ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡
اکانت خصوصیدیدی وقتی در موردش با یکی حرف میزنی، تازه میفهمی چقدر سر سخت بودی و چقدر اذیت شدی که تونستی دووم بیاری؟
دیدی وقتی در موردش با یکی حرف میزنی، تازه میفهمی چقدر سر سخت بودی و چقدر اذیت شدی که تونستی دووم بیاری؟
اما من دلم میخواد آدم بزرگی بشی. حتی اگه دیگه ندیدمت، بشنوم که موفق شدی. حتی اگه نشد بهت کمک کنم بفهمم که روی پای خودت ایستادی. بفهمم که خوشحالی. بفهمم که بالاخره تونستی عاشق بشی. بفهمم بالاخره فهمیدی از زندگیت چی میخوای. بفهمم خانواده خودت و تشکیل دادی و طعم خوشبختی رو چشیدی. بفهمم عاشق زندگیتی. بفهمم اونقدر خوشحالی که دیگه من و یادت نمیاد.
خوش به حالت که تونستی بدون من، من که نتونستم.
اما من دلم میخواد آدم بزرگی بشی، حتی اگه دیگه ندیدمت، بشنوم که موفق شدی، حتی اگه نشد بهت کمک کنم بفهمم که روی پای خودت ایستادی، بفهمم که خوشحالی، بفهمم که بالاخره تونستی عاشق بشی، بفهمم بالاخره فهمیدی از زندگیت چی میخوای، بفهمم خانواده خودت رو تشکیل دادی و طعم خوشبختی رو چشیدی، بفهمم عاشق زندگیتی، بفهمم انقدر خوشحالی که دیگه من رو یادت نمیاد.
من و دوستان مجازیام
وقتی بالاخره تونستیم
همگی در یک زمان و مکان
دور هم جمع بشیم :
اگر تونستی چند روز ازم بیخبر باشی، پس یه عمر هم میتونی؛ خوشحال شدم از آشناییت.
‏گفتم: بالاخره یروز مجبوری فراموشش کنی!
گفت: رفت و اومد باد رو تا حالا دیدی؟!
تو دستات گرفتیش؟
تونستی نگهش داری یا پرتش کنی اونور؟
نه!
عصری نشستی تو بالکن داری برگه صحیح میکنب یهو بیخبر میپیچه تو برگه ها بهمشون میریزه!
یادش باده ..!
یهو مپیچه بهم و به همم میریزه!
محیا زند
.
گاهی اوقات آدم از دوستی نه نصیحت میخواد، نه توصیه، نه راهنمایی و نه حتی حمایت.
صرفاً “همراهی” میخواد و همراهی.
اگر این رو تونستی به انجام برسونی میتونی به خودت بگی دوست.
وگرنه که با سرزنشگر بیرونی تفاوتی نداری.
وقتی یه تنه تونستی اون همه احساسات من و نابود کنی، دیگه بنظرم هیچ کاری تو دنیا نیست که نتونی از پسش بر بیای.
دیدی وقتی درموردش با یکی حرف میزنی تازه متوجه میشی چقدر سرسخت بودی که تونستی دووم بیاری؟