زندگی من
اکانت خصوصی
عزیز من ..
تنها دلیل ادامه ی این زندگی نکبت بار
این روزگار ناجالب و بیهوده
تنها و تنها دوست داشتن توست 🫀
عزیز من ..
تنها دلیل ادامه ی این زندگی نکبت بار
این روزگار ناجالب و بیهوده
تنها و تنها دوست داشتن توست 🫀
عزیزم،
تلاش
برای
فراموشیِ
کسی
که
روحِ
تو
را
لمس
کرده،
بیهوده
است.
حقیقتا دیگه دنبال چرا نیستم و این کار رو بیهوده میدونم، خیلی وقته فقط دنبال چطور هستم، چطور کنار بیام، چطور بجنگم، چطور پشت سر بزارم.
اینکه بشقاب صبحونه ت رو قشنگ بچینی...
توی بطری آب، لیمو بندازی...
برای کتابت بوک مارک بخری...
به کلیدت عروسکای بامزه آویزون کنی...
روی وسایلت استیکر بچسبونی...
میشه شور زندگی...
به نظر بیهوده میاد؛
اما با همینا به زندگی وصل میشی.
. .
از حُریت تا خریت فاصله ای نیست؛
زیادند حر ها و خر هایی که در هر لباسی و با هر ژستی، ظاهر میشوند!
کسی از سرانجامِ خودش خبر ندارد
زیاد گولِ منم منم های خودتان و دیگری را نخورید گاهی در یک لحظه با یک انتخاب، کاملا بی مقدمه یا خر می مانی یا حر میشوی!
سوال اینجاست
آیا آنقدر از خریت فاصله داریم که حُر ها را ببخشیم؟!
"آزاده بودن" چیز خیلی خوبی ست؛
برای قومی که فکر کنند
نه ژست و ادا، نه جَهیدن و جنگیدنِ خالی و بیهوده!
کاش هر چه هستیم و نیستیم به قول حسین لااقل آزاده باشیم!
تلاش
برای
فراموشیِ
کسی
که
روحِ
تو
را
لمس
کرده،
بیهوده
است
فرق من با پارسال اینه که تلاش بیهوده برای نگه داشتن آدمها تو زندگیم نمیکنم، کسی که بخواد کنارم میمونه، کسی هم که نخواد میره، نیازی به آدمی که قلبش با من نیست ندارم.
ﺭﻭﺯﻫﺎﯼِ ﺭﻓﺘﻪ
ﺑﻪ ﭼﻮﺏ کبریتهایِ ﺳﻮﺧﺘﻪ میمانند؛
ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ میخواهی ﺑﮑﻦ،
ﺁنها ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺭﻭﺷﻦ نمیشوند
ﻓﻘﻂ ﺳﯿﺎﻫﯽِ ﺁنها ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ ﺁﻟﻮﺩﻩ میکند…
ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﻧﺴﻮﺯﺍﻥ،
زندگی را رنگی تازه بزن…
. .
‏با آنهمه تلاش و رنجی که تحمل کردی، حالا چگونه میخواهی بیهوده بودن آنها را بپذیری؟
از منظر روانکاوی؛ تو بیهوده از کسی بدت نمیاد.
_یا قسمتی از خود پذیرفته نشدته که در آن آدم میبینی.
_یا میترسی در آینده، شبیه اون آدم بشی(خودتو درش میبینی).
_یا شبیه اون آدم بودی و دیگه نمیخوای برگردی به اون بودن.
_یا در زندگی تلاش کردی مثل این فرد نباشی.