کپشنخآص
اکانت خصوصی
تو بهترین سال های عمرمون!
اون جوری که دلمون میخواست
زندگی نکردیم،
اون جوری زندگی کردیم
که مجبور بودیم...!
تو بهترین سال های عمرمون!
اون جوری که دلمون میخواست
زندگی نکردیم،
اون جوری زندگی کردیم
که مجبور بودیم...!
تا تکلیفتون رو با دله عشقهای سابقتون روشن نکردین، نپرین تو زندگی باقی. مردم وقت و احساسشون رو از سر راه نیاوردن.
عشقی رو به خودت ببخش
که هرگز از هیچکس دریافت نکردی .
تو حق نداری راجع به کسی قضاوت کنی که کل زندگیشو ندیدی،
روزای سختشو حس نکردی،
از نزدیک شاهد هیچی نبودی؛
تو فقط یه قسمت کوچیک از عمرشو تماشا کردی،
تو فقط دیدی چیکار کرده، ولی ندیدی بهش چی گذشته،
شاید این بهترین تصمیمی بوده که اون آدم گرفته،
ولی "قضاوت" بدترین تصمیمیه که تو گرفتی!
بهم قول دادی بینمون ابدیه ولی هیچ وقت مشخص نکردی عشق یا رنج؟
تو که فهمیدی غم دارم و هیچکاری نکردی پس چه فرقی با بقیه داشتی؟!
نمیدونم چه کسی باید این رو بشنوه،
اما تا زمانی که شایستگیشو پیدا نکردی، مجرد بمون...
ما خیلی وقته صحبت نکردیم ولی «رام نشو. اشک نریز. غصه نخور. قوی بمون.»
گاهی زندگی انگار یه طناب سنگینه که فقط تو داری با همهی توانت میکشی ولی هیچی عوض نمیشه! و اون وقت میفهمی شاید مسئله این نیست که باید بیشتر تلاش کنی، بلکه باید بفهمی اصلاً چرا هنوز اون طناب رو رها نکردی!
در خونوادەهای ایرانی
حفظ آبرو همیشه مهمتر از حفظ سلامت روان بوده؛
برای برنده شدن در برابر مردم
به خودمون می بازیم
و در نهایت میشیم یه تعداد روانی آبرومند!
ما زندگی نکردیم
فقط نقش بازی کردیم که آبرومند باشیم
و اونقدر از قضاوت مردم ترسیدیم
که از تارو پود دلخوشی چیزی برامون نموند!!!