کپشنخآص
اکانت خصوصی
جوانی مان صرف دوام آوردن شد؛ نه زندگی.
جوانی مان صرف دوام آوردن شد؛ نه زندگی.
جنگیدن، جنگیدن، جنگیدن، من از جنگیدن تا سر حد مرگ برای به دست آوردن هرچیز، حتی چیزهای کوچک، خستهام.
هنوز
فرصت
نکردهام
زندگی
کنم،
تا
الان
هرچه
بود
دوام
آوردن
بود!
‏یکی از دردناکترین صحنههای زندگی، درموندگیِ آدمیه که برای درآوردن هزینههای اولیه زندگیش، مجبوره انسانها و کارفرمای بیادب، بیمرام، از خود راضی و تازه به دوران رسیده رو تحمل کنه.
‏ولی من تازه فهمیدم بعضی چیزها به دست آوردنی نیس، بیخیال شدنیه، بیخیالت شدم عزیزم.
اگه حتی یه شانس کوچیک
برای به دست آوردن چیزی که
دوست داری وجود داره
ریسک کن
زندگی خیلی کوتاهِ .. .
ولی من تازه فهمیدم بعضی چیزا بدست آوردنی نیس ، بیخیال شدنیه
‏شصت سالت که بشه تمام آرزوت اینه یه نفر رو داشته باشی تا حرفت رو بفهمه و آرومت کنه، برای به دست آوردن اون آدم باید بین بیست تا سی سالگی خوب انتخاب کرده باشی، این یکی از مهمترین سرمایه گذاریهای بلند مدت زندگیه ولی خیلیها سود کوتاه مدت میخوان.
جنگیدن، جنگیدن، جنگیدن، من از جنگیدن تا سر حد مرگ برای به دست آوردن هر چیز، حتی چیزهای بسیار کوچک، خستهام.
‏آخه ینی چی «منو همینجور که هستم باید بخواد»؟ مگه جز اخلاق خوب، چه منفعتی میتونید واسه دیگران داشته باشید که اینم ازشون دریغ میکنید؟فکر کردین ملت، عمر و زندگیشونو از سر راه آوردن که بمونن پای اخلاق گند شما؟