش رفتم..
و او هرگز نه به انتظار برگشتنم بود
و نه خواستار رفتنم
به سبک خاصِ خودش جذاب بود..
از آن مدل دخترهایی که با وجود تمام مشکلات و اندام نحیفش، با نفسی عمیق پمپاژی از اعتماد به نفس را ذخیره می‌کرد تا حرف‌هایش را بزند
جالب بود.. هیچگاه ارتباط چشمی‌اش با من کامل نمی‌شد، انگار دائم از پشت دیوار با شخصی که تنها صدایش را می‌شنیدم سخن میگفتم
میان شلوغی‌ها و آدم‌هایی که درگیر روزمرگی و تباهی زندگی خویش بودن.. هم صحبتی مثل او حتی برای آدمی مثل من نعمت بود
شاید بعد از آن هرگز همدیگر را ملاقات نکنیم.. هرچند که به دنبال همدیگر هم نخواهیم گشت
و من برای اولین بار کیفیت یک مکالمه‌ی بدون هدف و برنامه‌ریزی.. با کسی که شناختی از او ندارم را لمس کردم
و در آخر هم فراموش کردم خداحافظی کنم.. چه کسی اهمیت میدهد؟
در نهایت ممکن‌ست او نیز چون من، در صفحه‌ی مجازی خویش که نمی‌دانم دارد یا نه! اینچنین بنویسد :
صحبتمان که تمام شد از کنار آتش رفت.. و او هرگز نه به رفتن مایل بود
و نه به ماندن
به سبک خاصِ خودش تنها بود..

اعترافات درد دل دوستانه سخن بزرگان سنگین عاشقانه فاز بالا فانتزی ها

jily:)

۲ روز پیش

مهم ترين اتفاقاتِ زندگى هم
به وقتش اگر اتفاق نيفتد
مزه اش را از دست ميدهد!
مثلاً همين من "تو" را
درست در همين لحظه
در همين حال
در همين فصل
كنارِ همين روزهاى كسل كننده ام ميخواهم
مى دانى؛
آمدنت
سالها بعد هم اگر برايم رخ دهد،
نه اينكه آن روزها دوستت نداشته باشم ، نه
ولى قبول كن،
انتظار زيادش آدم را خسته ميكند...
من از احساسى كه حيف ميشود اين روز ها حرف ميزنم
از دوست داشتنى كه بايد كنارِ گوش ت زمزمه كنم و كيفى كه از ديدن صورتت وقتى با شنيدنش سرخ ميشود
من نبودنت را هر روز
مثل يك بغض مى خورم و
ميترسم از هضم نبودنت
گلايه اى نيست،
اما بايد بدانى،
اينقدر دست نيافتنى بودنت
دارد مجابم ميكند به دست كشيدن از
دوست داشتنى كه پر است از نداشتنت!

اعترافات عاشقانه فاز بالا

♥♫ მ░V░I░S░A░N ♫ ♥

۱۲ ساعت پیش

یه چیزایی تو زندگی دیگه

مثل قبل نمیشه ،

مث اولین باری که

دلت رو به غرورت ترجیح دادی

و هردوش شکست!

حقیقت تلخ دپرس و غمگین سنگین فاز بالا

bahar73

۱۳ ساعت پیش

گاهی برای زندگیمان یک رژیم بنویسیم:
یک رژیم برای خلاصی از شر سنگینی روزگار که گاهی بر سینه ما سنگینی میکند.
رژیم که مختص چاقی یا لاغری نیست
گاهی باید یک رژیم خوب برای روح و افکارمان بگیریم؛ مثل:
رژیم کمتر حرص خوردن!
رژیم کمتر غصه خوردن
رژیم بی اندازه مهربان بودن
رژیم بی ریا کمک کردن
رژیم بی توقع دوست داشتن
رژیم دوری از افکار منفی
رژیم دوری از رفتارهای منفی بیایید رژیم آرامش بگیریم...

توصیه میکنم یک ماه رعایت کنید
سه کیلو از بیماریهایتان کم میشود!!!

دوستانه روانشناسی موفقیت

bahar73

۱۳ ساعت پیش

در حسرت گذشته ماندن، چيزی جز از دست دادن امروز نيست؛
تو فقط يكبار هجده ساله خواهی بود..
يكبار سی ساله...
يكبار چهل ساله...
و يكبار هفتاد ساله...
در هر سنی كه هستی، روزهایی بی نظير را تجربه می كنی، چرا كه مثل روزهای ديگر، فقط يكبار تكرار خواهد شد.
هر روز از عمر تو زيباست و لذتهای خودش را دارد،
به شرط آنكه زندگی كردن را بلد باشی...

" امروز را زیبا زندگی کن "

دوستانه روانشناسی

_Terror_

۲ روز پیش

تا میتوانید غافلگیرش کنید
درست در لحظه اى که فکرش را هم نمیکند !
مثلِ بارانِ وسطِ چله ى تابستان
ذوق کردنش رابا دقت ببینید
لبخندش را…
باور کنید تمامِ اینها یک دنیا ارزش دارد !

عاشقانه عکس

ƝƖƇЄ ƓƖƦԼ.313

۳ روز پیش

"car not r"


یه ضرب المثل خارجی که میگه
کار که عار نیست

اس ام اس اصن یه وضی طنز لطیفه

bahar73

۴ روز پیش


گاهی اوقات افراد برای تشکیل زندگی مشترک آنقدر تعلل میکنند که فرصت هایشان از بین میرود و گاهی نیز آنقدر با عجله تصمیم میگیرند که پشیمان میشوند.
همه افرادیکه از ازدواج و زندگی مشترک میترسند ، آنقدر صبر میکنند تا به اصطلاح پخته شوند و توانایی تشکیل و اداره یک زندگی مشترک را داشته باشند ، اما این کار مثل این است که قبل از اینکه دوچرخه سواری یاد بگیرید ، سعی کنید سوار دوچرخه شوید. ما وقتی سوار دوچرخه میشویم ، دوچرخه سواری یاد میگیریم.
این بدان معنی است که نمیتوانیم از مشکلات اجتناب ناپذیری که گاهی در اوایل ازدواج برایمان پیش می آید فرار کنیم و خواسته یا ناخواسته با آنها روبه رو خواهیم شد.نکته مهم و اساسی آن
است که پیش از ازدواج این مشکلات را بدانیم و روشهای حل آن را بلد باشیم.

دوستانه روانشناسی

lonely_Romantic

۹ ساعت پیش

کسی که دوستتان دارد،
حرف‌هایش هم به شما معنای دیگری دارد..
مثلا زمانی که ناراحت و دلگیر است، شب بخیری که به دیگران می‌گوید برای خوابیدن است. اما شب بخیری که به شما می‌گوید، برای تا صبح بیدار ماندن و حرف زدن.
حرف های ساده‌ کسی که دوستتان دارد
را بیشتر بفهمید..

اعترافات درد دل دوستانه عاشقانه فاز بالا

bahar73

۲ روز پیش

پرسید فرق بین دوست و رفیق، گفتم دوست فقط یک آشناست، یک همکار، یک همکلاسی، حتی یک همسایه گاهی یک همسفر، شاید حتی یک همراه، یک همراه از سرکوچه تا دم خانه مثلا، دوستی یک آشنایی ست که با یک سلام شروع می شود گاهی خداحافظی نگفته تمام می شود. یک اشتباه از دوست بیگانه می سازد اما رفاقت ریشه دارد به روز و ماه و سال نیست، گاهی در یک آن، یک لحظه ریشه می دواند، می رود تا مغز استخوانت، توی تمام جانت، دلت را قرص می کند رفیق به بودنش، به ماندنش، به رفاقتش، دوباره پرسید فرقش، گفتم به هر کس نمی گویی رفیق، رفیق یک جوری آرام جان است، قرار است، دنیا دنیا، دریا دریا هم که فاصله باشد از این قاره تا آن قاره رفیق رفیق می ماند که برای رفاقت نیازی به شباهت نیست....

مریم_سمیع_زادگان

این پیام را برای بهترین رفیقان زندگیتان ارسال کنید... یکدیگر را دوست بدارید!

اس ام اس دوستانه

❤️ عاشق خدا ❤️

۳ ساعت پیش

آدم ها را به زور كنار خودتان نگه نداريد،
آدم ها را مثل گل ها براي هميشه داشتنش،
كنار خودتان خشك نكنيد...

شايد هميشه بمانند؛
اما ديگر همان آدم سابق،
با همان عطر و ويژگي ها نيستند...
به زور نگه داشتن آدم ها آن ها را خشك و بي روح و شكننده مي كند...
به آدم ها اجازه ي زندگي بدهيد،
حتي اگر قرار است
بدون شما زنده بمانند.

دوستانه

lonely_Romantic

۱۹ ساعت پیش

آدم‌های وابسته آدم‌هایی هستند که بیشتر وقت‌‌شان را صرف دفاع از داشته‌های خود می‌کنند؛ چیزهایی مثل دارایی‌، قدرت و...

اما از نگاه انسان‌های وارسته، همه چیز امانت است.
آن‌ها اظهار می‌نمایند که وقتی پا به این دنیا می‌گذاریم، هیچ چیز نداریم و بدون بردن چیزی آن ‌را ترک می‌کنیم.

جز یک مورد!
عشقی که نسبت به دیگران داریم
و عشق و محبتی که آن‌ها به ما ارزانی داشته‌اند

اعترافات حدیث درد دل دوستانه فاز بالا فلسفی

bahar73

۱۱ ساعت پیش

بیا جسور باشیم ...

مثل دویدن های تندِ کودکی
و لبخندهای بلندش

که حتی اگر زمین می خوردیم،
خیالی نبود

دوستانه

❤️ عاشق خدا ❤️

۸ ساعت پیش

عقاب داشت از گرسنگی می مرد و نفسهای آخرش را می کشید.
کلاغ و کرکس هم مشغول خوردن لاشه ی گندیدۀ آهو بودند.
جغد دانا و پیری هم بالای شاخۀ درختی به آنها خیره شده بود.

کلاغ و کرکس رو به جغد کردند و گفتند این عقاب احمق را می بینی بخاطر غرور احمقانه اش دارد جان می دهد؟
اگه بیاید و با ما هم سفره شود نجات پیدا می کند حال و روزش را ببین آیا باز هم می گویی عقاب سلطان پرندگان است؟

جغد خطاب به آنان گفت:
عقاب نه مثل کرکس لاشخور است و نه مثل کلاغ دزد، آنها عقابند، از گرسنگی خواهند مرد اما اصالتشان را هیچ وقت از دست نخواهند داد.
از چشم عقاب چگونه زیستن مهم است نه چقدر زیستن.

زندگی ما انسانها هم باید مثل عقاب باشد، مهم نیست چقدر زنده ایم مهم این است به بهترین
شکل #انسانی زندگی کنیم .

سنگین

のムrvɨŋ

۲ روز پیش

امروز ظهر ناهار عدس پلو داشتيم ،
نه اينکه بد مزه باشد ، من دوست ندارم ...
ناهار نخوردم ، يک تکه خربزه با دست گاز زدم و رفتم سر ِ درسم ، بقيه هم ناهارشان را خوردند رفتند پي ِ کارشان ...
خيلي اتفاق خاصي نيفتاد !
نه بقيه تب کردند که من ناهار نخورده ام نه من از گشنگي مُردم ...
حالا من اگر عدس پلو را به زور مي خوردم برنج و عدس و آب و روغن را که حرام مي کردم هيچ ، هر قاشقي هم که پايين مي دادم عذاب مي کشيدم ...

اگر از تنهايي رنج مي بَريد خواهشا به عدس پلو قانع نشويد ، برويد بگرديد غذاي مورد علاقه تان را پيدا کنيد ، مثلا زرشک پلو با مرغ ...
اين که از سر تنهايي وارد يک رابطه با کسي شويد که خيلي دوستش نداريد ، هم خودتان را عذاب مي دهيد و هم طرف مقابلتان را حرام مي کنيد ...
هميشه به خاطر نياز هايتان دست به هر کاري نزنيد ،
هيچ وقت عدس پلو را بخاطر گشنگی نخوريد.

اعترافات تیکه دار درد دل دوستانه روانشناسی فاز بالا

lonely_Romantic

۲۱ ساعت پیش

زیاد خودتونو اذیت نکنید!
تو زندگی همه ی ما روزهایی وجود داره که اتفاقاتی باعث غمگین شدنمون میشه.
باعث تنها شدنمون.
فاصله گرفتنمون .
دلتنگ شدنمون....
دنبال مقصر نباشید.
گاهی بعضی اتفاق ها بی هیچ دلیلی میفتن! گاهی آدم ها بی هیچ دلیلی تغییر می کنن و این تقصیر شما نیست!
بعضی وقت ها انقدر یکی رو دوست داریم،
که حاضریم برای تغییر رفتارش خودمونو مقصر جلوه بدیم!
همین میشه که شروع می کنیم
به گشتن یک عیب ،
یک حرف،
یک حرکت ،
یک اتفاق از طرف خودمون که باعث رنجیدن طرفمون شده.
باور نمی کنیم که بعضی وقت ها چیزی نشده ، فقط اون آدم عوض شده!
باور نمی کنم که اتفاق ها میفتن چون باید بیفتن!
باور نمی کنیم
و شروع می کنیم دست و پا زدن توی اون اتفاق، توی اون رابطه...
باور نمی کنیم
و زخم هایی که خودمون به خودمون می زنیم از هر ضربه ای دردناک تره!
مثل فاصله گرفتن آدم هایی که یک روزی برای همدیگه خیلی عزیز بودن...
زیاد خودتونو اذیت نکنید
همه چیز میگذره
ولی این به این معنی نیست که این اتفاق، غمگین ترین تنهایی دنیا نیست .

اعترافات درد دل دوستانه دپرس و غمگین روانشناسی سنگین

lonely_Romantic

۲۱ ساعت پیش

بعضی رابطه ها هم، مثل "وسط بودن در صف نانوایی" است. آدم فکر می کند چون چند دقیقه ایستاده است باید حتما برسد آن جلو و نان اش را بگیرد. نه آن قدر سر ِ صف است که بگیرد و نه آن قدر ته، که راحت بزند بیرون. با خودش می گوید من که پنج دقیقه ایستاده ام، و هی کش می دهد. نه این نان برای اوست و نه این صف. نترسید بابا جان. آرام بزنید بیرون. جایی دیگر کسی را دوست خواهید داشت.
:)

اعترافات درد دل دوستانه روانشناسی سنگین

ROMANTIC

۲ روز پیش

موضوع انشاء:

يلداى خود را چگونه گذرانديد؟

با سلام خدمت آموزگار خوب و دوستان عزيزم

ديشب يلدا به ما خيلى خوش گذشت .دور هم بوديم و تا تونستيم خورديم و خنديديم ،فال هم گرفتيم. البته پدرم ميگفت شايعه شده كه هندوانه ها را یه كسايى ارزون خريدن و انبار كردن كه گرون بفروشن،به همين دليل من نخريدم تا با مفاسد اقتصادى مبارزه كنم.
مادرم هم گفت: خوب كارى كردى و به من گفت عكس يك هندوانه بكش بگذاريم تو سفره يلدا، منم كشيدم خوشگل شد. مامان گفت: تو روزنامه خوندم كه دونه هاى انار دل درد مياره، براى همين نخريدم.
مادر من خيلى به سلامتى خانواده اهميت ميدهد. خواهرم عكس يه انار رو از تو روزنامه كند گذاشت تو سفره، يه انار بزرگ که دونه هاش سياه بود.
مامان گفت: شب نميشه آجيل خورد سر دلتون سنگين ميشه و خوابهاى بد ميبينيد براى همين فقط نخود چى و كشمش خريدم كه خيلى هم خاصيت دارد .مادرم خيلى مهربان است.
مادرم گفت: رفتم ميوه فروشى كه ميوه بخرم خيلى شلوغ بود منصرف شدم .مامان پرتقال و سيبى رو كه داشتيم مثل گل درست كرده بود و توى بشقاب چيده بود خيلى قشنگ شده بود دلمون نميامد بخوريم ولى مامان گفت: بخورين كه نمونه ميكروب ميگيره، مامانم خيلى با سليقه هست.
بابا آخر شب فال حافظ گرفت،
همش يادم نيست ولى اولش ميگفت:
مژده اى دل كه مسيحا نفسى ميايد.
خلاصه يلداى خوبى بود ،چون ما دل درد نگرفتيم، خوابهاى بد هم نديديم، تازه با مفاسد اقتصادى هم مبارزه كرديم .
اين بود انشاى من اميدوارم خوشتان آمده باشد.
معلم گفت: آفرين دخترم خوب بود اينم يه نمره ۲۰
دانش آموزى از ته كلاس گفت: خانم اجازه سرما خوردين؟ معلم گفت:
چطور ؟ شاگرد گفت آخه خانم اجازه... از چشمتون داره اشك مياد.
معلم گفت: آره يادم نبود كه سرما خوردم...

حواسمان باشد

اعترافات دپرس و غمگین فاز بالا مناسبتی

ROMANTIC

۲ روز پیش

هيچ وقت از خودمون پرسيديم قيمت يه روز زندگی چنده؟!
ما که قيمت همه چيز رو با پول میسنجيم
تا حالا شده از خدا بپرسيم:

قيمت يه دست سالم چنده؟!
يه چشم بی عيب چقدر می ارزه؟!
چقدر بايد بابت اشرف مخلوقات بودنمون پرداخت کنيم؟!
قيمت يه سلامتی فابريک چقدره؟!
و خيلی سؤال ها مثل اين...

ما همه چيز را مجانی داريم و شاکر نيستيم...

اعترافات حکیمانه خدا

ROMANTIC

۱۰ ساعت پیش

هر کس دنیا را
از زاویه دید خود قضاوت می‌کند.
گاهی بهتر است
جای خود را برای‌ بهتر دیدن
عوض کنید.

هیچ وقت در زندگی‌تان
به خاطر احساس ترس عقب ننشینید.

همهٔ ما بارها
این جمله را شنیده‌ایم که
«بدترین اتفاقی که
ممکن است بیافتد چیست؟
مثلاً اینکه بمیرید؟»

اما مرگ بدترین اتفاقی که
ممکن است برای‌تان رخ دهد نیست!»

بدترین اتفاق در زندگی
این است که اجازه دهید
در عین زنده بودن،
از درون بمیرید.

حکیمانه دوستانه روانشناسی سخن بزرگان فاز بالا

❤️ عاشق خدا ❤️

۵۱ دقیقه پیش

با پذیرش وظیفه و مسئولیت پدر و مادر می شویم نه با تولید مثل !



"دکتر هلاکویی"

سخن بزرگان

ROMANTIC

۱۴ ساعت پیش

ته پیاز و رنده رو پرت کردم توی سینک، اشک از چشم و چارم جاری بود. در یخچال رو باز کردم و تخم مرغ رو شکستم روی گوشت، روغن رو ریختم توی ماهیتابه و اولین کتلت رو کف دستم پهن کردم و خوابوندم کف تابه ، برای خودش جلز جلز خفیفی کرد که زنگ در رو زدند.
پدرم بود. بازم نون تازه آورده بود. نه من و نه شوهرم حس و حال صف نونوایی نداشتیم.
بابام می گفت:
نون خوب خیلی مهمه ! من که بازنشسته ام، کاری ندارم ، هر وقت برای خودمون گرفتم برای شما هم میگیرم. در می زد و نون رو همون دم در می داد و می رفت. هیچ وقت هم بالا نمی اومد. هیچ وقت.
دستم چرب بود، شوهرم در را باز کرد و دوید توی راه پله.
پدرم را خیلی دوست داشت. کلا پدرم از اون جور آدمهاست که بیشتر آدمها دوستش دارند ، این البته زیاد شامل مادرم نمی شود .

صدای شوهرم از توی راه پله می اومد که به اصرار تعارف می کرد و پدر و مادرم را برای شام دعوت می کرد بالا.
برای یک لحظه خشکم زد.

ما خانواده ی سرد و نچسبی هستیم. همدیگه رو نمی بوسیم، بغل نمی کنیم، قربون صدقه هم نمیریم و از همه مهم تر سرزده و بدون دعوت جایی نمیریم.

اما خانواده ی شوهرم اینجوری نبودن، در می زدند ومیامدند تو،روزی هفده بار با هم تلفنی حرف می زدند؛ قربون صدقه هم می رفتند و قبیله ای بودند.

برای همین هم شوهرم نمی فهمید که کاری که داشت می کرد مغایر اصول تربیتی من بود و هی اصرار می کرد، اصرار می کرد.
آخر سر در باز شد و پدر مادرم وارد شدند.
من اصلا خوشحال نشدم. خونه نا مرتب بود؛ خسته بودم.تازه از سر کار برگشته بودم، توی یخچال میوه نداشتیم...
چیزهایی که الان وقتی فکرش را می کنم خنده دار به نظر میاد اما اون روز لعنتی خیلی مهم به نظر می رسید!

شوهرم توی آشپزخونه اومد تا برای مهمان ها چای بریزد و اخم های درهم رفته ی من رو دید.
پرسیدم:
برای چی این قدر اصرار کردی؟

گفت:
خوب دیدم کتلت داریم گفتم با هم بخوریم.
گفتم:
ولی من این کتلت ها رو برای فردا هم درست می کردم.

گفت:
حالا مگه چی شده؟

گفتم:
چیزی نیست ؟؟؟ !!!
در یخچال رو باز کردم و چند تا گوجه فرنگی رو با عصبانیت بیرون آوردم و زیر آب گرفتم.

پدرم سرش رو توی آشپزخونه کرد و گفت:
دختر جون، ببخشید که مزاحمت شدیم. میخوای نونها رو برات ببرم؟

تازه یادم افتاد که حتی بهشون سلام هم نکرده بودم !
پدر و مادرم تمام شب عین دو تا جوجه کوچولو روی مبل کز کرده بودند.
وقتی شام آماده شد،
پدرم یک کتلت بیشتر بر نداشت.

مادرم به بهانه ی گیاه خواری چند قاشق سالاد کنار بشقابش ریخت و بازی بازی کرد.
خورده و نخورده خداحافظی کردند و رفتند و این داستان فراموش شد و پانزده سال گذشت.
پدر و مادرم هردو فوت کردند.

چند روز پیش برای خودم کتلت درست می کردم که فکرش مثل برق ازسرم گذشت:
نکنه وقتی با شوهرم حرف می زدم پدرم صحبت های ما را شنیده بود؟
نکنه برای همین شام نخورد؟
از تصورش مهره های پشتم تیر می کشد و دردی مثل دشنه در دلم می نشیند.
راستی چرا هیچ وقت برای اون نون سنگک ها ازش تشکر نکردم؟
آخرین کتلت رو از روی ماهیتابه بر می دارم. یک قطره روغن می چکد توی ظرف و جلز محزونی می کند.
واقعا چهار تا کتلت چه اهمیتی داشت؟!
حقیقت مثل یک تکه آجر توی صورتم می خورد:

"من آدم زمختی هستم"

زمختی یعنی:
ندانستن قدر لحظه ها،
یعنی نفهمیدن اهمیت چیزها،
یعنی توجه به جزییات احمقانه و ندیدن مهم ترین ها.
حالا دیگه چه اهمیتی داشت وسط آشپزخانه ی خالی، چنگال به دست کنار ماهیتابه ای که بوی کتلت می داد، آه بکشم؟

آخ. لعنتی، چقدر دلم تنگ شده براشون؛
فقط… فقط اگر الان پدر و مادرم از در تو می آمدند، دیگه چه اهمیتی داشت خونه تمیز بود یا نه...
میوه داشتیم یا نه...
همه چیز کافی بود:
من بودم و بوی عطر روسری مادرم، دست پدرم و نون سنگک .
پدرم راست می گفت که:
نون خوب خیلی مهمه.

من این روزها هر قدر بخوام می تونم کتلت درست کنم،
اما کسی زنگ این در را نخواهد زد،
کسی که توی دستهاش نون سنگک گرم و تازه و بی منتی بود که بوی مهربونی می داد.
اما دیگه چه اهمیتی دارد؟
چیزهایی هست که وقتی از دستش دادی اهمیتشو می فهمی...!
زمخت نباشیم!

اعترافات حقیقت تلخ دوستانه روانشناسی

ROMANTIC

۲ روز پیش

مامانم همیشه میگه تا وقتی یکیو پیدا نکردی که برات مثل بچه ت باشه نرو توی رابطه، ازدواج نکن!
یه بار که پرسیدم یعنی چی، گفت یعنی مثل بچه ای که از گوشت و پوست و استخون خودته باشه برات، نه خوبشو، نه بدشو، نه خوشگلشو، نه زشتشو، نه داراشو، نه فقیرشو حاضر نباشی با کس دیگه ای عوض کنی، هر عیب و ایرادیم که داشته باشه دلت نخواد یکی بهترشو بیاری به جاش، چون برات بهترینه در هر حالتی.‌‌..
وقتی ازدواج کن که مطمئن باشی میتونی توی سختیا، نداریا، مریضیا، گرفتاریا مثل یه مادر بمونی به پای آسمون ابری و آفتابی زندگیِ طرفت، گاهی عینک آفتابی بزنی، گاهیم چتر بگیری دستت!

اعترافات حکیمانه عاشقانه فاز بالا

❤️ عاشق خدا ❤️

۷ ساعت پیش

دوست خوب مثل
چراغ توی تاریکیه
اما یادت باشه
به روشنایی رسیدی دورش نندازی...

دوستانه

❤️ عاشق خدا ❤️

۹ ساعت پیش

میتوان با این خدا پرواز کرد

سفره دل را برایش باز کرد

میتوان درباره گل حرف زد

صاف وساده مثل بلبل حرف زد

چکه چکه مثل باران راز گفت

میتوان با او صمیمی حرف زد

خدا

❤️ عاشق خدا ❤️

۲۱ دقیقه پیش

زندگی مثل یک ترن هوایی میمونه.
بالا و پایین داره، اما این انتخاب خودته که جیغ و فریاد بزنی
یا از سواری لذت ببری.

روانشناسی


جهت مشاهده تمامی جملات ارسالی کاربران اینجا کلیک کنید

اس ام اس های جدید،عاشقانه، خنده دار و . . . ارسالی کاربران

اس ام اس های عاشقانه, اس ام اس های جدید, اس ام اس های خنده دار, جمله های فیسبوکی, اس ام اس های عارفانه, اس ام اس مناسبتی, , زندگی, مثل, یک, ترن, هوایی, میمونه, , بالا, پایین, داره, , اما, این, انتخاب, خودته, که, جیغ, فریاد, بزنی, از, سواری, لذت, ببری, ,