کپشن های مربوط به کدام

کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

بعدها خواهند نوشت:
سایه ی غم چنان سنگین بود که نمیدانستند برای کدام بخش ایران گریه کنند.


بیودپ

اکانت خصوصی

اگر فکر می کنی
هیچ راهی
برای داشتن زندگی ِخوب نیست
باید "خودت" را پیدا کنی!
هر کدام از ما
ساعت ها وقتمان را صرف کسانی می کنیم
که یک سر سوزن برایمان ارزشی قائل نیستند...
سعی می کنیم همان‌گونه باشیم
که آنها می خواهند ،
لباسی بپوشیم
که مورد توجه دیگران قرار بگیرد
دریغ از اینکه یک روز
"خودمان" و برای "خودمان" باشیم...
برای داشتن آنچه می خواهی
خودت را پیدا کن
چراکه هیچکس "تو" نمی شود...


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

ولی یکی باید مثل جمال ثریا بیاد و مو رو از شونه هامون کنار بزنه، گردنمون رو از پشت ببوسه و آهسته کنار گوشمون زمزمه کنه:
من معشوق تو
من همسر تو
من برادر تو
من پدر تو
من حتی رفیق توام،
هر کدام را که نخواستی، آن دیگری توام.
منی که تنهایت نخواهم گذاشت....



بیودپ

اکانت خصوصی

من زخم‌های بی‌نظیری به تن دارم اما
تو مهربان‌ترین شان بودی
عمیق‌ترین‌شان
عزیزترین‌شان
بعد از تو آدم‌ها
تنها خراش‌های کوچکی بودند بر پوستم
که هیچ کدام‍‍‌شان
به پای تو نرسیدند
به قلبم نرسیدند
بعد از تو آدم‌ها
تنها خراش‌های کوچکی بودند
که تو را از یادم ببرند، اما نبردند.


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

صبح که از خواب بیدار می‌شوی
به خودت یادآوری کن:
امروز با کسانی روبه‌رو می‌شوم که
فضول، ناسپاس، خودخواه و پر مدعا هستند اما نباید بگذارم هیچ کدام‍‍شان مهربانی من را کمرنگ کنند.


صدای بی گزند
.️.


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

تو از کدام راه میرسی ..؟
جوانی ام در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد!
صدای بی گزند


تکست‌تیوب

اکانت خصوصی

سرخپوست پیری
برای کودکش از حقایق زندگی چنین گفت :
در وجود هر انسان،
همیشه مبارزه ای وجود دارد
مانند مبارزه‌ی دو گرگ!

که یکی از گرگها سمبل بدیها
مثل، حسد، غرور، شهوت، تکبر، و خود خواهی
و دیگری
سمبل مهربانی، عشق، امید و حقیقت است.

کودک پرسید :
پدر کدام گرگ پیروز می شود؟

پدر لبخندی زد و گفت ،
گرگی که تو به آن غذا می دهی...



. .


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

‍کدام نشانه ،
دویده ست از تو در تن من؟
که ذره‌های وجودم تو را که می‌بینند ،
به رقص می‌آیند ،
سرود می‌خوانند ! . . ..🫀


فریدون مشیری


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

عاشقِ کبوتر بود!
می گفت:
پرنده‌ای وفادارتر از آن نیست ...
رهایش که می کنی هرجا برود...
خیالت راحت است که برمی‌گردد ...

فقط دو روز حواسش پرت شد...
فقط دو روز فراموششان کرد...
همه‌شان رفتند ...
همه‌شان گم شدند!

او دانه می‌ریخت اما دیر بود ...
هیچ کدام‍‍شان برنگشتند!

مشکل اینجاست...
ما یادمان رفته ...
هیچ تعهدی یک‌طرفه نیست!

وفادارترین کبوتر هم، برایِ ماندنش؛
دانه می‌خواهد ...
"توجه" می‌خواهد...
"عشق" می‌خواهد ...

هیچ کبوتری، ناچار به ماندن نیست ...
هیچ کبوتری!



نرگس صرافیان طوفان



بیودپ

اکانت خصوصی

ای سرزمین!
‍کدام فرزند ها ، در کدام نسل
تو را آزاد ، آباد و سربلند
با چشمان باورِ خود خواهند دید؟