ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡
اکانت خصوصیچه حال کثافتی دارم، انگار بچگیمه، غروب جمعه تو تاریکی از خواب پاشدم دیدم همه رفتن بیرون منو نبردن.
چه حال کثافتی دارم، انگار بچگیمه، غروب جمعه تو تاریکی از خواب پاشدم دیدم همه رفتن بیرون منو نبردن.
وحشتناکترین قسمت بهم خوردن یک رابطه اونجاست که از خواب بیدار میشی یادت میوفته تموم شده و تنهایی.
اون خیانت نکرد ولی به راحتی گرفت خوابید درحالی که تو نگران رابطهتون بودی و گریه میکردی بابت بحثی که حل نشده.
از تمام احساساتم خسته ام، در آغوشم بگیر و برایم داستانی تعریف کن که مرا به خوابی بدون بیداری فرو ببرد.
کاشکی زود خوابم ببره...
والا با تلنگری میشکنم.....
بحث عشق و عاشقی نیست!
فقط کم آوردم!
خندیدم تا وانمود کنم حالم خوب است، گریستم تا سبک شوم، به خواب پناه بردم تا از رنج هایم بگریزم، اما بار غم، همچنان بر دوش جانم سنگینی میکرد.
تنهاییم شبیه تنهاییِ ظهرای بچگیم شده ، وقتایی که همه میخوابیدن و من خوابم نمیبرد ، آدما بودن اما نبودن :(
شبها ، وقتی دیگران
به خواب میروند
زندگیِ من تازه آغاز میشود
سکوت و تاریکیِ شب
برای من نهایتِ زیبایی است .
درباره عشقت چه بنویسم؟
تمام آن چیزی که به یادم میآید این است که صبح از خواب بیدار شدم و خود را پادشاه دیدم .️
با یکی اذدواج کنید که وقتی خوابتون برد نوازشتون کنه ، نه اینکه گوشیتون رو چک کنه...>>