ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡
اکانت خصوصیاز مامانم پرسیدم چرا همیشه آدمهای خوب آسیب میبینن گفت وقتی میری گل بخری کدوم رو انتخاب میکنی؟
از مامانم پرسیدم چرا همیشه آدمهای خوب آسیب میبینن گفت وقتی میری گل بخری کدوم رو انتخاب میکنی؟
پرسید او هم هنوز تو را به یاد دارد؟
با لبخندی غمگین به او گفتم من وقتی که کنارش بودم هم فراموش شده بودم.
ازم پرسید: دیگه چیز قشنگی تو این دنیا مونده؟
منم یاد چشمای تو افتادم و
گفتم: خیلی چیزا...
Hᴇ ᴀsᴋᴇᴅ. :
Wʜᴀᴛ ᴀʀᴇ ʏᴏᴜ ᴅᴏɪɴɢ ʟᴀᴛᴇʟʏ?!
I sᴀɪᴅ, "ᴛʜᴇ ᴘᴇᴏᴘʟᴇ"...!
پرسید :
تازگیا چی میزنی انقد آرومی ؟!
گفتم : قید آدمارو ...!
پرسید : چطور فهمیدی دوستت دارد؟
گفت : حرف را که همه میزنند
او در رفتار نشان میداد که دوستم دارد
‏واسه دوستم خواستگار اومده با کلی ذوق واسمون تعریف میکرد، ازش پرسیدم خب پسره چجور آدمیه حالا
گفت باباش پولداره..
حال رو باید فهمید ، پرسیدن رو همه بلدن..
پرسید تازگیا چی میزنی که انقدر آرومی؟
گفتم؛ قید آدمارو ...
صدای بی گزند
.️.
اگر دربارهی من از تو پرسیدند، بگو: «به همان اندازه که دوستم داشت، آزارش دادم!»
پرسید : زندگی چطوری میگذره؟!
گفتم : این روزهایم به تظاهر میگذرد ...
تظاهر به بی خیالی ، به شادی ؛ به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیست !
اما چه سخت میکاهد از جانم این نمایش ...