ما حیف بودیم عزیز من
تلاشگر بودیم ، مهربون بودیم ، مسئولیت پذیر بودیم ، پای کار بودیم ، با اراده بودیم ، باهوش بودیم ، متعهد بودیم ، منضبط بودیم ، از خودگذشتگی داشتیم ، ولی حیف بودیم واسه این دوره از تاریخ ، واسه این نقطه از جغرافیا
حیف بودیم عزیز من ..
ما؟ ما زخمی آغوشهایی هستیم، که به امن بودن صاحبانشان ایمان داشتیم.
بزرگ ترین و شدیدترین آسیب روحی
زخم خوردن از کسانی است
که انتظار داشتیم از ما
محافظت و پشتیبانی کنند
ما دلبری بلد نبودیم، وایسادیم ،سیگار کشیدیم و رفتنِ اونایی که دوسشون داشتیم و تماشا کردیم ..
داشتیم باهم بحث میکردیم قبلش دستش تو دستم بود، فقط نمیدونم چرا وقتی بحثمون بالا گرفت دستم رو محکمتر از قبل فشار میداد، وقتی همه چی آروم شد بهش گفتم چرا اینطوری میکردی؟ گفت حتی اگه ازت ناراحت باشم حتی اگه بد وبیراه بهت بگم باز هم نباید دستم رو ول کنی و بری، تو باید همیشه بمونی.
ما زخمی آغوش هایی هستیم که به اَمن بودن صاحبانشان ایمان داشتیم...!:)
• |.
‏یکی از پرآسیبترین حالتای خودشیفتگی برای کساییه که خودشیفتگیشون حول «من بیشتر از بقیه سختی کشیدم» میچرخه. فکر می کنم جا داره دربارهاش تامل کنیم چون بیشتر ماها به دلایل بسیار، زندگی سختی داشتیم -یا داریم- و باید دقت کرد این سختی منجر نشه به «پس از بقیه محقتر و سزاوارتر هستم»
میگفت:
شاید اگر ماهم سختی کمتری میکشیدیم
اعصاب آروم تری داشتیم...
چقدر حق آخه :)))
هدر خواهیم رفت به دست همانهایی که دوستشان داشتیم.
With the past we had with you
do it now
Because it will be repeated forever!!!
با گذشته ای ک ما باهاتون داشتیم
حال کنین ؛
چون دیگه عمرا تکرار شه!!!