کپشن های مربوط به مادربزرگ

7ilife.blog.ir

اکانت خصوصی

دعاهای زیر از کتاب سومین جشنواره بین‌المللی "دستهای کوچک دعا" است.

خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگ‍‍م دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد!
(الناز جهانگیری / 10 ساله)

ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم!
(شاهین روحی / 11 ساله)

آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد!
(تاده نظر‌بیگیان / ۵ ساله)

خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی!
(نسیم حبیبی / ۷ ساله)

ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم.
از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست!
(فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)

خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی!
(سوسن خاطری / 9 ساله)


آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند!
(سحر آذریان / ۹ ساله)


بسم الله الرحمن الرحیم.
خدایا!
از تو می‌خواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می‌خورد و می‌گوید کی کارت پایان خدمت می‌گیری؟
(حسن / 8 ساله)


خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره!
(پویا گلپر / 10 ساله)

خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می‌کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی!
(پیمان زارعی / 10 ساله)

خدایا! یک برادر تپل به من بده!!
(زهره صبورنژاد / 7 ساله)

خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو می‌خواهم که به پدر و مادر همه بچه‌های تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی "اکسجید" را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانه‌یمان مانند بچه‌های سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم...
(مهسا فرجی / 11 ساله)

دلم می‌خواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژله‌ای بزنم!
(روشنک روزبهانی / 8 ساله)


خدایا! تمام بچه‌های کلاسمان زن داداش دارند از تو می‌خواهم مرا زن داداش بدهی!
(شایان نوری / 9 ساله)

خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و خانم معلم‌مان هم مرا بوس کند
(امیرحسام سلیمی / 6 ساله)

خدیا! دعا می‌کنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند!
(فاطمه یارمحمدی / 11 ساله)

ای خدا! من بعضی وقت‌ها یادم می‌رود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود!
(شقایق شوقی / 9 ساله)


خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد با مامان و کیف صبحانه برگرديم خانه. پاهای من هم یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی می‌خوان دعامی‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود!
(باران خوارزمیان / 4 ساله)

خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده!
(محمد حسین اوستادی / 7 ساله)

خدایا! من دعا می‌کنم که گاو باشم! و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم!
(سالار یوسفی / 11 ساله)

خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا ميکنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم!
(نیشتمان وازه / 10 ساله)

خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمی‌کنم!
(هدیه مصدری / 12 ساله)

خدایا! دست شما درد نکند
ما شما را خیلی دوست داریم!
(مینا امیری / 8 ساله)


خدا

ROMANTIC

اکانت خصوصی

‍‍مادربزرگ می گفت:
آدم بوی غذایی را بشنود،
دلش بخواهد
و نداشته باشدش نفسَش می ماند؛
مریض می شود..!
دیروز کنارِ پنجره بوی عطرت می آمد

• مریم قهرمانلو


اعترافات عاشقانه

ROMANTIC

اکانت خصوصی


جمعه هارابایدقاب گرفت!
درست مثل همان عکس های قدیمی و
خاک گرفته ی روی دیوار.
انگارجمعه هاماندگارترین روزهای آفرینش اند..
تلخی هاوشیرینی هایش,قاب میشود
و
میچسبدبه دیوارخانه دلت.
مثل لبخندهای مادربزرگ درآن عکس های قدیمی.
یامثل گریه های من درآغوش مادر,
که بادیدنش درعکس های قدیمی,
لبخندمیزنم.
مردوزن هم ندارد...
جمعه هابایدکسی راداشته باشی که تورا
درآغوش بکشد!
چمعه هارابایدعاشقانه گذراندتا
غروبش دلگیرت نکند.


حقیقت تلخ درد دل دلتنگی دوستانه دپرس و غمگین عارفانه مادر مناسبتی

__V__

اکانت خصوصی

از نظر مادربزرگ‍‍ا،
نوه ي خوب اونيه كه بيشتر از بقيه غذا بخوره :D


طنز

__V__

اکانت خصوصی

یعنی اگه تابوت منو ببرن پیش مادربزرگ‍‍م
در تابوتُ باز میکنه اول میپرسه :
غذا خوردی؟؟؟ D:


طنز

۳۱۳ ☂ گل بارون زده ツ

اکانت خصوصی

پا به پای کودکی هایم بیا

کفش هایت را به پا کن تا به تا

 

قاه قاه خنده ات را ساز کن

باز هم با خنده ات اعجاز کن

 

پا بکوب و لج کن و راضی نشو

با کسی جز عشق همبازی نشو

 

بچه های کوچه را هم کن خبر

عاقلی را یک شب از یادت ببر

 

خاله بازی کن به رسم کودکی

با همان چادر نماز پولکی

 

طعم چای و قوری گلدارمان

لحظه های ناب بی تکرارمان

 

مادری از جنس باران داشتیم

در کنارش خواب آسان داشتیم

 

یا پدر اسطوره  دنیای ما

قهرمان باور زیبای ما

 

قصه های هر شب مادربزرگ‍‍

ماجرای بزبز قندی و گرگ 

 

غصه هرگز فرصت جولان نداشت

خنده های کودکی پایان نداشت

 

هر کسی  رنگ خودش بی شیله بود

ثروت هر بچه قدری تیله بود

 

ای شریک نان و گردو و پنیر  !

همکلاسی ! باز دستم را بگیر

 

مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست

آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟

 

حال ما را از کسی پرسیده ای ؟

مثل ما بال و پرت را چیده ای ؟

 

حسرت پرواز داری در قفس؟

می کشی مشکل در این دنیا نفس؟

 

سادگی هایت برایت تنگ نیست ؟

رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست ؟

 

رنگ دنیایت هنوزم آبی است ؟

آسمان باورت مهتابی است ؟

 

هرکجایی شعر باران را بخوان

ساده باش و باز هم کودک بمان

 

باز باران با ترانه ، گریه کن !

کودکی تو ، کودکانه گریه کن!

 

ای رفیق روز های گرم و سرد

سادگی هایم به سویم باز گرد!


شعر و دوبیتی

__V__

اکانت خصوصی

بعضی ها موقع ناراحتی دیگران شروع میکنن به نصیحت....
اینا مادربزرگ درون دارن :///


اصن یه وضی

OMID

اکانت خصوصی

برا اینکه مادربزرگ‍‍م نره تو اتاقم ودست به کامپیوترم نزنه


بهش گفتم کامپیوتر وصله به اینترنت،دست بزنی عکسات یهو تو اینترنت پخش میشه


طنز

_Terror_

اکانت خصوصی

گفتم:
‍‍مادربزرگ نمی‌خواهی بروی دکتر
چین و چروک دور لب‌هایت را برداری
کمی جوان شوی و زیباتر؟

خندید و گفت:
خدابیامرز پدربزرگت
مرا با همین اسناد و مدارک هم
سخت می‌شناسد
این‌ها رد بوسه‌های آن دورانند
ما به پای هم پیر نشدیم
که حسرت جوانی بخوریم

گفتم:
از کجا می فهمد، این لب همان لب است
و این غنچه همان غنچه؟

گفت باغبان هم نفهمد
گل که خوب می‌داند
در کدام باغچه روییده!


درد دل دلتنگی عاشقانه

nmd

اکانت خصوصی

‍‍مادربزرگ میگفت :
آدم بوی غذایی را بشنود
دلـش بخواهد
و نداشته باشدش
نفسَش میماند ؛ مریـض میشود ..!
دیروز کنارِ پنجـره
بوی عطرت
می آمد ...
#مریم_قهرمانلو


اس ام اس تنهایی دلتنگی دپرس و غمگین عاشقانه