بیودپ
اکانت خصوصیاتفاقا باید باهات رودربایستی داشته باشن باید حد خودشون رو بدونن، اجازه نده کسی باهات شوخی کنه، یه روز میفهمی هر بار که بی احترامی میبینی، تهش وصله به همون روزهایی که اجازه دادی همه باهات راحت باشن
اتفاقا باید باهات رودربایستی داشته باشن باید حد خودشون رو بدونن، اجازه نده کسی باهات شوخی کنه، یه روز میفهمی هر بار که بی احترامی میبینی، تهش وصله به همون روزهایی که اجازه دادی همه باهات راحت باشن
هیچ کس شایسته ی اشکهای تو نیست و آن که شایسته است تو را به گریه نمی اندازد.
گابریل گارسیا مارکز
. .
با بعضی از شعرها می شود مرد؛ مثل این شعر از نزار قبانی:
"رفتنت؛
آنقدرها هم که فکر میکنی فاجعه نیست
من مثل بیدهای مجنون
ایستاده میمیرم..."
. .
اما من دلم میخواد آدم بزرگی بشی. حتی اگه دیگه ندیدمت، بشنوم که موفق شدی. حتی اگه نشد بهت کمک کنم بفهمم که روی پای خودت ایستادی. بفهمم که خوشحالی. بفهمم که بالاخره تونستی عاشق بشی. بفهمم بالاخره فهمیدی از زندگیت چی میخوای. بفهمم خانواده خودت و تشکیل دادی و طعم خوشبختی رو چشیدی. بفهمم عاشق زندگیتی. بفهمم اونقدر خوشحالی که دیگه من و یادت نمیاد.
نه
ریشهی
ماندن
داریم
نه
پای
رفتن،
ایستادهایم
بلاتکلیف،
خسته،
غمانگیز!
I'ᴍ sᴛᴀɴᴅɪɴɢ ɪɴ ᴛʜᴇ ᴍɪᴅᴅʟᴇ ᴏғ ᴛʜᴇ ᴡᴏʀʟᴅ.
Hᴇʟᴘʟᴇss, sᴄᴀʀᴇᴅ ᴀɴᴅ ᴛɪʀᴇᴅ...
ایستادم وسط دنیا
بی پناه، ترسیده و خسته...
هرگز از حرفهایی که مردم
درباره تو می گویند نگران نشو.
هیچگاه کوچکترین توجهی
به آن نشان نده.
همیشه فقط به یک چیز فکر کن:
« داور خداست. آیا من در برابر او روسفیدم؟ »
بگذار این معیار قضاوت زندگی
تو باشد تا بی راهه نروی ...
تو باید روی پای خودت بایستی
و تنها ملاحظه ات این باشد که :
«هر کاری انجام می دهم باید مطابق شعور خودم باشد. تصمیم گیرنده باید آگاهی و شعور خودم باشد. »
آنگاه خدا داور تو خواهد بود...
پارتنر شما نشانه شخصیت شماست، لطفا اون رو از تو پارتی و خیابون و دور دور و کافههای ایستاده پیدا نکنید.
کتاب، برایم دنیای تازهایست ، حرفهای تازه و کارهای تازه ، همچین جذب نوشتههای کتاب میشوم که اگر بیخ گوشم توپ بترکانند حالیام نمیشود ، مثل آدم تشنه که به آب رسیده باشد ، هر جمله برایم شده است یک جرعه آب گوارا ، آب خنک ، صاف و زلال که به من جان میدهد.
- احمد محمود
♡
این روزها
انقدر پرتم
انقدر دورم
انقدر تاریکم
انقدر آشفتهام
انقدر خالی و پر از هیچم
که در ذهنم هم حرفی ندارم ،
کاش پیرتر بودم یا خیلی از الانم جوانتر ؛
اینجا که من ایستادهام چیزی جز زخم و سکوت نیست...