کپشنخآص
اکانت خصوصی
بیا شروع
به جنگ نرم کنیم
من تسلیم نوازش
سرانگشتانت ,
وتو فاتح دکمه های
پیراهنم باش
تا بوسه های
مکررت پیشروی کنند
بر مرزهای اغوشم....
بیا شروع
به جنگ نرم کنیم
من تسلیم نوازش
سرانگشتانت ,
وتو فاتح دکمه های
پیراهنم باش
تا بوسه های
مکررت پیشروی کنند
بر مرزهای اغوشم....
من واقعا عاشق دامنها و پیراهنهای چاک دارم 🤍
♡
هنوز زندگی میکنم
با مردی که پروانهها را از پیراهنم راند
و باغهای تنم را به آتش کشید .
- نیر فرزین
♡
چقدر این تیکه از کتاب نیمهی تاریک ماه قابل تأمله وقتی هوشنگ گلشیری مینویسه:
‏گفتم : شما به امیدوار بودن معتاد شدهاید ، صبح که بلند میشوید مثل کلاه و پیراهن و سنجاق کروات امیدواریتان را هم میپوشید ..
اونجا که ناظم حکمت میگه:
دل ما همیشه شکسته است؛
اما امیدواری هیچ وقت
از جیب چپِ پیراهنمان کم نشد.
دل ما همیشه شکسته ست رفیق
اما امیدواری همیشه
در جیب چپ پیراهنمان وجود دارد .
- ناظم حکمت
♡
ما دو پیراهن
بر یک بند بودیم دوشعر دریک کتاب بودیم دوعکس دریک قاب بودیم
دو رمانِ عاشقاقانه ازدست یک نویسنده بودیم
مادوخیال دو رویا دو حسرت دومحال دو آرزوی دست نیافتنی بر یک
قنوتِ
بودیم
ما دو پرستو
دو مهاجر
دو همسر
دو لاله ی واژگون بر تن یک درخت بودیم
اما هرگز برای هم نبودیم ....
#امید_آذر
با عشق بیا
پیراهنم را بند تنت کن
عریانم به دوست داشتنت
میخواهم بر اندامت
ریسهاے از بوسه بریزم...
سیگار های بهمنش را دوست دارم
بوی بد پیراهنش را دوست دارم
گفتند دیوانه! شنیدی زن گرفته؟
دیوانه ام ، حتی زنش را دوست دارم!
• |.|
عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو
عمر دوباره منه دیدن و بوییدن تو
#هایده
.🩷