کپشن های مربوط به میشدن

کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

تو نمیدانی که وقتی حالم را میپرسی
درخت ها سبزتر میشدن‍‍د
شب زیبا تر میشد
و خدا به من نزدیک تر...



زندگی من

اکانت خصوصی

ای کاش توی اون دهه به دنیا میومدم
که خونه ها با شمع روشن میشدن :).


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

آدم های دورش کمتر و کمتر میشدن اما براش مهم نبود معتقد بود اگه خودشو داشته باشه عملا کم و کسری نداره و بازم میشه زندگی کنه.بی احساس یا بی رحم نبود فقط،دیگه رو آدما حساب نمی‌کرد چون ته داستانو خوب میدونست،برای همین فقط امیدش به خودش بود.




ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡

اکانت خصوصی

آدم‌های دورش کمتر و کمتر میشدن اما براش مهم نبود، معتقد بود اگه خودش رو داشته باشه عملا کم و کسری نداره و باز هم میشه زندگی کرد، بی احساس یا بیرحم نبود،فقط رو آدم‌ها حساب نمیکرد، ته داستان رو خوب میدونست، دیگه امیدش فقط به خودش بود.


ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡

اکانت خصوصی

سردرد، معده درد و مشکل‌های دیگه‌ام بخاطر حرف‌هاییه که ریختم تو خودم، حرف‌‌هایی که باید فحش میشدن تو روی یه سری آدم که سرم درد نگیره، تهوعی که باید خالی میشد تو روی یه تعداد که معده درد نشه، قلبی که یه تعداد شکستنش و تهش گفتن تو چقدر کم ظرفیتی.


ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡

اکانت خصوصی

سردرد، معده درد و درد دست چپم بخاطر حرف‌هاییه که ریختم تو خودم، حرف‌‌هایی که باید فحش میشدن تو روی یه سری آدم که سرم درد نگیره، تهوعی که باید خالی میشد تو روی یه تعداد که معده درد نشه، قلبی که یه تعداد شکستنش و تهش گفتن تو چقدر کم ظرفیتی.


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

سلامتی
کسایی
که
تو
بنز
جا
ن‍‍میشدن
ولی
امروز
تو
سرویس
مدرسه
چرا
.




رادیو

اکانت خصوصی

اگه مامان بابام هیچوقت باهم آشنا نمیشدن..........


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

آدمای دورش کمتر و کمتر میشدن اما براش مهم نبود
معتقد بود اگه خودشو داشته باشه
عملا کم و کسری نداره و بازم میشه زندگی کرد.
بی احساس یا بی رحم نبود،فقط رو ادما حساب نمیکرد.
ته داستانو خوب میدونست، دیگه امیدش فقط به خودش بود...


بیودپ

اکانت خصوصی

اون تندخو نبود
فقط از سمت شکسته اش بهش نزدیک میشدن ...

‌‌‌‌‌‌.࿐