رادیو
اکانت خصوصی
پروازت به کنار، من عاشق فرودتم. یکجوری فرود میای که انگار پَر از تن پرنده جدا شده؛ آروم و نرم.
پروازت به کنار، من عاشق فرودتم. یکجوری فرود میای که انگار پَر از تن پرنده جدا شده؛ آروم و نرم.
یکجوری move on کن که انگار هیچوقت نمیشناختیش، چون واقعا نمیشناختیش.
گریه های این زن بخاطر چاقی.
شاید باورتوون نشه اما یکجور لاغر شد که کسی دیگه نمیشناستش..
من یک کافر عمیقا دیندار هستم. این یکجور دین جدید است ...
"آلبرت انیشتین "
در راه بازگشت به شهر موهایم را از ته ماشین کردم.
دلم میخواست چیزی از وجودم را بِکَنم و بریزم دور، یکجور انتقامِ آیینی.
ما زنها رسم خوبی داریم، زمانه که سخت میگیرد، شروع میکنیم به کوتاه کردن؛ ناخنها، موها، حرفها، رابطهها ...
ویرجینیا وولف