زندگی من
اکانت خصوصی
یهو خالی میشم ...
از همه چی ..
از حوصله
از امید
از عشق
از دیدار آدما
از انجام کارام
از خواستن
از فهمیدن
از رفتن
از زندگی
از زندگی
از زندگی
یهو خالی میشم ...
از همه چی ..
از حوصله
از امید
از عشق
از دیدار آدما
از انجام کارام
از خواستن
از فهمیدن
از رفتن
از زندگی
از زندگی
از زندگی
اگه تو رابطت توجه و محبت خواستن رو ، شروع کردی
اون رابطه تموم شدس ...
میدونی چی میسوزونه؟
اینه که همهچی میتونست درست باشه،
میتونستیم کنار هم باشیم،
میتونستیم از پس سختیا بربیایم،
میتونستیم یه زندگی بسازیم که خیلیا فقط حسرتشو میکشن…
ولی چی شد؟
هیچی… چون تو نخواستی!
فقط همین.
نه تقدیر بود، نه بدشانسی، نه هیچچیز دیگه… فقط خواستنِ تو کم بود.
من هزار بار خواستم،
هزار بار جنگیدم،
ولی یهنفره هیچ رابطهای ساخته نمیشه.
تو نمیخواستی…
و من موندم با هزار تا “میشد” که هیچوقت نشد . .
. .
دلم میخواد چشماتو بغل کنم، خستگی و غماتو بغل کنم، صداتو بغل کنم ولی از این همه خواستن فقط دوری و فاصله بهم میرسه که بغضیم میکنه ولی من میدونم یه روزی از نزدیک تو بغلم میگیرمت.
بزرگترین هنری که باید یاد بگیری اینه ؛
توان نخواستن آنچه را که
خواستنش آزارت میدهد...
. .
جناب ڪاظم بهمنے یہ بیتے دارہ ڪہ باید بہ یہ سریاتون گفت:
پیش از آنے ڪہ بخواهے از ڪنارت میروم
تا بدانے عذرِ ما را خواستن ڪارِ تو نیست...
𝙏𝙝𝙚𝙮 𝙩𝙧𝙞𝙚𝙙 𝙩𝙤 𝙗𝙪𝙧𝙮 𝙝𝙚𝙧 𝙣𝙤𝙩
𝙠𝙣𝙤𝙬𝙞𝙣𝙜 𝙨𝙝𝙚 𝙬𝙖𝙨 𝙖 𝙨𝙚𝙚𝙙
خواستند خاکش کنند
نمیدانستند بذر بود ، نه جنازه!
هفتهی پیش این موقعها داشتیم یاد میگرفتیم اگر خواستن توی اسنپ بکشنمون چجوری مقاومت کنیم،
این هفته هم داریم فرق صدای ضدهوایی و موشک رو یاد میگیریم. نمیخوام هفته ی بعد رو ببینم…
«توضیح دادن و معذرت خواستن» هم زمان مشخص خودش رو داره، از زمانش که بگذره دیگه نه کارسازه، نه نیازه.
The feeling of wanting to be with someone until death.
حس خواستن؛
اشتیاقِ بودن با کسی تا زمان مرگ.