ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡
اکانت خصوصیتو روزهای سخت زندگیت یهو یه کسایی یه کارهایی میکنن واست که انتظار نداری، خوشحال میشی ولی تا مدتها یه غمی باهات همراه میشه که چرا از اونهایی که انتظار داری خبری نمیشه، انگار هی یادمون میره نباید از کسی انتظار داشت.
تو روزهای سخت زندگیت یهو یه کسایی یه کارهایی میکنن واست که انتظار نداری، خوشحال میشی ولی تا مدتها یه غمی باهات همراه میشه که چرا از اونهایی که انتظار داری خبری نمیشه، انگار هی یادمون میره نباید از کسی انتظار داشت.
بزرگ که میشی میفهمی
هیچ خبری نیست و
همه چی تو بچگی بوده 🤍
خزعبلاتِ ذهنِ نیمه بیدارم
اینجا خبری از امید نیست، نه حرفی از انگیزه.
فقط صدای مبهمی از ذهنی خسته، در حال فروپاشی آرام.
شاید این واژهها برای نجات نیستند؛ فقط برای اینکه سقوط، تنها اتفاق نیفتد.
اینجا توهمات روزمرهی کسیست که
نمی داند چرا هنوز نفس میکشد..
دقت کردی از وقتی که دیگه
با یه سری آدمها سروکار نداری،
زندگیت چقدر آرومتر شده؟
دیگه خبری از حاشیه و دردسرهای اضافی نیست،
و میتونی فقط روی خودت و دنیای کوچیکت تمرکز کنی.
کجایی عزیزم خبری ازت نیست..؟
- توی خودمم عزیزم ، توی خودم...)))
دیگر خبری از میگُذَرد نبود،
هر غمی آمد کماکان ماند..
ذوقت رو کور میکنه، بهت توجه نمیکنه، با گفتن تو زیادی حساسی در برابر ناراحتیهات واکنش نشون میده، خبری ازت نمیگیره، خبری ازش میگیری با تاخیر سرد و کوتاه جواب میده، دائما این فکر رو تو سرت میچرخونه که چیزی از بقیه کم داری، دیگه
چجوری ثابت کنه دوست نداره؟ رها کن بره عزیزم.
یه چیزی باید باشه که آدم بهش تکیه کنه برای ادامه دادن زندگی، منظورم اینه که غیر از لذت بردن از ذات زندگی یه چیزی باید باشه برای اینکه خودت رو از معلق شدن نجات بدی، برای من اون چیز یادگرفتنه، وقتهایی که دارم یچیزی یاد میگیرم واقعا حالم خوبه و هیچ خبری از غم و غصه و افسردگی و دلمردگی نیست .
امشب که لامپ اتاقتو خاموش میکنی
و میخوای بخوابی، به این فکر کن
اونایی که امروز بهترین خبرِ
زندگیشونو شنیدن و زندگیشون عوض شده،
دیشب هیچ خبری از امروز نداشتن؛
خدای امروز اون آدما، خدای فردای ماهم
هست، شاید فردا اون آدم تو باشی.🤍
زندگی انقدر عجیبه که به خودت میای میبینی آدمهایی که پارسال این موقع فکر میکردی بهترینن و قراره تا ابد باشن، الان نه اهمیتی برای هم دارید و نه خبری از همدیگه.