کپشن های مربوط به ناچار

بیودپ

اکانت خصوصی

در موردش کاری از دستم برنمی‌آد جز این‌که فقط قبول کنم بعضی چیزها از کنترل من خارجه و هرچقدر هم بخوام، همیشه یه جایی هست که ناچار می‌شم با واقعیت روبه‌رو بشم.


بیودپ

اکانت خصوصی

به تماشای خود بودم و دیدم که چه بی‌رحمانه تنهاست و به ناچار قوی.


ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡

اکانت خصوصی

نیاز دارم یکی بیاد بگه جونم؟ چه کاری از دستم برمیاد؟ من چمدونم رو جمع کنم و زندگیم رو بذارم کف دستش بگم بیا، این برای تو، من دیگه نمیخوامش، میدونم غمگینه و گرد و خاک گرفته، درب و داغونه و از درزهاش ناچار‍‍ی چکه میکنه و بوی نا میده ولی تو که زورت میرسه، تو که از پسش برمیای، نگه‌اش دار تا من برم گم شم.


زندگی من

اکانت خصوصی

𝐍𝐞𝐯𝐞𝐫 𝐡𝐮𝐫𝐭 𝐩𝐞𝐨𝐩𝐥𝐞 𝐰𝐡𝐨 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐲𝐨𝐮 𝐚 𝐥𝐨𝐭 𝐛𝐞𝐜𝐚𝐮𝐬𝐞 𝐭𝐡𝐞𝐲 𝐰𝐨𝐧'𝐭 𝐡𝐮𝐫𝐭 𝐲𝐨𝐮 𝐛𝐚𝐜𝐤 𝐁𝐮𝐭 𝐭𝐡𝐞𝐲 𝐰𝐢𝐥𝐥 𝐩𝐫𝐨𝐛𝐚𝐥𝐲 𝐡𝐚𝐯𝐞 𝐧𝐨 𝐜𝐡𝐨𝐢𝐜𝐞 𝐛𝐮𝐭 𝐭𝐨 𝐥𝐞𝐚𝐯𝐞 𝐲𝐨𝐮 𝐟𝐨𝐫𝐞𝐯𝐞𝐫

هیچ‌وقت آدمایی که خیلی دوستت دارن رو ناراحت نکن چون اونا کارتو تلافی نمیکنن.ولی اونا ناچار‍‍اً هیچ راهی ندارن جز اینکه برای همیشه ترکت کنن


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

آرزو کنیم حالِ همه خوب باشد

خیابان ، پر باشد از عابرانِ سر خوشی که نه غصه ای برایِ خوردن دارند ، نه مشکلی برایِ حل نشدن ، نه دلیلی برای گوشه گیری و تنها بودن !

عابرانی که سرخوش و آسوده از کنارِ هم عبور می کنند مردانی که ناچار نیستند تا دیر وقت کار کنند ،

زنانی که در سکوتشان اشک نمیریزند ،
و کودکانی که از ته دلشان میخندند ...
آرزو کنیم حالِ همه خوب باشد
به خوبیِ عطرِ یاس کوچه باغ های قدیمی
به خوبیِ دو روز مانده به عید زمانِ کودکی
و به خوبیِ همان روزی که آرامش و عشق ؛
به خیابان های این شهر ، برگردد ...


نرگس صرافیان طوفان


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

عاشقِ کبوتر بود!
می گفت:
پرنده‌ای وفادارتر از آن نیست ...
رهایش که می کنی هرجا برود...
خیالت راحت است که برمی‌گردد ...

فقط دو روز حواسش پرت شد...
فقط دو روز فراموششان کرد...
همه‌شان رفتند ...
همه‌شان گم شدند!

او دانه می‌ریخت اما دیر بود ...
هیچ کدامشان برنگشتند!

مشکل اینجاست...
ما یادمان رفته ...
هیچ تعهدی یک‌طرفه نیست!

وفادارترین کبوتر هم، برایِ ماندنش؛
دانه می‌خواهد ...
"توجه" می‌خواهد...
"عشق" می‌خواهد ...

هیچ کبوتری، ناچار به ماندن نیست ...
هیچ کبوتری!



نرگس صرافیان طوفان



کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

میوه نارس را دیده ای؟
هرچقدر هم زیبا باشد طعم گس می‌دهد.
کال است، ناچار‍‍ی دور بیندازی‌اش
میدانی
زندگی بی تو طعم گس می‌دهد
می‌شود یک چیز دور انداختنی!



بیودپ

اکانت خصوصی

شباهت من و دیوارهای خانه‌ام این است که هر دو، به ناچار‍‍، ایستاده‌ایم.


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

جایی دورتر از خودم ایستاده‌ام به تماشای کسی که جای من زندگی می‌کند؛


چه بی‌رحمانه تنهاست و
چه به ناچار قوی...


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

به قول جناب سعدی:
پس از دشواری آسانیست ناچار‍
ولیکن آدمی را صبر باید