زندگی من
اکانت خصوصیگاهی به من بگو که از تاریکیِ خودم بیرون بزنم و امیدوار باشم و نترسم ، گاهی به من بگو که زندگی هنوز ارزش زیستن دارد و یک داستانِ غمگین هنوز هم میتواند پایان شادی داشته باشد 🤌🏻
گاهی به من بگو که از تاریکیِ خودم بیرون بزنم و امیدوار باشم و نترسم ، گاهی به من بگو که زندگی هنوز ارزش زیستن دارد و یک داستانِ غمگین هنوز هم میتواند پایان شادی داشته باشد 🤌🏻
اینجا آدما به اسم عشق و دوست داشتن دنبال کسی میگردن که بتونه شب بیرون بمونه نه کسی که اینا خط قرمزش باشه، اره عزیزم :)
چه حال کثافتی دارم، انگار بچگیمه، غروب جمعه تو تاریکی از خواب پاشدم دیدم همه رفتن بیرون منو نبردن.
آدمها میان تو زندگیت و یهطوری باهات رفتار میکنن انگار دوست داشتنیترین آدمی، هر شب و هر روز بهت تکست میدن و وانمود میکنن واقعا دوست دارن ولی بعدش یهو درست مثلِ یه آشغال از زندگیشون پرتت میکنن بیرون و تو میمونی و هزار نوع تروما.
‏کسی اصلا براش مهم نیست
تو داری تو غم و افسردگی له میشی
خودت خودتو بکش بیرون
حالا آن برق قدیمی در چشمانم را میبینی؟
دیگر نیست
تو با بیرحمی آن را از وجودم بیرون کشیدی...
چون بیرون سرده برنگرد به خونهای که آتیش گرفته.
کاش بهم پیام میدادی میپرسیدی حالم چطوره چیکار میکنم این مدت چی گذشت بهم، دردناکه فکر میکنم تو حتی یه لحظه ام به من فکر نمیکنی، درحالی که تو هیچوقت از ذهن من بیرون نمیری.
امیدوارم از نبردهایی که ازشون حرف نمیزنی برنده بیرون بیای ..
بریدهای، اما نمیگی.
خستهای، اما نمیخوابی.
دلت گرفته، اما نمیریزی بیرون.
آخه یاد گرفتی
هیچکس به اندازهی خودت
حرفاتو جدی نمیگیره.