تکستتیوب
اکانت خصوصی
بر سرِ تربتِ ما چون گذری، همت خواه؛
که زیارتگهِ رندانِ جهان خواهد بود ...
. .
بر سرِ تربتِ ما چون گذری، همت خواه؛
که زیارتگهِ رندانِ جهان خواهد بود ...
. .
لانگ دیستنس وقتی مشهدی زیاد سخت نیست،خونوادش میان زیارت امام رضا، تو میری میبینیش=))))
حــال ِ من حــال ِ جوانی ست که یک مــاه تمـــام
در پی کسب جـواز حرمت پیــر شـــده ….
اللهم الرزقنا زیارت الحسین علیه السلام
رفتین مشهد زیارت،یا رفتین همدیگه رو شات کنین/:
دوستت دارم
و عشق تو از نامم می تراود
مثل شیره ی تک درختی مجروح
در حیاط زیارتگاهی
عشق وقتی داخل قلبی اقامت میکند
چشم ها دیگر به اشک و گریه عادت میکند
حاجت عاشق وصال هست و روز وشب
می نشیند با خدای خود عبادت میکند
با وضو میخوابد ودر خواب زائر میشود
صورت معشوقه را هر شب زیارت میکند
دلبرم تاجر شده دل من خرد با ی نگاه
در خیابان میرود راحت تجارت میکند
آن درخت بید هم وقتی که او رد میشود
با کمر خم میشود بر او ارادت میکند
پنکه ای که در اتاق توست شاید عاشق است
باز می چرخد به سمت تو نگاهت میکند.
شمر نمازش را میخواند،
روزهاش را هم میگرفت،
آشکارا هم فسق و فجور نمیکرد،
و شاید اهل رشوه و ربا هم نبود...
یادمان باشد،
زیارت عاشورا که میخوانیم
وقتی رسیدیم به «وَ لَعنَ الله...»هایش؛
لحظه ای به خودمان گوشزد کنیم:
نکند این «لعن الله...»
روزی شامل حال ما هم بشود؟؟؟!!!
که شمر در جنگ صفین
در کنار امیرالمؤمنین(ع) بود
اما در باطن، یزیدی بود
و زهیر در ظاهر، عثمانی
اما در باطن، حسینی بود.
و عاقبت ظاهرها کنار رفت و باطن ها نمایان شد
حقیقت آدم ها به باطن آن هاست
که عاقبت آشکار می شود
و یزیدی یا حسینی شدنشان را رقم می زند
پس درونمان را بسازیم...
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
سلام بر سینه سُرخانی که آمدن و رفتنشان رویایی بیش نبود،
رویایی کوتاه ولی شیرین ..
سلام به آنانی که لباسهای خاکی رنگشان، لباس احرام در " موقعیتها " بود ..
سلام بر آنانی که در آخرین فراز زیارتنامه خود
به زیارت سبزترین سیرت و سرخترین صورت تاریخ نائل شدند ..
سلام بر قطارهای فشنگی که تسبیح شدند ..
سلام بر پلاک پیکرهای قطعه قطعه شده که شماره و شناسنامه یک شهاب شدند
و هر کوچه و خیابان شهرمان را تا ابد ستاره باران کردند ..
سلام بر چفیهای که همواره بر دوش علمدار نهضت خمینی است ..
بنویس که ازهمان دواها بخورم
بگذار که از قشنگیت جابخورم
از شوق زیارت تو خانوم دکتر
مجبور شدم دوباره سرما بخورم
حمید کاشانی
یکم منکراتی شد تقصیرشاعرمیباشد
زیر بـاران بشینیم که بـاران خوب است
گم شدن با تو در انبوه خیابان خوب است ..
با تو بی تابی و بی خوابی و دل مشغولی
با تو حال خوش و احوال پریشان خوب است ..
رو به رویم بنشین و غزلی تازه بخوان
اندکی بـوسه پس از شعرِ فراوان خوب است !
مویِ خود وا کن و بگذار به رویت برسم
گاه گاهی گذر از کفر به ایمان خوب است !
شبِ خوبی است بگو حال زیارت داری ؟
مستی جاده ی گیلان به خراسان خوب است !
نم نم نیمه شـب و نغمه ی عبدالباسط
زندگی با تو .. کنار تــو .. به قرآن خوب است !