رادیو
اکانت خصوصی
غرورم اینقدر وحشیه که اگر از چشمم بیوفتی روبه رومم بشینی نمیبینمت ...
غرورم اینقدر وحشیه که اگر از چشمم بیوفتی روبه رومم بشینی نمیبینمت ...
بعضیا انقد برام عزیز بودن که وقتی از چشمم افتادن خودم بیشتر غصه خوردم.
تو نقطه اَمنِ منی، یه تیکه از قلبمی، جفتِ روحیمی، ذوقِ زندگیمی، امید ادامه دادنی، نورِ چشممی، ضربانِ قلبمی؛ انقدر بهم نزدیکی که انگار، تو خوده منی. تو همهیِ چیزهایی هستی که بهم زندگی میبخشه.
تو شدی یه تیکه از تنم
جریان خون تو رگام
اشک چشمم
ضربان قلبم
نبض گردنم
تو همینقدر برای من ضروریای
به اندازه ضربان و نبض و رگ.
بعضیها اونقدر برام عزیز بودن که وقتی از چشمم افتادن، خودم بیشتر غصه خوردم.
بعضیها انقدر واسم عزیز بودن که وقتی از چشمم افتادن خودم بیشتر ناراحت شدم.
تو شدی ی تیکه از تنم
جریان خون تو رگام
اشک چشمم
ضربان قلبم
نبض گردنم
تو همینقدر برای من ضروریای،ب اندازه ضربان و نبض و رگ؛
اگه من سرت سلیطه و حسود و وحشی نباشم قطعا از چشمم افتادی.
‏نمیدونم چطوری بگم ولی یه آدم با بالاترین ارزشش برام، با کوچیکترین حرکتش در ثانیهای از چشمم میوفته.
اینجوریم که خیلی مهربونم خیلی اهمیت میدم خیلی صاف و ساده م با آدمایی ک دوسشون دارم
ولی اگه یذره متوجه بشم باهام صادق نیستن و با سیاست رفتار میکنن کلا از چشمم میفتن دگ نمیتونم باهاشون ارتباط بگیرم .