کپشنخآص
اکانت خصوصی
تو نمیدانی که وقتی حالم را میپرسی
درخت ها سبزتر میشدند
شب زیبا تر میشد
و خدا به من نزدیک تر...
تو نمیدانی که وقتی حالم را میپرسی
درخت ها سبزتر میشدند
شب زیبا تر میشد
و خدا به من نزدیک تر...
میدانی؟ ما مجبور بودیم که قوی و محکم باشیم، چون هیچکس وجود نداشت که دستمان را محکمتر از خودمان بگیرد.
میدانی؟ هیچکس واقعا هیچ چیز را فراموش نمیکند، فقط آدمها یک وقتهایی، از به یاد آوردن خسته میشوند.
میوه نارس را دیده ای؟
هرچقدر هم زیبا باشد طعم گس میدهد.
کال است، ناچاری دور بیندازیاش
میدانی
زندگی بی تو طعم گس میدهد
میشود یک چیز دور انداختنی!
کاش میدانستی
آنطور که میگویم
و آنطور که نشان میدهم نیست !
من بیشتر از آنچه میگویم و نشان میدهم
بیشتر از آنچه میدانی و میبینی
دوستت دارم
خدایا ...!
گاهی
آنقدر غرق در خواسته هایم میشوم
که فراموش میکنم تو بهتر از من میدانی
چه چیز به صلاحم است؛ امروز آمده ام دعا نکنم!
خواسته ای نگویم!
فقط بگویم:
سپاس برای همه چیز🩷
شبیه طفل گریانی که پستان در دهان دارد؛
لبت را میمکم با اشک شوقی که نمیدانی...
•
شنیده ام که میگویند جوری حرکت کن که انگار میدانی خدا تو را گرفته است
♡
And sometimes only you know;
how ruined
How unrevivable and
How blind whistle...!
و گاهی فقط خودت میدانی؛
چقدر ویرانه ای
چقدر غیر قابل احیا و
چقدر سوت کور...!
قشنگ ترین جمله ایی که امروز میخونی:
تو چه میدانی؟ که من برای یکبار
برخاستن، چند هزار بار فرو ریخته ام...
• |.|