Radio_Caption
واقعا نیاز دارم با یکی که نا امیدم نکنه آشنا شم.
🔗

سایر پست‌های این کاربر

Radio_Caption
همش بهم میگن : از بیرون خیلی سرد و جدی به نظر میای _خب عزیزم من چیکار کنم تو بیرون موندی !؟ /:
🔗
Radio_Caption
فقط کافیه به دستت بیاره بعد یه جوری میذارتت کنار که انگار هیچ وقت نبودی
🔗
Radio_Caption
از همه اونایی که آرزو کرده بودن ۱۴۰۴ سال خوبی داشته باشیم خواهش می‌کنم دیگه آرزو نکنن. من یکی دیگه ظرفیت ندارم.
🔗
Radio_Caption
شاید یه روز که همه چی عوض شد، بهت گفتم چی بهم گذشت.
🔗
Radio_Caption
مامانم یه حرف خیلی خوبی داره و من اینو دیگه برای محک آدمهای دور و برم امتحان میکنم؛میگه به آدم های زندگیتون که فکر می کنید خ خوبن، یبار خلاف میلشون حرف بزنید و رفتار، اون موقع متوجه نیّت واقعیِ و رفتار اصلیشون میشین. اصطلاحا میگه یبار به جای بله بگو نه، نتیجه اش شگفت انگیزه.
🔗
Radio_Caption
داری زندگیتو میکنی یهو میبینی دندوناتو داری محکم بهم فشار میدی.
🔗
Radio_Caption
از لحاظ روحی نیاز دارم حداقل یه نفر منو بیشتر از همه دوست داشته باشه.
🔗
Radio_Caption
خیلی دوست دارم یه روزی همه‌مون از ته دل خوشحال باشیم.
🔗
Radio_Caption
من اینجوریم که اگه یکیو دوس داشته باشم همه چیزم شبیهِ اون میشه، اخلاقم مثل اون میشه، علایق اون میشه علایق من، ناراحتیش میشه ناراحتی من و خوشحالیش، خوشحالیِ من و یجورایی میشم اون.
🔗
Radio_Caption
از اینکه همیشه پیشم می‌مونه مطمئن نیستم ولی از این مطمئنم که بعد از اون دیگه هیچوقت نمی‌تونم کسیو عین اون دوست داشته باشم.
🔗
Radio_Caption
صمیمیت واقعی در رابطه از جایی شروع می‌شود که آدم جرئت می‌کند بگوید: این بخش از من می‌ترسد.
🔗
Radio_Caption
آرزو می کنم هیچ وقت از کسی که انتظارش رو ندارید دلتون رو نشکنه .
🔗
Radio_Caption
تو چشمات واقعا فرق میکرد وگرنه من آدمی نبودم انقدر راحت خودمو ببازم.
🔗
Radio_Caption
خوشبحال اونایی که تو این شرایط دلشون ب بودن یکی خوشه….
🔗
Radio_Caption
نامه ای به خودم .. اینقدر برای هر چیز ساعت ها فکرتو درگیر نکن.))
🔗
Radio_Caption
بهم یه چیز قشنگ بگو. - تو! نه یه چیز خیلی قشنگ بگو - ما :)
🔗
Radio_Caption
انقدر غریبه شدیم که حتی الانم نگرانم نشدی.
🔗
Radio_Caption
مامانم میگه شدت فشار دادن دندونات به همدیگه تو خواب خیلی زیاد شده. مامان جان بیا ببین تو قلبم چخبره...
🔗
Radio_Caption
مگه برنامه روزی هشت لیوان آب نبود؟ پس چرا شد هشت لیتر گریه؟
🔗
Radio_Caption
کاملاً طبیعیه بخاطر اضطراب خوابت نبره! هرگز نخواه با این اضطراب بجنگی. همین.
🔗
Radio_Caption
جرأتشو داری منو با زخمایی که هیچوقت خوب نمیشن دوست داشته باشی!؟
🔗
Radio_Caption
درباره‌ی مدیریت اضطراب قشنگ می‌گفت: «پرنده روی شاخه می‌شینه نه با این اطمینان که شاخه نمی‌شکنه، بلکه با این اطمینان به خودش که اگرم شاخه بشکنه اون بلده پرواز کنه.»
🔗
Radio_Caption
غم دیگه دنبالم نیست، اون بخشی از من شده.
🔗
Radio_Caption
اگه قرار نیست اینطوری با هم پیر بشید همین الان راهتونو جدا کنید که فردا دیره..
🔗
Radio_Caption
این جمله از جنایات و مکافاتِ داستایِوسکی دقیقا همون حسی رو میگه که این روزها دارم: «هر وقت سعی میکنم لبخند بزنم، احساس میکنم به آنچه در درونم است خیانت میکنم...»
🔗
Radio_Caption
آدم می‌تونه هم‌‌زمان که دارد برای زندگی تلاش می‌کنه و می‌‌جنگه، به رفتن و گم‌وگور شدن هم فکر کنه
🔗
Radio_Caption
من تو زندگیم اشتباهات زیادی داشتم ، ولی خدا منو جایی مجازات کرد که وفادارترین بودم :)
🔗
Radio_Caption
یه کانفیگم به خدا برسونید، ارتباطش با ما کلا قطع شده.
🔗
Radio_Caption
از آدم‌هایی که می‌شه باهاشون درباره همه‌چیز حرف زد خوشم میاد.
🔗
Radio_Caption
پلتفرمامو چک میکنم اخبار میخونم. میام با خانواده معاشرت کنم درباره اخبار حرف میزنیم. با دوست‌ پسرم حرف میزنم اخبار تحلیل میکنیم. به دوستام زنگ میزنم باز اخبار میگیم. زوال عقل گرفتم واقعا.
🔗

کامنت‌ها

هنوز کامنتی ثبت نشده است.