ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡
اکانت خصوصییه فرصت دیگه میخوام که توش زندگی کنم. تو این یکی فقط داشتم زنده میموندم.
یه فرصت دیگه میخوام که توش زندگی کنم. تو این یکی فقط داشتم زنده میموندم.
احتمالا باز هم کسی را دوست بدارم، اما نه آنطور جسورانه و رها که تو را دوست داشتم، بسیار محتاط و آرام و با ترس از دوباره شکستن.
عاشق هم میشین
مثلِ صادق خانِ هدایت عاشق بشین
که میگه نه تنها او را دوست داشتم
بلکه همه ی ذرات تنم او را میخواست.
. .
از وقتی دارمت
دیگه یادم نمیاد چقدر غم داشتم..
چقدر غرق بودم تو تنهاییام..
چقدر خنده هام کمرنگ بود و بی جون..
چقدر بی انگیزه بودم و ناامید..
آخه تو با اومدنت حال خوبو تزریق
وجودم کردی..
جای همه رو برام پر کردی
و شدی همه کس من..
تو با اومدنت جون دادی به خنده هام..
شدی امید و دلگرمی برام،
خیلی خوشحالم که دارمت نورِ زندگیِ من
دیگر حضورش برایم ارزشی نداشت، وقتی یادم میامد که من داشتم میسوختم و او طوری رفتار میکرد که انگار غریبه و گناهکاری بیش نیستم.
هر آرزویے برای خودم داشتم
به تو مربوط میشود؛
دلخوشیام
سلامتیام
آرامشم
میدانی،
تمام اینها با بودنِ تو برآورده میشود.
پس تنها یک آرزو برایم باقی می ماند.
«بودنت».🫀
سید علی صالحی
او را دوست داشتم ، هنوز هم دوست دارم ، اما با نگاهی از دور ، در فاصله ای که رنجها و خاطرهها آن را حفظ کرده اند
تو اولین پناهگاهی نبودی که بر سرم آوار شدی، اما اولین پناهگاهی بودی که با تموم وجود امید داشتم امن و استوار بمانی.
یه نسخه پرشور از خودم داشتم
که نمیدونم چطور ؟
ولی از دستش دادم
دوست داشتم جوری که انگار آخرین عزیز من روی زمین بودی
و تو انقدر رنجم دادی، که انگار آخرین دشمنت روی زمینم.