ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡
اکانت خصوصینمیشد نمیرفتی؟ میموندی با هم درستش میکردیم، کنار میومدیم حرف میزدیم یه کاریش میکردیم، واقعا نمیشد نمیرفتی؟
نمیشد نمیرفتی؟ میموندی با هم درستش میکردیم، کنار میومدیم حرف میزدیم یه کاریش میکردیم، واقعا نمیشد نمیرفتی؟
شاید اگ تو نبودی این منِ قوی هم الان نبود؛
شاید اگ قلبمو نمیشکستی نمیفهمیدم نباید حرف های هر کسی رو باور کنم؛
شاید اگه با تو آشنا نمیشدم هیچوقت نمیفهمیدم آدما اونجوری که نشون میدن نیستن؛
شاید تو برای من لازم بودی تا بفهمم برای همه نباید همه ی وجودمو بزارم! همین....
الان که فکرش رو میکنم اگه اون اتفاق نمیفتاد، من هیچوقت به اینی که الان هستم تبدیل نمیشدم، خدایا ممنونم بخاطر اون اتفاق.
کاش دنیا یجور دیگه بود، کاش پیتزا آدم رو چاق نمیکرد، کاش عصر جمعه دلگیر نبود، کاش بیمارستانها جز برای زایمان بیماری نداشتند، کاش علاقه به زجر منتهی نمیشد و تو همانطور که گفته بودی مرا دوست داری کاش واقعا داشتی.
. .
کاش دنیا طور دیگری بود عزیز من، کاش پیتزا آدم رو چاق نمیکرد، کاش عصر جمعه دلگیر نبود، کاش بیمارستانها جز برای زایمان بیماری نداشتند، کاش علاقه به زجر منتهی نمیشد و تو همانطور که گفته بودی مرا دوست داری کاش واقعا داشتی.
نوشته بود، تا میای بگی کاش هیچوقت بزرگ نمیشدم، تازه یادت میاد بچگی خوبی هم نداشتی.
بدترین لحظه؟
_ لحظه ای که نمیدونی کم تلاش کردی یا واقعا نمیشد.
نوشته بود:
"این زخم رو پذیرفتم. اما با هر اتفاقی برمیگردم واسش سوگواری میکنم که اگه اون زخم نبود، اینجوری نمیشد".
من انقد تو ویس صدام داغون بود که به هرکی ویس میدادم تا سه روز روم نمیشد پیویشو سین کنم .. اما از وقتی با این چنل آشنا شدم ، هربار که ویس میدم محاله کسی بهم نگه صدات چقدر قشنگه .️:
‏اون زخم رو پذیرفتم، اما با هر اتفاقی برمیگردم واسش سوگواری میکنم که اگه اون زخم نبود اینجور نمیشد.