تکستتیوب
اکانت خصوصی
به جای «دوستت دارم» به محبوب اتون بگید :
«من تو را به جان می خوانمت. به دل می نشانمت.به عشق می دانمت. به غزل می سُرایمت.به ماه می پندارمت. به مهر می جویمت. آری من تورا دوست دارم با تمامِ نابودی هایم.»
. .
به جای «دوستت دارم» به محبوب اتون بگید :
«من تو را به جان می خوانمت. به دل می نشانمت.به عشق می دانمت. به غزل می سُرایمت.به ماه می پندارمت. به مهر می جویمت. آری من تورا دوست دارم با تمامِ نابودی هایم.»
. .
به جای «دوستت دارم» به محبوبتون بگید:
«من تو را به جان میخوانمت.
به دل مینشانمت.
به عشق میدانمت.
به غزل میسُرایمت.
به ماه میپندارمت.
به مهر میجویمت.
آری من تو را دوست دارم با تمامِ نابودیهایم.»
. .
تو کیستی که پراکنده در هوای منی
تنیده ای به وجودم ولی سوای منی
کجای زمزمه هایم،کجای حادثه ای؟
کجا بجویمت ای جان،که ناکجای منی
گره زدی به نگاهت کلاف چشم مرا
به این گره زدنت هم گره گشای منی
کسی شبیه تو درمن،مرا به دریا برد
رسیده ام به یقین:ای که ناخدای منی
سوال کرده ام عمری: چرا...چرا...
واینک
تویی که پاسخ صدها چرا چرای منی
ولی سوال بدون جواب مانده ی من:
تو ای غریبه که هستی که آشنای منی!!!
می خواهمت چنان که شب خسته، خواب را
می جویمت چنان که لب تشنه، آب را
محو توام، چنان که ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان، آفتاب را
بی تابم آن چنان که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره، تاب را
بایسته ای چنان که تپیدن برای دل
یا آن چنان که بال پریدن، عقاب را
حتی اگر نباشی، می آفرینمت
چونان که التهاب بیابان، سراب را
ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی، جواب را
قیصر امین پور
جهان
کوچکتر از آن است که گمت کند
می بویمت و
می جویمت
با رایحه خودت صدایم بزن ..
می خواهمت چنان که شب خسته، خواب را
می جویمت چنان که لب تشنه، آب را
محو توام، چنان که ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان، آفتاب را
بی تابم آن چنان که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره، تاب را
بایسته ای چنان که تپیدن برای دل
یا آن چنان که بال پریدن، عقاب را
حتی اگر نباشی، می آفرینمت
چونان که التهاب بیابان، سراب را
ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی، جواب را
قیصر امین پور