یکقدمی
اکانت خصوصی
در جمعه ابری و بارانی آذرماه
که حرفها طولانی اما شعرها کوتاه
میخوانمت از بر اگرچه در برم یادت
می خوانمت تا بازگردی عاقبت از راه
(مهسا برناکی)
در جمعه ابری و بارانی آذرماه
که حرفها طولانی اما شعرها کوتاه
میخوانمت از بر اگرچه در برم یادت
می خوانمت تا بازگردی عاقبت از راه
(مهسا برناکی)
میخوانمت ولی به دهانم نمیرسی
در لحظه های پر هیجانم نمیرسی
تو، شعر نا تمام منی و تمام شب
میخواهمت ولی به لبانم نمیرسی
گویند عشق میوه ممنوعه خداست
افشا نمیشوی به زبانم نمیرسی
ای بهترین بهانه رفتن به دور دست
این روزها که بی جریانم نمیرسی
دنبال شعر تازه و یک عشق تازه ام
هی تازه میشوی و به پایان نمیرسی
در جمعه ابری و بارانی آذرماه
که حرفها طولانی اما شعرها کوتاه
میخوانمت از بر اگرچه در برم یادت
می خوانمت تا بازگردی عاقبت از راه
(مهسا برناکی)
دلم فلج میشود وقتی میخوانمت
و تو حتی نمیگویی جانم
هــوای تو را میــخواهم در این حال دلتنــگی
امــواجــی از یاد تــو را میــــخــواهـــم
در دریای خاطره های به یادماندنی
میخوانمت تا دلم آرام بماند