ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡
اکانت خصوصیاگه بخشیدمت سر این بود که پرونده بسته شه، ازت رها شم و بتونم دوباره زندگی کنم، وگرنه اگه یه روز گریههات رو ببینم، نرسیدنهات رو ببینم، ترک و طرد شدنت رو ببینم، ناراحت نمیشم.
اگه بخشیدمت سر این بود که پرونده بسته شه، ازت رها شم و بتونم دوباره زندگی کنم، وگرنه اگه یه روز گریههات رو ببینم، نرسیدنهات رو ببینم، ترک و طرد شدنت رو ببینم، ناراحت نمیشم.
‏اگه بخشیدمت سر این بود که پرونده
بسته شه، ازت رها شم و بتونم دوباره
زندگی کنم وگرنه اگه یه روزی گریههات
رو ببینم، نرسیدنهات رو ببینم و یا ترک
و طرد شدنت رو ببینم ناراحت نمیشم.
من زخمهای بینظیری به تن دارم اما
تو مهربانترین شان بودی
عمیقترینشان
عزیزترینشان
بعد از تو آدمها
تنها خراشهای کوچکی بودند بر پوستم
که هیچ کدامشان
به پای تو نرسیدند
به قلبم نرسیدند
بعد از تو آدمها
تنها خراشهای کوچکی بودند
که تو را از یادم ببرند، اما نبردند.
ای کاش میفهمیدیم که نه فقط سوگِ از «دست دادنها»، بلکه سوگِ «نداشتنها» و «نرسیدنها» هم باید به رسمیت شناخته شود…
«قصه نرسیدن ما چه خوشگلتره از همه رسیدنیا.»
ناکامیها، حسرتها، نشدنها و نرسیدنهام رو با یک جمله مرهم میذارم: Maybe in another life.
هرگز خودتان را تسلیم این جمله نکنید : « عشق های واقعی هرگز به هم نمیرسند »
نرسیدن برای ترسوهاست، نرسیدن برای یکطرفه هاست
واقعی ها به هم میرسند…
یکی از فاکتورهای انتخاب پارتنر یا دوست، تابآوریه، تحمل جور نشدنها، نرسیدن به قرارها و پیش نرفتن برنامهها به اندازه کافی سخت هست، دیگه استرس گرفتن برای واکنش دیگری رو آدم هیچ طوره نمیتونه تحمل کنه.
‏تو خیلی زیبایی، بوی نرسیدن و غم و گریههای شبانه میدی.
شما شاهد یک زندگی واقعی خواهید بود!
قراره بخندید، گریه کنید، عصبانی بشید، فحش بدید و آخرش قبول کنید که زندگی با تمام نرسیدنها، نشدنها و حتی با وجود از دست دادنها؛ قشنگه..