زندگی من
اکانت خصوصی
گفتی دوستت دارم
و من روی آن دوستت دارم
خانه ساختم
و تو رفتی :(
- فروغ فرخزاد
♡
گفتی دوستت دارم
و من روی آن دوستت دارم
خانه ساختم
و تو رفتی :(
- فروغ فرخزاد
♡
و من پذیرفتهام که گاهی ممکن است
ما برای آدمها فقط پناهگاهی باشیم
تا زمانی که یک خانهی امن پیدا کند
و بروند...
در نهایت دریافتم که خودم باید این روح خسته را تیمار کنم، خودم باید دستان مشت شده انسان در آینه را باز کنم و خودم باید به او صلح بیاموزم، خودم باید از من مراقبت کند، خودم باید پرستارش باشم، خودم باید دوستش باشم، خودم باید نگرانش باشم، خودم باید تن زخم خوردهام را به خانه بازگردانم، برایش قهوه دم کنم، خودم.
خیالِ خوش (علیرضا قربانی) .
بهانه ی من بعضِ خانه ی من
گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من
همیشه تویی آخرین راهم!
" أنا کل الإغتراب و
أنت کل البیوت و الأمان "
من سراسر غربت بودم
و تو همهی خانهها و پناهها .️
♡
شکافهای این خانه را چه چیز
پر خواهد کرد، جز زخمهای تو؟
آخ که چقدر خانه خوب است
نور خوب است
گل ها ، کتاب ها ، کلمات ..
نوازش نسیم روی دست هایم
بوی مشک ، صدای موسیقی و حرف های تو ..
♡
از نامهی فروغ فرخزاد به پدر :
‏من زنی هستم که دوست دارد کنار میزش بنشیند و کتاب بخواند و شعر بنویسد و فکر کند ، چرا ؟ چون حس میکنم که مال خودم هستم ، حس میکنم که در خانه راحت هستم .️.
♡
«غرق در افکار خود، شمعی که میسوخت را خاموش کرد؛
خانه سوت و کور بود و هیچکس سراغش را نگرفت، گویا انسان اولین مرگش، زمانی است که همه اورا از یاد ببرند.»
. .
من زنی هستم که دوست دارد کنار میزش بنشیند و کتاب بخواند و شعر بنویسد و فکر کند. چرا ، چون حس میکنم که مال خودم هستم ، حس میکنم که در خانه راحت هستم .️.
- فروغ فرخزاد
♡