کپشنخآص
اکانت خصوصی
«پی گریزگاه بودم، مَفَری برای دور شدن از آن چیزی که به نام زندگی و به نام امثالِ من نوشته بودند، ما محکوم به تماشا و درک و لمس نوعی حیاتِ عجیب انسانی بودیم.»
«پی گریزگاه بودم، مَفَری برای دور شدن از آن چیزی که به نام زندگی و به نام امثالِ من نوشته بودند، ما محکوم به تماشا و درک و لمس نوعی حیاتِ عجیب انسانی بودیم.»
شُدهای غُلامِ صورت
به مثالِ بُت پَرَستان
تو
چو یوسُفی
وَلیکِن به درون نَظَر نداری
به خدا جَمالِ خود را چو در آیِنِه ببینی
بُتِ خویش هم توباشی
به کسی گُذَرنداری ...
"مولانا "