ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡
اکانت خصوصیبابتش دیگه انقدر ناراحت نیستم، میدونم اتفاقی که باید میافتاد، میدونم اون غمه برام لازم بود، میدونم باید بزرگ میشدم، همین.
بابتش دیگه انقدر ناراحت نیستم، میدونم اتفاقی که باید میافتاد، میدونم اون غمه برام لازم بود، میدونم باید بزرگ میشدم، همین.
من همیشه
واسه آدمای مهم زندگیم
اونقدر زیاد بودم که بعد یه مدت
تبدیل میشدم به یه آدم اضافی!!
همهجا تو را میخواهم، تمامت را، تمامِ تمامت را، تو را برای همیشه میخواهم. بله، همیشه، و نه که بگویند اگر... یا شاید... یا به شرط اینکه...
تو را میخواهم و میدانم که این نیاز است و من تمام قلبم را، تمام روحم را، تمام خواست و ارادهام را
و حتی اگر لازم شود تمام بیرحمیام را در راه داشتنت خواهم گذاشت...🩶
° آلبر_کامو
دلم میخواهد بدانم؛
اگر صبح ها را
با تو بیـدار میشدم،
خورشید چه رنگی داشت ...
سلام روزتون به رنگ یار🤍
‏به طور خیلی عمیقی احساس میکنم دلخوشیم جا مونده توی صبح جمعههایی که ساعت نه صبح بیدار میشدم و فیتیله جمعه تعطیله میدیدم.
If I'm a painter,
I'd be a depression-ist :)
اگه یه نقاش بودم،
قطعا افسرده میشدم...
.࿐
کاش سال کنکورم باهاش آشنا میشدم لنتی رتبه برتراش امسال ترکوونده .
عین ناخونک زدن به بال کبابی داغ از روی منقل ؛ عین نوری که وسط یه چرت پاییزی میوفتاد رو صورتم و گرم میشدم عین لم دادن رو کاناپه وقتی تازه انیمیشن نمو رو خریده بودم عین وقتی که آخرین تیکه پیتزامو صحیح و سالم از یخچال در آوردم ، عین اون روزی که ماشینم دقیقا کنار مکانیکی پنچر شد ، عین اون لحظه که از شدت سرما دستامو بهم میمالیدم و یهو شومینه روشن میشد ، عین وقتی از مدرسه میومدم و میفهمیدم که ناهار ماکارونی داریم که بیدار شدم و دیدم تو بغلم خوابت برده ، عین صبحی عین تموم لحظاتی که بخاطرش عمیقا از ته دل خوشحال شدم ؛ دوست دارم ...
‏من نمی دونم عشق چطوره اما تو خوابم موهامو نوازش میکرد وقتی بیدار میشدم اون حس جای خالیش...
من اگه اشیا بودم آینه اتاقش میشدم که هرروز ببینمش:))
‏من نمی دونم عشق چطوره اما تو خوابم موهامو نوازش میکرد وقتی بیدار میشدم اون حس جای خالیش...