نوشته بود:
خیلی از آدمهای امروزی به خودشون زحمت نمیدن یه نفر رو کشف کنن!
زیبایی هاش رو بیرون بکشن و در برابر تلخیهاش صبر کنن، آدمهای امروز، دوستی های کنسروی میخوان، یه کنسرو که درش رو باز کنن، یه نفر شیرین و مهربون از داخلش بیرون بپره و هی لبخند بزنه و بگه حق با توئه...
روح کمالگراها داخل کالبدی گیر کرده که توانش محدودتر از رویاهاشه، و همین تبدیل به درد دائمیشون میشه.
یه جاهایی هست که متوجه میشی زندگی فراموشت نکرده— که داخل دستهاش نگهت میداره و اجازه نمیده سقوط کنی.
یه ذره سن داریم، باهاش جنگ داخلی رو دیدیم، جنگ خارجی رو دیدیم، دو سال عجیبی که کرونا اومد دیدیم، شدیدترین تروماها رو دیدیم، دلار هزار تا ۹۵ هزار تومنی رو دیدیم، ادمفروشی دیدیم، بی شرفی دیدیم، جون کندن واسه زندگی رو دیدیم، همه چی هم خوب شه من یکی دیگه اون آدم سابق نمیشم.
هر بار که از تعارضات داخل روابطت فرار میکنی، مغزت فکر میکنه جونت رو نجات دادی! اما رشد جایی شروع میشه که بفهمی لازم نیست همه چیز رو تهدید ببینی!
بعضی اوقات تهدید واقعی خود ماییم که با اجتنابمون نمیذاریم احساسات اصیل رو تجربه کنیم.
همینجور که یک درخت و گیاه داخل یه خاکی که خوب و غنی نیست رشد نمیکنن، آدم ها هم داخل یک رابطه ی تاکسیک رشد نمیکنن!
در قالب شوخی ، چرت و پرت های داخل مغزتون و به محیط نپاشید ممنون
انقدر پیش هر کس و ناکسی سفره دلتون رو باز نکنید، مردم همه چیز رو یادشون میره جز اون روزهایی که شما پیششون ضعیف بودید.
طرف بعد از خودکشی ناموفق
مسیر زندگیش رو عوض کرد
و تخصص داخلی قبول شد،
مردم نگفتن فلانی تلاشش رو کرد
و موفق شد.
همه گفتن فلانی که خودکشی کرده بود هم متخصص شده.
چشماتو ببند!
بستی؟
هیس هیچی نگو!
اینو توو ذهنت تصور کن؛
هوا برفیه!
لباس گرم تنته اما سردته!
داری توو ولیعصر قدم میزنی!
تک و تنها!
یه سیگار بهمن هم روشن کردی!
چشمت میخوره به کافه فرهاد!
میری سمتش...
دستگیره رو میگیری که درو باز کنی و بری داخل
اما یه سوالی مانعت میشه:
" اگه تو فرهادی،پس شیرین زندگیت کجاست؟! "
بقیشم بگم؟!
بیخیال!
چشماتو وا کن!
نمیخوام عاشقت کنم!
عاشق که بشی یه جاهاش خوبه اما کلی سختیو باید تحمل کنی...
#سید_مصطفی_سادات
آب داخل کشتی،
خطرناک تر از آب بیرونشه !
مراقب زمزمه های توی سرت باش رفیق...