زندگی من
اکانت خصوصیتنهاییم شبیه تنهاییِ ظهرای بچگیم شده ، وقتایی که همه میخوابیدن و من خوابم نمیبرد ، آدما بودن اما نبودن :(
تنهاییم شبیه تنهاییِ ظهرای بچگیم شده ، وقتایی که همه میخوابیدن و من خوابم نمیبرد ، آدما بودن اما نبودن :(
Sᴏᴍᴇᴛɪᴍᴇs I ᴛʜɪɴᴋ I'ᴍ ɴᴏᴛ ɪɴᴠɪsɪʙʟᴇ.،
I ᴍᴇᴀɴ, ᴡʜᴏᴇᴠᴇʀ ᴄᴏᴍᴇs ᴛᴏ ᴜs, ᴅᴏɴ'ᴛ sᴇᴇ, ᴅᴏɴ'ᴛ ʜᴇᴀʀ. ،
Eᴠᴇɴ" ᴅɪᴅ ɴᴏᴛ ᴜɴᴅᴇʀsᴛᴀɴᴅ"...
یه وقتایی فکر میکنم نکنه نامرئیم،
آخه هر کی به ما رسید "ندید" "نشنید" ،
حتی "نفهمید" ...
پشت بیحوصلگی خیلیامون
یه زمانی کلی حوصله بوده
پشت بیتفاوتیمون کلی توجه و اهمیت بوده
پشت سکوتمون کلی حرف بوده
و پشت بدبینیهامون کلی اعتماد بوده
آدما به الآنمون نگاه میکنن
و بهمون برچسب میزنن
در حالی که نمیدونن چی بهمون گذشته
آدم یه وقتایی از اول این نیست
این میشه ...
رمان های ممنوع شدهی بزرگسال.
فایل رمانهای 🅑🅓🅢🅜 و خشن.
وقتایی که حوصله ات سر میره رمان بخون.
عاشق مواقعیم که خدا برام یه نشونه هایی میفرسته که میفهمم صدامو شنیده از حرفای نزده ی توی دلم خبر داره و من تنها نیستم. عاشق وقتاییم که خدا بهم اثبات میکنه که وجود داره. عاشق اون زمانیم که بعد گذروندن یه دوره ی سخت و سیاه از زندگیم حس میکنم خدا تن زخمیمو بغل کرده و داره بهم کمک میکنه تا همه چیز دوباره خوب بشه.
وقتایی که بهت خیره میشم میفهمم تو از جنس این آدما نیستی منی که روحم حتی یه نقطه روشن نداره وقتی به تو نگاه میکنم دلم میخواد آدم بهتری باشم انگار روح تو دست نخوردست یجوری که انگار تو میتونی سیاهیمو تو روشناییت خفه کنی.
یاد من بیوفت، وقتایی که هیچکسو نداری که حاضر باشه واست هرکاری کنه.
یه وقتایی تو فقط کل بحث رو راه انداخته بودی تا یه دوست دارم ساده بشنوی که اونم نشنیدی.
خدا هم یه وقتایی اون بالا میشینه و به حرص خوردنت میخنده.
قشنگ میشه حسش کرد
یه وقتایی خدا یه جوری حلش میکنه که انگار از بین اینهمه صدا، فقط صدای تو رو شنیده...🤍