✿ کپشن خاص ✿
جهان پر شده از نمره های بیست،
دانش آموزان زرنگتر
بمب های بزرگتری خواهندساخت
اگر قلب های کوچکتری داشته باشند!
و هیچ کس
نمره مهربانی دست های تو را
وقتی به گربه های گرسنه غذا می دهی
در کارنامه ات نخواهد نوشت
دامن چین دارت را بپوش و بچرخ
جهان به ساز تو می رقصد
من برای معلمت نامه ای خواهم نوشت
و به او خواهم گفت
از مشق های زیاد که انگشت های کوچکت را خسته می کند
بیزارم...
#راضیه_بهرامی_خشنود
پستهای مشابه
عشق حد وسط ندارد، یا نابود میکند یا نجات میدهد.
و آنها که آمده بودند از غم ما بکاهند، غم بیشتری به ما هدیه دادند.
برایت گلهایی خواهم فرستاد
که از زخمم نوشیدهاند ..
- گالیا پوپووا
♡
دوست دارم همین حالا گریه کنم
برای همه چیز ، برای همین حالا
اما رنج ، رمقی برای ابراز ندارد
- معین دهاز
♡
آدم
هیچوقت
طعم
بعضی
از
اشکها
را
فراموش
نمیکند.
فقط کافیه به دستت بیاره
بعد یه جوری میذارتت کنار که انگار هیچ وقت نبودی
بی معرفتی آدما به هم،فرصتِ تنهایی میده
و تنهایی جرأتِ پرواز...
میشه از تنهایی یه پرنده شد و پرواز کرد...
در تاریخمان بنویسید:
آنان که زنده مانده بودند هم مُردند
ما نگاه کردیم و ذره ذره تمام شدیم ..
کلاً اینجوریم که تو اوج صمیمیت بازم به آدما شک دارم!
همیشه حس میکنم آدما کاملاً اون چیزی که بیان میکنن یا نشون میدن نیستن؛ بلکه اون چیزی هستن که هیچوقت راجع بهش حرفی نمیزنن.
کاش بفهمی که
من زود رنج نیستم
تو تنها نقطه ضعفمی
من وابسته ی کسی نیستم و
آدمای زیادی دورمن
ولی تو تنها نیازمی
من اصرار به موندن کسی ندارم
فقط میخوام تو باشی
دوست داشتن خیلی خطرناکه ؛ درست مثل این میمونه قلبتو دو دستی از جاش در بیاری کادو پیچ شده تحویل یکی دیگه بدی و اونقدر بهش اطمینان داشته باشی که طرف آسیبی به قلبت نمیزنه ، ولی یه روز میونِ اون همه باور و اعتمادت نسبت به اون آدم فقط قلبته که دیگه جز سنگ چیزی ازش باقی نمونده!
و در نهایت همه چی را دست او می سپارم
میشناسمش ، چنان جهان را میگرداند که من و آرزوهایم کنار هم راه می رویم ..
♡
اگر مرگ مرا در هر لحظهای فرا گرفت، فراموش نکن، من بیشتر از خود تو را دوست داشتم.
چشمات دریچهای به تموم آرزوهای من است
• |.
من میدونم وقتی برم، دیگه محاله برگردم. برای همینه که تا آخرین لحظه همهی تلاشمو میکنم.
علیرضا روشن میگه:
اندوهگین نباش سرزمین من
در شکاف زخم های تو بذر گل کاشتهام
تو روزی، سراسر گلستان خواهی شد .🩵
♡
با چَشمهایش چیزهایی را دیده بود که آرزو می کرد ای کاش از بدو خلقتش چشم نداشت و یا کور می شد و این روزها را نمیدید :(
♡
با تمام دردها، با تمام زخمها
باز هم صبح و زندگی قشنگ است
تقلای آفتاب برای رساندن دستانش به
گلهای فرش از لابلای پرده
تن شستن برگ در زلال خورشید
اینها قشنگ اند ..
با تمام رنجها می شود به زندگی سلام کرد و عابران کوچه را دوست داشت ..
- محبوبه احمدی
♡
بگذار بگذرد
روزهایی که روز ما نیست....
روزگاری روز ما هم می رسد....
♡
حال همه ما تاسیان است؛
نمرده ایم
اما زنده هم نیستیم...
شکل سرگردانی ِ من بود
بوی غم میداد چشمانش
- فروغ فرخزاد
♡
به او بگویید بعد از او ، هیچکس را قدرِ او دوست نداشتهام ..
میدانم توانِ بازگشت ندارد
اما همین که بداند ، کافیست مرا :(
♡
و من تکههایی از تو را دوست دارم که
هیچکس قادر به دیدن آنها نیست.
• |.
نه آقا نمیخونه !
این دخل با این خرج نمیخونه !
این حجم از تلاش با این نتایج نمیخونه!
این لبخندهای سطحی با این غم عمیق نمیخونه !
به سرزمینم میمانی
اندوهگین
اما زیبا
اما دوست داشتنی 🤍
- غسان کنفانی
♡
و ما،
۴۰ روز است
که ناوگانی عظیم از بلاتکلیفی،
شناور در دریایِ غم هستیم...
نگاه کن که غم درونِ دیدهام
چگونه قطره قطره آب میشود
- فروغ فرخزاد
♡
تو یه زخمی روی قلبم
که فشارش میدم از قصد.
تو مثل عطر شالیزارِ باران خورده میمانی ، همینقدر لطیف .
- غلامرضا رنجبری
♡
او رفیق واقعی من است ..
کسی که که بیحساب از ترسها ، تاریکیها و سیاهیهایم برایش گفتم و باز هم مرا شجاع ، پرنور و پررنگ دید ..️
♡
کامنتها