بیودپ
اکانت خصوصی
ببین
من
چیزی
نمیگم
ولی
مامانم
دید
من
چقدر
شکستم.
ببین
من
چیزی
نمیگم
ولی
مامانم
دید
من
چقدر
شکستم.
دربارهاش فکر میکنم، فکر میکنم، فکر میکنم و در فکر غرق میشم و درنهایت با خودم میگم: کاش اینطوری نمیشد.
‏من هیچوقت نمیگم ناراحت شدم، ولی کم حرف میشم.
میگم نفس کشیدنم یادم بره
زحمت ها و خوبیات یادم نمیره
عمرم رو عمرت بابا
روزت مبارک همه وجودم
.¹³ دی روز مرد
روز مرد رو به تویی که هیچکس جز خودت پشتت نبود و تنهایی از پس همه چی براومدی تبریک میگم..
متاسفم که این رو میگم ولی راه دیگهای نیست، تنها راه مقابله با یک خودشیفته فقط و فقط قطع ارتباط باهاشه، به غیر از این هر کار دیگهای انجام بدی فقط وقت، سلامت روان و جسمت رو تقدیمش کردی.
نمیدونم درک میکنی چی میگم یا نه؟ ولی مودم اینطوریه که یهو به خودم میام میبینم باز دارم برای چیزی که قبلا چند بار کامل پذیرفتم و کنار اومدم باهاش، غصه میخورم.
انقدر چشمهای خوشگلی دارم با خودم میگم اون میتونه همه چی رو فراموش کنه در موردم ولی چشمهام رو چی؟
وقتی داری واسش توضیح میدی از چی ناراحتی و کجا اذیتت کرده بهو به خودت میای و میگی، به کی میگم؟ وقتی صد بار گفتم و نفهمیده.
نمیدونی بابت داشتنت چقدر خوشحالم نه؟! تو قشنگ ترین تافته جدا بافته ی دنیایی واسم. هدیه ی طبیعت به پاس تمام رنجهایی که کشیده یا مثلا نوبرونهی درخت ارزو از سمت پری، یا شایدم دعای غریبه ای که خودم نشنیدمش. در هر صورت تو جادویی ترین بخش منی؛ میگم بخش من چون برای یه شخص جدا بودن زیادی بهم نزدیکی!! هیچوقت به همیشگی بودنم شک نکن، چون گره های قلب من فقط به دست خودت باز میشن بمون، بمون بمون؛ اندازه ی تموم ادم ها بمون. با عشق برای رویایی ترین چشم های دنیا!