پست های مربوط به مچاله

پست ها و اس ام اس های مربوط به کلمه ی مچاله

عزیزان علاقه مند جهت ارسال جملات خود به وبسایت (www.1jomle.com) یک جمله مراجعه کرده و پس از ثبت نام و ایجاد پروفایل اقدام به ارسال جملات خود کنید
جملات و پست های ارسالی در یک جمله، در کپی پیست کن نیز نمایش داده خواهند شد.

bahar73

۳ روز پیش

ته اتوبوس، آن صندلی آخر، کنار شیشه بهترین جای دنیاست
برای آنکه مچاله شوی در خودت
سرت را بچسبانی به شیشه و زل بزنی به یک جای دور
و فکر کنی به چیزهایی که دوست داری
و فکر کنی به خاطراتی که آزارت میدهد
و گاهی چشمهایت خیس شود، از حضور پر رنگ یک خیال
و یادت برود مقصد کجاست
و دلت بخواهد که دنیا به اندازه ی همین گوشه اتوبوس کوچک شود...و دنج و تنها...
و آه بکشی از یاد آوری حماقت های عاشقانه ات...
شیشه بخار بگیرد
و تو با انگشت بنویسی "آینده"
و دلت بگیرد از تصورش...
چشمهایت را ببندی
و تا آخرین ایستگاه در خودت گریه کنی

#پریسا_زابلی_پور

تنهایی درد دل دوستانه

ᗰᙓᔕ☂ᙓᖇ

۳ روز پیش

دوستای عزیز آخر سالی...
کسی ازم انتقاد داره بنویسه رو کاغذ...
.
.
.
.
بعد مچاله کنه بندازه تو سطل زباله...!!!
والا من به این خوبی و آقایی
^_^

دوستانه طنز

miss fateme

۲ روز پیش

من
تنهای تنها
گوشه ای کِز کرده ام
هوا کمی سرد است
درنبودَت
سردی را بیشتر حس میکنم
من
رفته رفته
در می یابم
که بی تو،همچو تکه کاغذ مچاله ای هستم
که دیگر مانند قبل نمیشود...!
من بی تو
خودم را فراموش کرده ام!
من بی تو هیچم
هیچ...
#فاطمه_ی

#فاطمه_ی

سنگین عاشقانه

*•.¸♥tanhaiiiii♥¸.•*´¯)‌

۱۰ ساعت پیش

داستان ثروتمند بی پول !

هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى از سرما مچاله شده بودند. هردو لباس‌هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى‌لرزیدند.
پسرک پرسید: «ببخشین خانم! کاغذ باطله دارین» کاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آن ها کمکی کنم. مى‌خواستم یک جورى از سر خودم بازشان کنم که چشمم به پاهاى کوچک آن ها افتاد که توى دمپایى‌هاى کهنه کوچکشان قرمز شده بود.
گفتم: «بیایین تو یه فنجون شیرکاکائوى گرم براتون درست کنم.» آن ها را داخل آشپزخانه بردم و کنار بخارى نشاندم تا پاهای شان را گرم کنند. بعد یک فنجان شیرکاکائو و کمى نان برشته و مربا به آن ها دادم و مشغول کار خودم شدم. زیر چشمى دیدم که دختر کوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خیره به آن نگاه کرد. بعد پرسید: «ببخشین خانم! شما پولدارین؟ »نگاهى به روکش نخ نماى مبل هایمان انداختم و گفتم: «من اوه نه!» دختر کوچولو فنجان را با احتیاط روى نعلبکى گذاشت و گفت: «آخه رنگ فنجون و نعلبکى‌اش به هم مى خوره.»
آن ها درحالى که بسته‌هاى کاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند.
فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولین بار در عمرم به رنگ آن‌ها دقت کردم. بعد سیب زمینى ها را داخل آبگوشت ریختم و هم زدم. سیب زمینى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، یک شغل خوب و دائمى، همه این ها به هم مى آمدند.
صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجایشان گذاشتم و اتاق نشیمن کوچک خانه مان را مرتب کردم. لکه هاى کوچک دمپایى را از کنار بخارى، پاک نکردم. مى خواهم همیشه آن ها را همان جا نگه دارم که هیچ وقت یادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.

داستانک

negin.313

۲۰ ساعت پیش

مرامچاله و خیس در آغوشت نگهدار، من از پهن شدن روى بند خاطرات گریزانم...

اس ام اس اعترافات

negin.313

۲۳ ساعت پیش

هر خاطره ای ، خاطره نمی شود ، هر دردی ، درد نیست ، تا روح را مثل کاغذ مچاله کند . خاطره باید جان داشته باشد ، تا زنده بماند . باید روح داشته باشد ، تا برای همیشه جاودانه شود . خاطره باید بسوزاند و خاکستر کند..

اس ام اس اعترافات تنهایی جدایی حقیقت تلخ درد دل دلتنگی دوستانه دپرس و غمگین

hasan

۲ روز پیش

اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست
ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود ..
ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد
و بوی دریا هوایی اش کرده است.
قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس
اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد ؟!!

آدم ها ، ماهی را در تنگ دوست دارند
و قلب ها را در سینه ...

ماهی اما وقتی در دریا شناور شد، ماهی ست
و قلب وقتی در خدا غوطه خورد، قلب است ..

هیچ کس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد
تو چطور می خواهی قلبت را در سینه نگه داری ؟

و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شود
و وقتی دریا مختصر می شود
و وقتی قلب خلاصه می شود
و آدم، قانع ..

این ماهی کوچک اما بزرگ خواهد شد
و این تنگ بلورین، تنگ و سخت خواهد شد
و این آب ته خواهد کشید.

تو اما کاش قدری دریا می نوشیدی
و کاش نقبی می زدی از تنگ سینه به اقیانوس ..

کاش راه آبی به نامنتها می کشیدی
و کاش این قطره را به بی نهایت گره می زدی ..
کاش ...

بگذریم ...
دریا و اقیانوس به کنار
نامنتها و بی نهایت پیشکش
کاش لااقل آب این تنگ را گاهی عوض می کردی
این آب مانده است و بو گرفته است

و تو می دانی آب هم که بماند می گندد
آب هم که بماند لجن می بندد
و حیف از این ماهی که در گل و لای، بلولد
و حیف از این قلب که در غلط بغلتد !

حکیمانه

ونداد

۱۶ ساعت پیش

هر چقدر
خودت را
از آفتاب پنهان کنی
هرچقدر که
پشت دیوارها
پناه بگیری
هرچقدر که
چشمانت را ببندی
بالاخره کسی تو را پیدا میکند...!
هرچقدر که
اسم ادمها را از دفترت خط بزنی
هرچقدر که
سیم های تلفن را بکشی
هرچقدر که
عکس های قدیمی را پاره کنی
بالاخره کسی پیدا میشود
که تو را پیدا کند...!
پشت یک پنجره
یا ته یک کوچه!
و یا مچاله در میان یک عکس کهنه!
آخرِسر کسی تو را پیدا می کند...!

تنهایی

ⓕⓐⓡⓩⓐⓝⓔⓗ

۷۶ روز پیش

ببخشيد شما ثروتمنديد؟


هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر كوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى كهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزيدند. پسرك پرسيد: ببخشين خانم! شما كاغذ باطله دارين؟
كاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آنها كمك كنم. مى خواستم يك جورى از سر خودم بازشان كنم كه چشمم به پاهاى كوچك آنها افتاد كه توى دمپايى هاى كهنه كوچكشان قرمز شده بود. گفتم: بيايين تو يه فنجون شيركاكائوى گرم براتون درست كنم.
آنها را داخل آشپزخانه بردم و كنار بخارى نشاندم تا پاهايشان را گرم كنند. بعد يك فنجان شيركاكائو و كمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول كار خودم شدم. زير چشمى ديدم كه دختر كوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خيره به آن نگاه كرد. بعد پرسيد: ببخشين خانم! شما پولدارين ؟
نگاهى به روكش نخ نماى مبل هايمان انداختم و گفتم: من؟ اوه... نه!
دختر كوچولو فنجان را با احتياط روى نعلبكى آن گذاشت و گفت: آخه رنگ فنجون و نعلبكى اش به هم مى خوره.
آنها درحالى كه بسته هاى كاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند. فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولين بار در عمرم به رنگ آنها دقت كردم. بعد سيب زمينى ها را داخل آبگوشت ريختم و هم زدم. سيب زمينى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، يك شغل خوب و دائمى، همه اينها به هم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجايشان گذاشتم و اتاق نشيمن كوچك خانه مان را مرتب كردم. لكه هاى كوچك دمپايى را از كنار بخارى، پاك نكردم. مى خواهم هميشه آنها را همان جا نگه دارم كه هيچ وقت يادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.
(((کتاب من منم، تو تویی)))
(((ماريون دولن )))

اس ام اس حکیمانه داستانک دوستانه

Şēpi໓ē_ค๓๖ēr

۱۰ ساعت پیش

اعتماد مثل کاغذ است یک بار که مچاله شود هر چقدر هم صافش کنید هیچ وقت مثل اولش نمی شود

حقیقت تلخ

٠•●♥اين نيز بگذرد313♥●•٠

۸ ساعت پیش

دوست عزیزی که میگی اعتماد مثل کاغذ میمونه و بعد مچاله شدن کاغذ دیگه صاف نمیشه...
(^_^) میخواستم بگم که خودم یکبار در کمبود A4بودم...
یه کاغذ مچاله رو با اتو صاف کردم خیلی هم خوب شد ...^_^

اس ام اس

اين نيز بگذرد

۲ روز پیش

خیلی وقت‌ها در زندگی به خاطر شرایطی که پیش می‌آید، زمین می‌خوریم،
مچاله و کثیف می‌شویم، احساس می‌کنیم که بی‌ارزش شدیم،
اما اصلاً مهم نیست که چه اتفاقی افتاده و چه اتفاقی خواهد افتاد!
شما هرگز ارزش خود را از دست نخواهید داد؛ کثیف یا تمیز، مچاله یا تاخورده، هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند ارزشمند هستید.

اس ام اس

alesa

۱۴ ساعت پیش

من عاشق زمستانم
عاشق اینکه ببینمت در زمستان آرام راه می روی
که سُر نخوری !
که گونه هایت از سرما سرخ شده است
سر خود را تا حد ممکن در یقه ات فرو کرده ای
دست هایت در جیبت به هم مچاله شده
معصومانه به زمین خیره ای
چه قدر دوست داشتنی شده ای ..
حرفم را پس میگیرم
من عاشق زمستان نیستم ،
عاشق توام ...

عاشقانه

alesa

۲ روز پیش

هر خاطره اي ، خاطره نمي شود
هر دردي ، درد نيست
تا روح را مثل کاغذ مچاله کند
خاطره بايد جان داشته باشد
تا زنده بماند
بايد روح داشته باشد
تا براي هميشه جاودانه شود
خاطره بايد بسوزاند و خاکستر کند ..

خاطره شعر و دوبیتی

Raha

۱۵ روز پیش

مچاله کن،بشکن،خط بزن،ارث بابات ک نیست دل تنهای منه!!

تنهایی جدایی حقیقت تلخ درد دل

negin

۲۲ روز پیش

حس آن ته سیگار مچاله
حس آن شاخه شکسته روی زمین
حس بیمار در کما رفته
حس آن بره که گرگ نشسته برایش به کمین
حس تنهایی و رخوت
حس جان دادن تو خلوت
حس مرگ دارم امشب !

اس ام اس

فاطمه

۴۲ روز پیش

بی نوازش های خداوندگارم
در دست های زندگی مچاله می شوم

مذهبی

لنا کوکوله

۵۷ روز پیش

خانه ام را فروختم!
درنزدیکی روستایی کلبه ای ساختم که به چشمانت نزدیک ترباشم..
چه کسی می گوید چشمانت نبض دارند؟
چه کسی میگوید دستانت حرارت دارند؟
چه کسی؟...
راستی چه کسی جزمن به چشمانت زل زده؟
چه کسی جز من دستانت رافشرده؟
آه...
چه سوالاتی!
تو خود..میدانی...من خانه ام را فروخته ام!
ازهمین حوالی که بالاتر بیایی لبو فروشی را میبینی که بی آنکه به من بگوید ازجام سرخ لبانت آتشی ساخته!
بالاتر یک رز فیروزه ای برای دیدنت خود را به آب وآتش زده تا فقط چند سانتی قد بکشد به هوای حوایت!
درخانه ام را که بزنی من به همراه یک جین دعا منتظرت هستیم..
دیشب هم منتظر بودیم!
من،یک فنجان چای،یک حبه قند،یک ساعت رومیزی،یک سنجاق کوچک آبی ویک روزنامه مچاله شده!
ما شش نفر منتظرت بودیم وتو..نیامدی!
باخود می گفتیم وقتی بیایی هفت نفر می شویم...
امشب...
نیا..
جمع شش نفره مان را بهم نزن..
ما سالهاست شش نفر مانده ایم..
حداقل بگذار من نباشم..
تو بیا..
وبازهم شش نفر بمان!

تنهایی حقیقت تلخ درد دل

OMID

۶۵ روز پیش

مچاله کن. بشکن. خط بزن. ارث بابات که نیست دل تنهای منه.

عاشقانه

delshekaste

۶۶ روز پیش

پسرک پولهای مچاله شده رو گذاشت جلوی فروشنده و گفت:
ببخشید یک کمربند برای روز پدر میخوام
فروشنده: چه جنسی باشه؟
پسرک: فرقی نمیکنه، فقط دردش کم باشه.....

پدر

yoonji

۹۹ روز پیش

حس آن ته سیگار مچاله
حس آن شاخه شکسته روی زمین
حس بیمار در کما رفته
حس آن بره که گرگ نشسته برایش به کمین
حس تنهایی و رخوت
حس جان دادن تو خلوت
حس مرگ دارم امشب !

دپرس و غمگین

omid

۱۰۸ روز پیش

خبر از من داری
از دلتنگی های من چطور
آن پروانه های شادی که در نگاهم بودن
خبرش رسیده که مرده اند
هیچ سراغ دلم را میگیری
کسی خبر داده که آب رفته ام از خستگی
مچاله ام از دلتنگی
که هیچ کلاغی نساختیم میان هم
وجدانت راحت
خبرهای من به تو نمی رسد...

تنهایی

nafas :|

۱۶۵ روز پیش

خبر از من داری؟…
خبر از دلتنگی های من چطور؟
و آن پروانه های شادی که در نگاهم بودند…
خبرش رسیده که مرده اند؟
هیچ سراغ دلم را میگیری؟
کسی خبر داده که آب رفته ام از خستگی؟
مچاله ام از دلتنگی؟
آه… که هیچ کلاغی نساختیم میان هم
وجدانت راحت…
خبرهای من به تو نمی رسد…

دلتنگی

korosh

۱۸۶ روز پیش

چراغها را خاموش کن ، نور نمی خواهم …
نگاهم که می کنی برق نگاهت من را که هیـــــــــــچ ، تمام شب را مچاله می کند …

اس ام اس

alesa

۱۹۲ روز پیش

هر زمان که شعر
توی وصف تو
کم می آورد
کاغذی مچاله می کنم
ای جمال ِ ماورای شعر
من شبی به خاطرت
زیر کوه ِ کاغذ مچاله دفن می شوم

شعر و دوبیتی عاشقانه

nazanin

۲۰۵ روز پیش

اعتماد
مانند یک کاغذ است
اگرمچاله شد دیگر
نمی تواند به حالت اولش برگردد

حقیقت تلخ

alesa

۲۴۳ روز پیش

دستمال کاغذی به اشک گفت:
قطره قطره‌ات طلاست
یک کم از طلای خود حراج می‌کنی؟
عاشقم.. با من ازدواج می‌کنی؟

اشک گفت: ازدواج اشک و دستمال کاغذی!؟
تو چقدر ساده‌ای خوش خیال کاغذی!
توی ازدواج ما، تو مچاله می‌شوی
چرک می‌شوی و تکه‌ای زباله می‌شوی
پس برو و بی‌خیال باش
عاشقی کجاست؟ تو فقط دستمال باش!

دستمال کاغذی، دلش شکست
گوشه‌ای کنار جعبه‌اش نشست
گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد
در تن سفید و نازکش دوید خون درد

آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد
مثل تکه‌ای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرک و زشت مثل این و آن نشد

رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاک بود و عاشق و زلال
او با تمام دستمال‌های کاغذی فرق داشت
چون که در میان قلب خود دانه‌های اشک کاشت.

تنهایی جدایی دلتنگی عاشقانه

alesa

۲۷۴ روز پیش

دنبال وجهی می گردم
که تمثیل تو باشد
زلالی چشم هایت...بی پایانی آسمان
مهربانی دست هایت...نوازش گندم زار
و همین چیزهای بی پایان
نمی دانستم دلتنگیت
قلبم را مچاله می کند
نمی دانستم وگرنه
از راه دیگری
جلو راهت سبز می شدم
تمهیدی،تولد دوباره ای،فکری
تا دوباره
در شمایلی دیگر
عاشقت شوم
گفته بودم دوستت دارم؟!

عاشقانه

david

۳۴۸ روز پیش

اگه خیلی مهربان شود ورق میزند ولی اکثر اوقات مچاله میکند روزگار …

حقیقت تلخ


جهت مشاهده تمامی جملات ارسالی کاربران اینجا کلیک کنید

اس ام اس های جدید،عاشقانه، خنده دار و . . . ارسالی کاربران

اس ام اس های عاشقانه, اس ام اس های جدید, اس ام اس های خنده دار, جمله های فیسبوکی, اس ام اس های عارفانه, اس ام اس مناسبتی, , اگه, خیلی, مهربان, شود, ورق, میزند, ولی, اکثر, اوقات, مچاله, میکند, روزگار, , , , ,