اگر غمگین اگر زخمی،
اگر اندوهگین از واقعیتها
و بغضی در کمین از سوءنیتها
اگر سرکش، اگر یاغی
اگر چون مار زخمی، از سیاستهای شوم و نحس قدرتها
اگر من ارتشی تنها
به پیش ظلم استکبار و
همچون کوهی از خشمم؛
برای این ستمها، رنجها، محروم بودنها
اگر اینقدر نا آرام و داغ و بیقرارم من
اگر اندوهبارم، خشمگینم، سوگوارم من؛
در آغوشم بگیری، خوب خواهمشد...
#نرگس_صرافیان_طوفان
کمی آرامتر از قبلم. انگار خشمی دیرینه را برونریزی کرده باشم! انگار فریادم را به گوش همانی رساندهام که باید، خشمم را بدون پرده به همانی ابراز کردهام که باید. دیگر با همه دعوا ندارم، دیگر بیدلیل خشمگین نیستم و فارغ از نتیجه، آرامترم.
کدخدا آب روستائیان را فروخته بود و من روستاییِ غمگین و خشمگینی بودم که جسورانه توی چشمهای بیشرم کدخدا نگاه کرده بود و یک سیلی محکم به او زده بود.
نه آب بازگشت، نه کدخدا عذرخواهی کرد، اما روستائی، آرامتر از همیشه به خانهاش بازگشت
. .
Our cry is not for anger, it is for emotions...
فریاد ما بخاطره خشممون نیست،
بخاطر احساساتمونه ..
.࿐
Our cry is not for anger, it is for emotions...
فریاد ما بخاطره خشممون نیست،
بخاطر احساساتمونه ..
.࿐