ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡
اکانت خصوصی
میدانم زندگی میگذرد؛
میدانم دردهایمان کمرنگ می شود،
ولی عزیز من،
جوانیمان را از که پس بگیریم؟
میدانم زندگی میگذرد؛
میدانم دردهایمان کمرنگ می شود،
ولی عزیز من،
جوانیمان را از که پس بگیریم؟
قبله کج می شد اگر یک بار می دیدم فقط
آن چه را می خواستم بی خون دل حاصل شده
در دلم جایی برای دردهای تازه نیست
عذر می خواهم خدا ظرفیتم کامل شده
.️🩹
محسن حیدری
اونجا که شهریار میگه:
هزار درد فرستادیم به جان، لیکن
چو آمدی، همه آن دردها دوا کردی
.. .
.
بعضی وقتها
تموم دردها و بغضها و فریادها
فقط تو یه کلمه جا میشه
"باشه"...
‏من واقعا زندگیم نابود شده، استرسم چندین برابر شده، قهوه خوردنم هزار برابر شده، از اونور لرزش دستهام و سر دردهام شونصد هزار برابر شده، پرخاشگرتر شدم، بیحوصله شدم، با هر چیزی گریه میکنم و مثل چی نگران آشناها و حتی غریبههام، در حالیکه من الان باید به سمت آرزوهام میدوییدم.
𝙉𝙤 𝙤𝙣𝙚 𝙠𝙣𝙤𝙬𝙨 𝙖𝙗𝙤𝙪𝙩 𝙩𝙝𝙚 𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙩 𝙩𝙚𝙖𝙧𝙨, 𝙩𝙝𝙚 𝙝𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙨𝙤𝙧𝙧𝙤𝙬𝙨 𝙖𝙣𝙙 𝙩𝙝𝙚 𝙥𝙖𝙞𝙣 𝙩𝙝𝙖𝙩 𝙝𝙖𝙨 𝙩𝙤𝙧𝙣 𝙤𝙪𝙧 𝙗𝙤𝙣𝙙𝙨 𝙖𝙥𝙖𝙧𝙩 𝙚𝙭𝙘𝙚𝙥𝙩 𝙤𝙪𝙧𝙨𝙚𝙡𝙫𝙚𝙨...
هیچڪس جز خودمون از گریههای خاموش، غمهای پنهان و دردهایی ڪه بند بند وجومون رو پاره ڪردن خبر نداره...
ما بیش از اندازه قوی بودیم، مدام میشکستیم، شکستههایمان را بند میزدیم و ادامه میدادیم، اشک میریختیم، اشکهایمان را خودمان با دستهای خودمان پاک میکردیم و دوباره با تمام جسارت روی پاهای خودمان میایستادیم، ما بیش از اندازه قوی بودیم، به کسی تکیه نمیدادیم، با کسی از دردهایمان نمیگفتیم و از کسی کمک نمیخواستیم، ما به قیمت همین قوی بودن از پا در آمدیم، قوی بودن را برای ما بد تعریف کرده بودند.
درک نشدن توسط اطرافیان
سرآغاز دردهای روحی خیلیامونه ..
‏ما بیش از اَندازه قوی بودیم،
به کسی تکیه نمیدادیم.
با کسی از دردهایمان نمیگفتیم و
از کسی کمک نمیخواستیم،
ما به قیمتِ همین قوی بودن، از پا درآمدیم!
قوی بودن را برایِ ما بَد تعریف کرده بودند...
- نرگس صرافیان طوفان
ما نسل خستهای هستیم که یاد گرفتیم آرزوهامون رو سانسور کنیم، تا بتونیم با حداقلها زنده بمونیم.
ما بار دردهای حلنشدهی نسل قبل رو کشیدیم و جرات نکردیم حتی بگیم «خستهایم» تا مبادا بگن ضعیفیم.