ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡
اکانت خصوصینمیشد نمیرفتی؟ میموندی با هم درستش میکردیم، کنار میومدیم حرف میزدیم یه کاریش میکردیم، واقعا نمیشد نمیرفتی؟
نمیشد نمیرفتی؟ میموندی با هم درستش میکردیم، کنار میومدیم حرف میزدیم یه کاریش میکردیم، واقعا نمیشد نمیرفتی؟
بدترین حس؟
غریبه شدن با آدمی که هر روز باهاش حرف میزدی
کنار
هم
قهقهه
میزدیم
ولی
بغل
هم
گریه
نمیکردیم .
نمیدونم
شاید اگه باهم حرف میزدیم خیلی چیزا اتفاق نمی افتاد...))
ما بیش از اندازه قوی بودیم، مدام میشکستیم، شکستههایمان را بند میزدیم و ادامه میدادیم، اشک میریختیم، اشکهایمان را خودمان با دستهای خودمان پاک میکردیم و دوباره با تمام جسارت روی پاهای خودمان میایستادیم، ما بیش از اندازه قوی بودیم، به کسی تکیه نمیدادیم، با کسی از دردهایمان نمیگفتیم و از کسی کمک نمیخواستیم، ما به قیمت همین قوی بودن از پا در آمدیم، قوی بودن را برای ما بد تعریف کرده بودند.
- یک عمر شهریهی کلاس زبان دادم که تهش برم از اطلاعات فرودگاه بپرسم Can I help you
اگه اینجا میومدی رایگان یاد میگرفتیو الان مول بلبل انگلیسی حرف میزدی.
:
از همون اول مسیرمون از هم جدا بود؛ فقط دست و پای الکی میزدیم.
باشه مادوتا واسه هم دیگه خیلی تاکسیک بودیم،ولی اون وقتایی که بلند بلند به جوکای بین خودمون میخندیدیم چی؟ نیک نیمی که همدیگه رو باهاش صدا میزدیم چی؟ اون شبایی که از دست همه دنیا فقط به هم دیگه پناه میبردیم چی؟ وقتایی که میرقصیدیم چی؟ اونا ام همش دروغ بود؟
وقتی توی فیگور گرفتن هات دستتو میبردی سمت آسمون شک ندارم اسم خدارو صدا میزدی؛خدا دستتو میگیره گرگِ ایران ..️
به امید قهرمانی هادی چوپان عزیز.️
چطور یهو هوا برتون میداره و سرد میشین و از تب و تاب اون عشقی که دم میزدین میوفتین. به خدا زودپز هم اگه یهو هوا برش داره میترکه...!
شما که آدمین چجور میتونین؟
از غصه نمیترکین؟