کپشن های مربوط به قبلاً

کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

آرزو میکنم یه‌ روز به خودت بیای و ببینی
با آدمی تو رابطه‌ای که انگار نسخه دومِ خودته
یه آدم که شبیهِ تو به دنیا نگاه میکنه
و راحت میتونی حرفاییو بهش بزنی، که قبلاً‍
فقط تو ذهن خودت مرورشون میکردی.


زندگی من

اکانت خصوصی

ولی یه شبایی به خودت میای
می‌بینی باز داری برای چیزی که
‍قبلاً چند بار کامل پذیرفتیش و کنار اومدی
غصه میخوری :(


بیودپ

اکانت خصوصی

I used to worry about the labels others placed on me, until I realised my limitations weren’t coming from their labels, but from my own.

‍قبلاً نگران برچسب‌هایی بودم که دیگران بهم می‌زدند، تا اینکه متوجه شدم محدودیت‌های من از برچسب‌های اونا نیست، بلکه از برچسب‌های خودم ناشی میشه.


رادیو

اکانت خصوصی

شهرام شب‌پره می‌گه که توی هر شهر غریبی با تو می‌شه موندنی شد. چرا قبلاً دقت نکرده بودم که این چه‌قدر می‌تونه تعریف قشنگی باشه؟

پ.ن: بعد شما فکر کن همه‌ی اینارو میگه ولی بازم در نهایت میگه که «اما افسوس نمیزاره سرنوشت» =))))


بیودپ

اکانت خصوصی

Remember to always be thankful for the bad things in life. They open your eyes to the good things you weren't paying attention to before.

به یاد داشته باشید که همیشه برای چیزهای بد زندگی شکرگزار باشید.
آنها چشمان شما را به چیزهای خوبی باز می کنند که قبلاً به آنها توجه نمی کردید.


بیودپ

اکانت خصوصی

You can't grow with people who keep trying to bring you back down to a level that you've already leveled up from .

شما نمی توانید با افرادی رشد کنید که مدام سعی می کنند شما را به سطحی که قبلاً از آن بالاتر رفته اید، برگردانند .


بیودپ

اکانت خصوصی

The end of sadness?
- Not feeling the things that used to excite you

نهایت اندوه؟
-حس نداشتن به چیزهایی که قبلاً به شوقت می آوُرد.


رادیو

اکانت خصوصی

جدیداً خیلی دارم به خودم سخت می‌گیرم و متوجه‌ی این هستم اما، یه فرقی که با قبلاً دارم اینه که الان می‌گردم دنبالِ اون مرز باریکی که بین تونستن و نتونستنمه.
وقتی می‌بینم رسیدم به اون مرز ول می‌کنم، صبر می‌کنم، خستگی در می‌کنم و توجه رو به خودم می‌دم؛ و بعد از این دوباره تمام کارها از سر گرفته می‌شه.
همین‌کارم باعث شده تا ظرفیتم بالاتر بره و همیشه یه بند انگشت بیشتر از قبل بتونم ظرفیت داشته باشم.
یه بند انگشت آنچنان هم زیاد نیست اما وقتی کنار هم قرار می‌گیره، اما وقتی خودم به خودم اعتماد می‌کنم و می‌دونم که قرار نیست بیش از حد ظرفیتم انرژی صرف کنم و در نهایت به خودم باور دارم، اتفاقات خوبی میوفته.


رادیو

اکانت خصوصی

پسره همه‌ی جزئیات رو یادش میمونه درحالیکه من حتی نمیدونم درباره‌ی کدوم روز حرف میزنه فقط یادم میاد که قبلاً من هم جزئیات کسی رو بلد بودم و اون همه‌چیز رو فراموش میکرد.


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

نهایت انــدوه؟!
حسی نداشتن به چیزهایی که قبلاً
به شوقت می‌‌آوردند...