رادیو
اکانت خصوصی
من هیچگاه نمیخواستم با تو وارد بحث شوم؛
من فقط میخواستم، به تو بفهمانم که رفتارهایت چگونه مرا آزار میداد.
اما هر بار مجبور به معذرت خواهی شدم. چون ناراحتی تو،
برای هر دوی ما مهمتر بود.
من هیچگاه نمیخواستم با تو وارد بحث شوم؛
من فقط میخواستم، به تو بفهمانم که رفتارهایت چگونه مرا آزار میداد.
اما هر بار مجبور به معذرت خواهی شدم. چون ناراحتی تو،
برای هر دوی ما مهمتر بود.
خدای زمینی من؛ تو انقدر در وجودم عمیق شده ای که گمانم حتی اگر میلیون ها سال بعد زمانی که تبدیل به خاک و بذر شدیم گلی شوم با عطر دست های تو؛ و در تمام پروانه ها دنبال نقش چشمانت بگردم. با هر وزش نسیم و دلربایی برگ ها بگویم؛ من زمانی محبوب عاشق ترین مرد زمین بودم، مردی که جای زخم هایم بوسه کاشت و تا ممکن ترین حدی که یک قلب می تواند از امنیت ملموس اغوشش درونم جاری کرد. پس مهم نیست من چگونه باشم روح من تا همیشه به دنبال او خواهد گشت. چرا که جان من و او را از یک گل ساخته اند اولین و اخرین من.
من هیچگاه نمیخواستم با تو وارد بحث شوم، من فقط میخواستم، به تو بفهمانم که رفتارهایت چگونه مرا آزار میداد، اما هر بار مجبور به معذرت خواهی شدم چون ناراحتی تو، برای هر دوی ما مهمتر بود.
با رنج زیستن چگونه کنار میآیی عزیز من ؟
♡
و در حالی که تو بارانی
چگونه قلبم شکوفه نزند ..
اگر برگشتند فراموش نکنید که چگونه رفتند.
cannot bear these few days in the world
How to be boring for eternity?
مرا که طاقتِ این چند روز دنیا نیست
چگونه حوصلهٔ جاودانگی باشد؟
گفت چگونه آرامش را پیدا کردی؟
گفتم جایی به دور از آدم ها پناه بردم
و در سکوت خودم را محکم تر در آغوش گرفتم
♡
همه میگفتند زمان زخم را درمان میکند، اما هیچکس نگفت در این مدت چگونه باید با درد زندگی کنم.
کیف لک أن تحزن؟
و سماءُ ربّک مفتوحة لک حینما تشاء..
چگونه است که ناراحت میشوی
در حالی که آسمان خدا به رویت باز است
هر زمان که بخواهی 🩵
♡