تکستتیوب
اکانت خصوصی
از ماه یاد گرفته که تو دل تاریکی بدرخشه!
. .
از ماه یاد گرفته که تو دل تاریکی بدرخشه!
. .
مثل بوی پرتقال توی باغ های مه گرفته شمالی..
. .
یکی از سختیای مجازی اینه که وقتی دلت گرفته، تنها کاری که ازم برمیاد چند خط نوشتنه، نه یه بغلِ آروم،ولی بدون، حالِ دلت، حالِ منه.
چون بیرون سرده برنگرد به خونهای که آتیش گرفته.
در کالبد بزرگسالم کودکی بود که میخواست ماه را به چنگ بیاورد، اما حالا او نیز آرام گرفته است و تنها به تماشای تنهایی بی انتهای ماه خو کرده است.
از ما گذشت رو فقط از کسایی که میشنوی که نفر تموم ذوقشون رو ازشون گرفته...))
تقصیر خودمه.
‏بیش از حد جدی گرفته بودم؛
هم خودت رو
هم حرف هات رو
هم قولهات رو
هم امنیت فیکِ بغلت رو...
خیالِ خوش (علیرضا قربانی) .
بهانه ی من بعضِ خانه ی من
گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من
همیشه تویی آخرین راهم!
بریدهای، اما نمیگی.
خستهای، اما نمیخوابی.
دلت گرفته، اما نمیریزی بیرون.
آخه یاد گرفتی
هیچکس به اندازهی خودت
حرفاتو جدی نمیگیره.
گاهی وقتا از خودم میپرسم که چرا؟ چرا این کارها رو انجام میدم چرا همیشه به خودم سخت میگیرم و سعی دارم بقیه رو راضی نگه دارم در حالی که خودم و خواستههام دارن نادیده گرفته میشن و کم کم محو میشن؟