رادیو
اکانت خصوصی
تکرارمیکنم هیچی اندازه ریدن به کسی که فکر میکنه چه گهیه و بقیه میمیرن براش لذت بخش نیست .
تکرارمیکنم هیچی اندازه ریدن به کسی که فکر میکنه چه گهیه و بقیه میمیرن براش لذت بخش نیست .
خوبم، ملالی نیست
هرچند، غمبارم
چون آبشاری گنگ
درگیر تکرارم
پویا ولی غمگین
در بند اکراهم
انگیزهام مرده
انگیزه میخواهم ...
خوبم ملالی نیست
با درد، همزادم
از چاله بیرون و
در چاه افتادم ...
حالا اگر غمگین ؛
من خوب خواهم شد
در کوی خوشحالان
محبوب خواهم شد...
حالا اگر خسته
حالا اگر غمگین
از شادیام روزی؛
مرغوب خواهمشد...
#نرگس_صرافیان_طوفان
#شبتون_بی_غم
خوبم، ملالی نیست
هرچند، غمبارم
چون آبشاری گنگ
درگیر تکرارم
پویا ولی غمگین
در بند اکراهم
انگیزهام مرده
انگیزه میخواهم ...
خوبم ملالی نیست
با درد، همزادم
از چاله بیرون و
در چاه افتادم ...
حالا اگر غمگین ؛
من خوب خواهم شد
در کوی خوشحالان
محبوب خواهم شد...
حالا اگر خسته
حالا اگر غمگین
از شادیام روزی؛
مرغوب خواهمشد...
#نرگس_صرافیان_طوفان
#شبتون_بی_غم
کسی که یه بار رفته بازم میره..
تاریخ دوباره تکرارمیشه....
اگه یه بار رفته حتی اگه برگرده وهمیشه کنارت باشه تا ابد ترس تودلت هست که نکنه بازم بره....
.
يادش بخير...
میای بازی کنیم؟؟؟؟
. ________ _______
. | | |
. | 7 | 8 |
. |_______|_______|
. | |
. | 6 |
. ____|________|___
. | | |
. | 5 | 4 |
. |_______|________|
. | |
. | 3 |
. |________|
. | |
. | 2 |
. |________|
. | |
. | 1 |
. |________|
خاله بازی کن به رسم کودکی
با همان چادر نماز پولکی
طعم چای و قوری گلدارمان
لحظه های ناب بی تکرارمان
غصه هرگز فرصت جولان نداشت
خنده های کودکی پایان نداشت
هرکسی رنگ خودش, بی شیله بود
ثروت هر بچه قدری تیله بود
ای شریک نان و گردو و پنیر !
همکلاسی ! باز دستم را بگیر
مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست
آن دل نازت برایم تنگ نیست
درتمام لحظه هایم تکرارمیشوی….
اما…..!
تکراری نمیشوی..
تقدیم به همه کسانی که
هنوز ساده و یک رنگ هستن
پا به پای کودکی هایم بیا
کفش هایت رابه پا کن تا به تا
قاه قاه خنده ات را سازکن
بازهم با خنده ات اعجاز کن
پابکوب ولج کن وراضی نشو
با کسی جزعشق همبازی نشو
بچه های کوچه راهم کن خبر
عاقلی را یک شب ازیادت ببر
خاله بازی کن به رسم کودکی
با همان چادرنماز پولکی
طعم چای وقوری گلدارمان
لحظه های ناب بی تکرارمان
مادری ازجنس باران داشتیم
درکنارش خواب آسان داشتیم
یاپدراسطوره دنیای ما
قهرمان باورزیبای ما
قصه های هرشبمادربزرگ
ماجرای بزبزقندی وگرگ
غصه هرگزفرصت جولان نداشت
خنده های کودکیپایان نداشت
هرکسی رنگ خودش بی شیله بود
ثروت هربچه قدری تیله بود
ای شریک نان وگردو وپنیر!
همکلاسی! بازدستم رابگیر
مثل تودیگرکسی یکرنگ نیست
آن دل نازت برایم تنگ نیست؟
حال ما راازکسی پرسیده ای ؟
مثل ما بال وپرت راچیده ای ؟
حسرت پروازداری درقفس؟
می کشی مشکل دراین دنیا نفس؟
سادگی هایت برایت تنگ نیست؟
رنگ بی رنگیت اسیررنگ نیست؟
رنگ دنیایت هنوزم آبی است؟
آسمان باورت مهتابی است؟
هرکجایی شعرباران را بخوان
ساده باش وبازهم کودک بمان
بازباران با ترانه،گریه کن !
کودکی تو،کودکانه گریه کن!
ای رفیق روزهای گرم وسرد
سادگی هایم به سویم بازگرد!
صدای باران زیباترین ترانه ی خداست
که طنینش زندگی را برای ما تکرارمی کند
نکند فقط به گل آلودگی کفشهایمان بیندیشیم.....
يادش بخير...
میای بازی کنیم؟؟؟؟
. ________ _______
. | | |
. | 7 | 8 |
. |_______|_______|
. | |
. | 6 |
. ____|________|___
. | | |
. | 5 | 4 |
. |_______|________|
. | |
. | 3 |
. |________|
. | |
. | 2 |
. |________|
. | |
. | 1 |
. |________|
خاله بازی کن به رسم کودکی
با همان چادر نماز پولکی
طعم چای و قوری گلدارمان
لحظه های ناب بی تکرارمان
غصه هرگز فرصت جولان نداشت
خنده های کودکی پایان نداشت
هرکسی رنگ خودش, بی شیله بود
ثروت هر بچه قدری تیله بود
ای شریک نان و گردو و پنیر !
همکلاسی ! باز دستم را بگیر
مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست
آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟؟
پا به پای کودکی هایم بیا
کفش هایت را به پا کن تا به تا
قاه قاه خنده ات را ساز کن
باز هم با خنده ات اعجاز کن
پا بکوب و لج کن و راضی نشو
با کسی جز عشق همبازی نشو
بچه های کوچه را هم کن خبر
عاقلی را یک شب از یادت ببر
خاله بازی کن به رسم کودکی
با همان چادر نماز پولکی
طعم چای و قوری گلدارمان
لحظه های ناب بی تکرارمان
مادری از جنس باران داشتیم
در کنارش خواب آسان داشتیم
یا پدر اسطوره دنیای ما
قهرمان باور زیبای ما
قصه های هر شب مادربزرگ
ماجرای بزبز قندی و گرگ
غصه هرگز فرصت جولان نداشت
خنده های کودکی پایان نداشت
هر کسی رنگ خودش بی شیله بود
ثروت هر بچه قدری تیله بود
ای شریک نان و گردو و پنیر !
همکلاسی ! باز دستم را بگیر
مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست
آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟
حال ما را از کسی پرسیده ای ؟
مثل ما بال و پرت را چیده ای ؟
حسرت پرواز داری در قفس؟
می کشی مشکل در این دنیا نفس؟
سادگی هایت برایت تنگ نیست ؟
رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست ؟
رنگ دنیایت هنوزم آبی است ؟
آسمان باورت مهتابی است ؟
هرکجایی شعر باران را بخوان
ساده باش و باز هم کودک بمان
باز باران با ترانه ، گریه کن !
کودکی تو ، کودکانه گریه کن!
ای رفیق روز های گرم و سرد
سادگی هایم به سویم باز گرد!