کپشن های مربوط به ناچاری

ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡

اکانت خصوصی

نیاز دارم یکی بیاد بگه جونم؟ چه کاری از دستم برمیاد؟ من چمدونم رو جمع کنم و زندگیم رو بذارم کف دستش بگم بیا، این برای تو، من دیگه نمیخوامش، میدونم غمگینه و گرد و خاک گرفته، درب و داغونه و از درزهاش ناچاری چکه میکنه و بوی نا میده ولی تو که زورت میرسه، تو که از پسش برمیای، نگه‌اش دار تا من برم گم شم.


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

میوه نارس را دیده ای؟
هرچقدر هم زیبا باشد طعم گس می‌دهد.
کال است، ناچاری دور بیندازی‌اش
میدانی
زندگی بی تو طعم گس می‌دهد
می‌شود یک چیز دور انداختنی!



کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

میوه نارس را دیده ای؟
هرچقدر هم زیبا باشد طعم گس می‌دهد.
کال است،
‍ناچاری دور بیندازی‌اش
میدانی؟!
زندگی بی تو طعم گس می‌دهد؛
می‌شود یک چیز دور انداختنی.

#زهرا_سرکارراه



بیودپ

اکانت خصوصی

وقتی دستت به ماه نمیرسه، از روی ناچاری عاشق تیر چراغ برق نشو

.࿐


تکست‌تیوب

اکانت خصوصی

طارق خراسانی ناچاری تو عشق و چقدر قشنگ میگه:
« هرچه کنم نمی‌شود، تا بروی تو از دلم؛ از تو فرار می‌کنم، باز تویی مقابلم!. »


. .


تکست‌تیوب

اکانت خصوصی

چند باری شده بود که به‌خاطر ناراحتی‌هایی که از هم داشتیم، موقع خواب آروم آروم سر صحبت و باز می‌کردیم، گله می‌کردیم، همو تو بغل همدیگه محکم فشار می‌دادیم؛ و این‌طوری که نوشته، به خاطر چیزهایی که می‌دونستیم، گریه کردیم. خیلی‌وقت‌ها از سر ناچاری‍‍، گاهی‌وقت‌ها از سرِ پشیمونی، و همیشه از سر عشق..

. .


بیودپ

اکانت خصوصی

تنها چیزی که میتونم به رفیقام بگم اینه که :
" ما از روی ناچاری باهم دوست شدیم نه رفاقت "

‌‌‌‌‌‌.࿐


بیودپ

اکانت خصوصی

بعضی وقتا زندگی انقده دارک میشه..،
که از روی ناچاری مجبور میشی بهش بخندی.

‌‌‌‌‌‌.࿐


رادیو

اکانت خصوصی

نباید آرزو کنی که باهات تا ابد بمونه،باید آرزو کنی که بخواد تا آخرش باهات باشه،چه فایده اگه نخواد ولی از سر ناچاری‍‍،عادت یا حتی ترحم بمونه؟


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

یه شکلی از سکوت هست که از دل رابطه‌های اجباری می‌یاد، از دلِ لحظه‌های پر از خشمی که نمی‌تونی به هزار دلیل حرف بزنی و ناچاری به سکوت! این سکوت‌ها برخلاف سکوتی که تاریکی اتاق را پُر می‌کنه و آرامش می‌بخشه، دردآور و آسیب‌زننده‌تره. هر چی بیش‌تر سکوت کنی، تلخی اون لحظه‌ غلیظ‌تر می‌شه. مجبور شدی سکوت کنی چون حرف زدن بی‌فایده ست، چون هر چی بگی برعلیه خودت استفاده می‌شه. اما سکوت انتخاب بهتری نیست ، تبدیل می‌شه به کرم‌های ریزی که آهسته جونت رو می‌جوند و فاصله تو رو با اون آدمی که حالا دیگه نیست بیشتر‌ می‌کنه. این سکوت، غشایی می‌شه بین تو و اون چیزی که بقیه از تو می‌دونن. وقتی که رابطه ای تموم می‌شه، بخشی از وجودمون توو حافظه اون آدم و در خاطرات ریز و درشتی که ازمون داره ، به زندگی خودش ادامه می‌ده؛ اما اون بخش از وجودمون که در انحصار سکوت هست، در هیچ حافظه‌ای ثبت نمی‌شه. هیچ خاطره‌ای درباره‌ی سکوت‌های تلخ‌مون جز در حافظه خودمون نیست. این نوع از سکوت‌ تنها چیزیه که فقط متعلق به خودمونه و غم های دائم و عمیق ما ، همراهِ ما از روزی به روز دیگه منتقل میشه... .