تکستتیوب
اکانت خصوصی
یا مثلا اینجا که «ییلماز اردوغان» میگه :
در دستهای چه کسی اسراف میشوی تو
اکنون که من به ذره ذرهات محتاج
. .
یا مثلا اینجا که «ییلماز اردوغان» میگه :
در دستهای چه کسی اسراف میشوی تو
اکنون که من به ذره ذرهات محتاج
. .
مثل شبی که فرداش قرار بود،
برای اولین بار برم اردو....
مثل شبی که فرداش بابام من رو
با خودش میبرد بازار که
برام آتاری بخره....
یه حالی که فکر میکنی
اگه نخوابی شب زودتر میگذره
و زودتر صبح میشه...
یه حال اینطوری میخوام....
#کامنت_کنید...
یه حال این چنینی کامنت کنید..
مثل شبی که فرداش قرار بود،
برای اولین بار برم اردو....
مثل شبی که فرداش بابام من رو
با خودش میبرد بازار که
برام آتاری بخره....
یه حالی که فکر میکنی
اگه نخوابی شب زودتر میگذره
و زودتر صبح میشه...
یه حال اینطوری میخوام....
#کامنت_کنید...
یه حال این چنینی کامنت کنید..
‏قشنگی دوست داشتن یواشکی و کراش داشتن رو یلماز اردوغان خیلی قشنگ توصیف کرده:
من احتمال این را که تو دوستم داشته باشی،دوست داشتم.
•
ما اردوی واقعی رو تو مدرسه برگزار میکردیم مقصد بهانه بود ..
♡
من،
احتمال اینکه تو دوستم بداری را،
دوست داشتم.
.ییلماز اردوغان
کاش فردا قرار بود مدرسمون ببرتمون اردو و منم رضایت نامه مو امضا شده گذاشته بودم
رو کیفم و از هیجان خوابم نمی برد.
♥ مــن یـکــــ دخـتــر چــادریـــم ...
شاد و پرنشاط ، سرزنده و پرکار...
قرآن و نهج البلاغه اگر میخوانم ، رمان و حافظ هم میخوانم.
عاشق پهلوانی های حضرت حیدر اگر هستم ، یک عالمه شعر حماسی از شاهنامه هم حفظم.
پای سجاده ام گریه اگر میکنم ، خنده هایم بین دوستانم هم تماشایی است !
من یک عالمه دوست و رفیق دارم.
تابستان ها اگر اردوی جهادی میرویم ، اردوهای تفریحی ام نیز هرهفته پا برجاست ...
ما اگر سخنرانی میرویم ، پارک رفتنمان هم سرجایش است ...
مسجد اگر پاتوق ماست ، باغ و بوستان پاتوق بعدی ماست ...
برای نماز صبح قرار مسجد اگر میگذاریم ، هنوز خورشید نزده از مسجد تا خانه پیاده قدم میزنیم.
دعای عهدمان را اگر میخوانیم ، همانجا سفره باز میکنیم و با خنده و شادی صبحانه مان میشود غذا با طعم دعا !
ما اگر چادر سر میکنیم ، نقاش هم هستیم ، خطمان هم خوب است
حرفهای دخترانه مان سرجایش ، شوخی های دوستانه مان را هم میکنیم ،
نمایشگاه و تئاتر هم میرویم ، سینما هم اگر فیلم خوب داشت ...
کوه هم میرویم ، عکس های یادگاری ، فیلم های پر از خنده و شادی...
کی گفته ما چادری ها ...
من قشنگ تر از دنیای خودمان سراغ ندارم !
دنیای من و این رفیقان با خدایم ،
همین هایی که دنبال زندگیشان در کوچه و خیابان نمیگردند ،
همین هایی که وقتی دلت را میشکنند تا حلالیت ازت نگیرند ول کن نیستند ،
همین هایی که حیاشان را نفروختند ...
اون موقع ها
که از طرف مدرسه میرفتیم اردو انقد تو ماشین برای سلامتی ” آقای راننده” صلوات میفرستادیم فک کنم اگه راننده سرطـــانم داشت همون شب شفــا پیدا می کرد:|
عاقا من تا حالا تو هر مدرسه ای بودم بقیه مدرسه ها کلی میبردن اردو و این طرف و اون طرف. تو هر کلا سی بودم شلوغ ترین وتنبل ترین کلاس بوده. تو هر صفی بودم سرعت بقیه صفا از این بیشتر بوده به خصوص صف بنزین
شما هم اینجورین عایا یا فقط من اینجوریم؟؟؟؟؟؟