کپشن های مربوط به خطور

تکست‌تیوب

اکانت خصوصی

اگر کسی خصوصیتی را در حد کمال داشته باشد به فکرش خطور نمی‌کند که آن را به معرض نمایش بگذارد.

نعلی که صدا می‌کند حتما یک میخ کم دارد.»


. .


رادیو

اکانت خصوصی

موقعیت من و اِکس بیشرفم وقتی هر بار که میرفتم پیشش شیر کاکائو به خوردم میداد ، منم میدیدما هعی دارم شل میشمم ولی خب از کجا بدونم ، تازه الان فهمیدم اون شیرکاکائو برا چی بوده ؛ کیان هر جا هستی بدون خیلیییی پست فطرتی ؛ اگه دوس پسر توام هعی شیر کاکائو به خوردت میده پس بیا برو دلیلش و از اینجا بخون ؛ یه چیزایی از اینجا فهمیده ام که تو این ۲۴ سال عمرم حتی به ذهنمم خطور نکرده بود   :
.


رادیو

اکانت خصوصی

یک‌چیز جالبی که توی آدم‌ها وجود داره اینه که وقتی یک‌نفر مطلقا مطیع توئه، تو به خودت اجازه می‌دی که هر بلایی دلت خواست سرش بیاری اما داستان از جایی تراژدی می‌شه که اون آدم دیگه دلش نخواد توی سلطه‌ی تو باشه. اون موقع تو یک آن به خودت میای و به این فکر می‌کنی که تو با اون آدم چیکار کردی که حاضر شده با همه‌ی عشقش بهت ازت دست بکشه، چیزی که تمام این مدت هرگز بهش فکر نکردی؛ چرا؟ چون هرگز به ذهن‌تم خطور نمی‌کرد که اون آدم یک‌روزی ازت دست بکشه.


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

اگر کسی خصوصیتی را
در حد کمال داشته باشد،
به فکرش خطور نمی کند
که آن را به معرض نمایش بگذارد.
نعلی که صدا می کند،
حتماً یک میخ کم دارد.


رادیو

اکانت خصوصی

‏روابط وقتی عمیق باشه،جمله "نکنه مزاحمش باشم" به ذهنت هم خطور نمیکنه.


رادیو

اکانت خصوصی

همیشه جوری باشین که هیچکسی حتی از ذهنش خطور نکنه که به پارتنرتون بگه:
به زندگی با این آدم بیشتر فکر کن !


ƝƖƇЄ ƓƖƦԼ.313

اکانت خصوصی

ساعت دوازده شب داشت برف میومد
همینکه یه لحظه به ذهنم خطور‍‍کرد فردا تعطیله
یهو برف قطع شد
بارون اومد
برفا آب شد ب
ارونم بند اومد
کم مونده بود نصفه شبی خورشید شروع کنه به تابیدن :|


اس ام اس اصن یه وضی طنز لطیفه

Sophie

اکانت خصوصی

امروز دبیر دینی مون رو دیدم تو خیابون
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اولین چیزی که به مغزم خطور کرد ایمان تقوا و عمل صالح بود

:-P


اصن یه وضی طنز

Tanha

اکانت خصوصی

غلط نامه کد خدا :

مدرسه : یه جاییکه پدر پول پرداخت می کند و پسر بازی می کند.



بیمه ء عمر : یک قراردادی که شما رو در طول زندگی نیازمند می کند ودر موقع مردن ثروتمند.



پرستار : شخصی که از خواب بیدار می شود و به شما قرص خواب آور می دهد.



ازدواج : یک توافقنامه ای که در آن مرد درجه لیسانسش را از دست میدهد (معنی لیسانس و تجرد در انگلیسی به یک معنیه و اشاره به اون دارد) و خانم درجهء استادی را کسب می کند.



طلاق : وخامت آیندهء ازدواج



اشک : یک نیروی هیدرولیک که در آن قدرت ارادهء جنس مذکر بوسیلهءقدرت آب جنس مونث شکست می خورد.



سخنرانی : یک هنر انتقال اطلاعات از نتهای سخنران به نتهای دانشجویان بدون اینکه به ذهنهای هر کدام خطور کنه.


کنفرانس : یک اغتشاشی که یک شخص توسط تعدادی حضار ضرب و شتم میشه.



مصالحه : هنر تقسیم یک کیک به روشی که هر کسی فکر کنه بزرگترین تکه رو دریافت کرده است.



دیکشنری : جاییکه نتیجه قبل از کار می آید.



اتاق کنفرانس : جائیکه همه صحبت می کنند و هیچ کسی گوش نمی دهد و بعدا هر شخصی عدم موافقت اعلام می کند.



پدر : یک بانکر که ذاتا تامین شده است .



جنایتکار : شخصی که استراحت مفهومی ندارد مگر اینکه دچار سرفه شود.



رئیس : شخصی که اول است وقتی تو تاخیر داری و تاخیر دارد وقتی که تو اول هستی .



دکتر : شخصی که مریضت رو با قرص و خودت رو با صورتحساب می کشد.



ادبیات روم باستان : کتابی که مردم پرستش می کنند ولی نمی خوانند.



خنده : منحنی که بسیاری از مسائل را بی پرده مشخص می کند.



اداره : یه جای برای استراحت بعد از یک کار فعال خانگی.



خمیازه : تنها زمانیکه بعضی آقایون می تونند دهانشون رو باز کنند.



و غیره : یه علامتی برای متقاعد کردن دیگران که شما واقعا بیش از اونیکه انجام دادین می دونین .



تجربه : نامی که مردم بر روی خطا هایشان میزارند


طنز

ترنم

اکانت خصوصی

نمی دونم تا حالا نیش زنبور رو چشیدی یا نه؟

وای که چقد درد و سوز داره دور از جونتون. یادمه یه روز که عطر گل محمدی زده بودم

متوجه شدم یه زنبور دور و ورم می پلکه ! این دیگه از کجا پیداش شد،

چند بار خواستم دورش کنم اما نمی شد از سماجتش کفرم داشت در میومد ،

بعد از کلی تلاش یه دفعه نکته ای به ذهنم خطور کرد که تقصیر خودم بوده! چرا؟

چون من عطری زده بودم که اونو تحریک کرده بود

و هوسش رو بدون اینکه بفهمم به هیجان آورده بود

آخه معلوم بود که زنبور عاشق گل وعطر و من با زدن عطر توجهش رو جلب کرده بودم

خلاصه زنبور بود و عشق بازی با من !

منم که حوصله اداهاشو نداشتم و از این جلف بازیهاش به تنگ اومده بودم سعی

می کردم از خودم دورش کنم... تو همین گیر و دار

آخ سوختم..........!!! آره!

نیش عاشقانه زنبور بود که به بالای ابروی چشمم خورد و بعد یه قلمبه بزرگ

بالای ابروم ....مُردم از درد .....این هم سزای تحریک کردن زنبور...

به قول خدا جون : آنچه از بدی به تو می رسه از خودته



- حالا حرفم اینه...حرفم با تو ، دوستم، آبجی ام، خواهرم...

اگه ادکلنی زدی یا خودت رو مثل گلی آرایش کردی و موهاتو انداختی بیرون

و بیرون رفتی یقین بدون که پسرها و مردهایی رو به هوس میندازی

پسرهایی که چه بسا ممکنه از اخلاق و منش و...اونا متنفر باشی

اما اونا تو رو ول نمی کنن و اگه خیلی بخوای ازشون به خاطر عفت و پاکدامنی

کناره بگیری نیششونو می زنن وصورت زیبای عفتت رو با ورم اتهام زشت می کنن

اما واقعا تو این سوز بدبختی، خودت هم مقصر نیستی؟

حرف خدا جون یادت نره : آنچه از بدی به تو می رسه از خودته


حجاب حیا