رادیو
اکانت خصوصی
تو سریال شهرزاد وقتی قباد میفهمه شهرزاد از شیراز برگشته تهران به نصرت میگه:
لاقل دلم خوشه تو همین شهره،نزدیک من،
بارون که بباره هم برای اون میباره هم واسه من،
نسیم که بوزه،هم واسه اون میوزه،هم واسه من..
تو سریال شهرزاد وقتی قباد میفهمه شهرزاد از شیراز برگشته تهران به نصرت میگه:
لاقل دلم خوشه تو همین شهره،نزدیک من،
بارون که بباره هم برای اون میباره هم واسه من،
نسیم که بوزه،هم واسه اون میوزه،هم واسه من..
به قول قباد تو سریال شهرزاد:”منو همیشه آخر از همه دوست داشتی”
‏ذکری که بعد از دیدنِ هرقسمت از شهرزاد با خودم زمزمه میکنم:کاش من زنِ قباد میشدم
مگر می توان
تو را دوست نداشت؟!
مثل اینکه
به پرنده بگویی
پرواز نکن
بُغ می کند
می میرد ... !
(سارا قبادی)
پیله کرده ام
به خیالت...
مگر نه اینکه
هر چه را فکر کنی
جذب می کنی!
می دانم جذب می کنم
" تو " را روزی
و در دشت
گل پونه های آغوشت
پروانه می شوم...$
(سارا قبادی)
قباد :
بالاخره ما الان مَحرم هم دیگه ایم شهرزاد خانم ...
شهرزاد :
مَحرمیت که فقط به کاغذ نیست ، دلِ آدم باید مَحرم باشه ...
"شهرزاد"
خاطراتت دیوانه ام کرده اند
هرشب
قد می کشند
از پشت دیوار تنهایی ام
و با چشمان درشت شان
زل می زنند به رؤیاهایم
میان خواب هایم قدم می زنند
وآرامشم را مثل جنازی ای روی دست می برند
چگونه می توانم مرگ را
نفس نکشم؟!
وقتی
سایه ی نبودنت پشت سرم راه می افتد
و مرا به جنون می کشد
چگونه می توانم تو را
زندگی نکنم؟!
وقتی در این همه نیستن ها
هست می شوی
و در کنج دلم
مدام سرک می کشی
.
من بی تو
با خاطراتت
هزاران بار می میرم و زنده می شوم
(سارا قبادی)
+انقدر بقول قباد (شهاب حسینی-شهرزاد) از این زن زوله ها بدم میاد :))
از این فوضولاش..
از اینایی که تا یه دستنبد دستت ببینن میپرسن طلاست یا نه؟!
اولن اینکه به تو چه؟! چیش به تو میرسه مثلن؟!
دومن طلا برای عروسه :)) دختر طلا نمیندازه مث این زن زوله ها :))
سومن بر فرض مثال حالا طلا یا حالا نقره یا استیل و تتانیومو هرچی اصن..که چی؟!
چهارمن من خوشم نمیاد به تو جواب بدم :))
پنجمن بابامم اصرار کنه طلا نمیندازم اصن پس خواهشن این طرز تفکرو از ذهنتون بیرون کنین
که هرکی طلا نمیندازه پس هیچی تو دست و بالش نیس :))
حالم ازتون بهم میخوره :)
دوستتون ندارم :)
خودتونو درست کنین.. :)