کپشن های مربوط به تقریباً

بیودپ

اکانت خصوصی

نوشته بود:
یک جایی از زندگی‌ام هم متوجه شدم که دیگر تقریباً هیچ‌چیز عمیقاً خوشحالم نمی‌کند.


رادیو

اکانت خصوصی

مشکل من اینجاست که تقریباً همینقدر که زندگی کردیم همینقدر دیگه باید زندگی کنیم.


ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡

اکانت خصوصی

دیگه هیچی نمیتونه منو ناراحت کنه چون تقریباً همه‌ی اتفاقا افتاده.


رادیو

اکانت خصوصی

دیگه تقریباً مطمئنم هیچوقت قرار نیست اونی که میخوام بیاد تو زندگیم.


بیودپ

اکانت خصوصی

Be kind, almost everyone goes through private struggles at some point.

مهربون باش، تقریباً همه تو یه مقطع زمانی دچار کشمکش های خصوصی میشن...


بیودپ

اکانت خصوصی

‏‍‍تقریباً هیچ شبی نیست که به این موضوع فکر نکنم که «چند شب و چند روز طول میکشه تا آدمیزاد باور کنه که هیچ آدمی اونقد ارزش نداره، که تو ذهنش کُلِ رویاها و آینده‌شو‌ با این یه‌نفر بسازه؟!»


بیودپ

اکانت خصوصی

Almost everybody you meet is either repeating a generational trauma or breaking the cycle. Pain travels down through families until somebody is ready to feel it and heal it. When you heal yourself, you heal your lineage.

‍تقریباً هرکسی که ملاقات می‌کنید یا در حال تکرار یک آسیب نسلی است یا این چرخه را می‌شکند. درد در میان خانواده‌ها جریان می‌یابد تا زمانی که کسی آماده باشد آن را احساس کند و آن را التیام بخشد. وقتی خودت را شفا می دهی، نسب خود را شفا می دهی.


رادیو

اکانت خصوصی

من خواب تو رو می‌بینم؛
‍تقریباً هر شب
امیدوارم این دفعه دیگه بیدار نشم


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

کلمه‌ی «عشق» از گیاه «عَشَقِه» گرفته شده.
این گیاه دور جفت خودش می‌پیچه و تقریباً تمام ذخیره‌ی انرژی خودش رو در اختیار اون قرار می‌ده‌.
درست مثل عاشقی که تمام جونش رو
برای معشوقش می‌ذاره.
همین‌قدر قشنگ و غمناک!


رادیو

اکانت خصوصی

چیزی که نمی‌کشتت باعث می‌شه بخوای خودت رو بکشی. تقریباً‍‍‌ هرروز و هرشب.