کپشن های مربوط به غیبت

ᴇɴᴅᴘᴀʀᴛ♡

اکانت خصوصی

‍غیبت کلمه درستی نیست، ترجیح میدم بهش بگم جلسه بررسی بیماری‌های روانی احتمالی شخصی که در جمع من و دوست‌هام حضور نداره.


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

در طول هفته ناشناس میدین یا کات کردین یا میگین کامنت باز کن نیمه گمشدمو پیدا کنم؛ولی پنجشنبه ها غیبت‍‍ون میزنه..



بیودپ

اکانت خصوصی

Always have a unique character like salt, its presence is not felt but its absence make everything tasteless.

همیشه یک شخصیت منحصر به فرد مانند نمک داشته باش، حضورش احساس نمیشه اما غیبت‍‍ش همه چیز روبی مزه می کنه.


تکست‌تیوب

اکانت خصوصی

.
از دست غیبت تو شکایت نمی‌کنم
تا نیست غیبت‍‍ی نبود لذت حضور

گر دیگران به عیش‌وطرب خرمند و شاد
ما را غم نگار بود مایه‌ی سرور...

#حافظ

. .


بیودپ

اکانت خصوصی

‏بعد از غیبت‍‍ی می‌‌آیند، احساساتمان را در هم می‌‌ریزند و سپس میروند

.࿐


بیودپ

اکانت خصوصی

آنکه از دشمن برای من خبر آورده بود
پیش دشمن هم یقینا غیبت‍‍م را کرده بود ...

.࿐


تکست‌تیوب

اکانت خصوصی


نزار قبانی :

بعد از غیبت‍‍ی می‌‌آیند،
احساساتمان را در هم می‌‌ریزند
و سپس می‌‌روند .

. .


تکست‌تیوب

اکانت خصوصی

تو نه مثلِ آفتابی که حضور و غیبت اُفتد
دگران رَوند و آیند و تو همچنان که هستی...

#سعدی

. .


آقای‌فاز‌سنگین

اکانت خصوصی

اونی که پیش تو
‍غیبت میکنه ،در مورد تو هم غیبت میکنه!؛؛


کپشن‌خآص

اکانت خصوصی

✿ کپشن خاص ✿

این را دیگر همه ی مردمانِ حاضر در اقلیمِ اطرافم میدانند که هر چند صباح یکبار ، بقچه ام را می اندازم گَلَم و با بغلی از کاغذ باطله راه می افتم میروم پشتِ هیچستان ! همانجا که سهراب بود …
تا شاید بتوانم دور از معاشرت و همهمه ی آدمها ، کمی از خودم را پیدا کنم ! چرا که من میدانم ، هرکجا ازدحام باشد ، صدایِ نور ، عطر آب ، سایه ی گنجشکها و رقص شمعدانی و دستِ خدا … گم میشوند !

در سکوت و غیبت از میانِ مردم است که تو میتوانی بیشتر آسمان را تماشا کنی و صفحات میان کتابت را ببوسی و یک تسبیح برداری و ذکر بگیری که “ چرا هستم !؟ “ و “ آخرین کار پیش از مرگم چه باید باشد ؟ “

و این بار دست از پا دراز تر برگشته ام !
شاید خیال کنید با طوماری حدیث و پند و نصیحت میخواهم آن ته مانده حوصله تان را بجَوَم و از آنچه فهمیده ام بگویم ! نه !
من دریافتم … به خوبی دریافتم …
نه آنقدر بزرگ هیبتم که جهان بی من بخشکد و مردم در نبودم تلف شوند یا در خاطرشان بمانم !
نه آنقدر ناچیزم که نشود لکه ای ، جوهری نور از حضورم بیوفتد روی زمین و جوانه شود ..

دریافتم آدمی همواره چیزی میانِ خوف و رجا بوده ! چیزی بینِ هیچ چیز و همه چیز بودن ! …
دریافتم که باید ما بقیِ ایامِ پیش رویم را به شنیدن بگذرانم … و بپذیرم من از دانستنی ها ، اندکی میدانم !
آن هم این است که :
“ هیچ چیز نمیدانم “


#میم_سادات_هاشمی