زندگی من
اکانت خصوصی
"Querencia"
در زبان اسپانیایی به مکانی گفته میشه که یه نفر احساس امنیت میکنه؛
یه جایی مثل خونه
خونه هم گاهی میتونه یه گوشهٔ دنج باشه...
مثل بغل کسی که دوستش داری .️
「♡」
"Querencia"
در زبان اسپانیایی به مکانی گفته میشه که یه نفر احساس امنیت میکنه؛
یه جایی مثل خونه
خونه هم گاهی میتونه یه گوشهٔ دنج باشه...
مثل بغل کسی که دوستش داری .️
「♡」
•
ماییم که در گوشهٔ دل بهاری برای شکفتن داریم ..
♡
"Querencia"
در زبان اسپانیایی به مکانی گفته میشه که یه نفر احساس امنیت میکنه
یه جایی مثل خونه
خونه هم گاهی میتونه یه گوشهٔ دنج باشه
مثل بغل کسی که دوستش داری.️
「♡」
آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم
آنقدر دلزده هستم که نمانم بروم
به همین کوچه و این خانه و دیوار اتاق
و به آیینه سلامی برسانم بروم
آخرین بار به لب هات کمی زل بزنم
به دلم طعم لبت را بچشانم بروم
یک کمی خاطره جامانده که بردارم و بعد
تن رنجور خودم را بکشانم بروم
بغض هم واسطه شد خواست دلت را ببرد
تو خریدار نشو، زود برانم بروم
باز باران زده در گوشهٔ چشمم، باید
اشک... در دفتر شعرم بچکانم بروم
صبحدمی که برکنم،
دیده به روشناییت
بر در آسمان زنم،
حلقهٔ آشناییت
گوشهٔ چشم مرحمت
بر صف عاشقان فکن
تا شب رهروان شود،
روز به روشناییت
. #سعدی
آهوی چشم تو نازم که چو نخجیر کند
شیر را گیرد و در زلف تو ، زنجیر کند
تکیه بر گوشهٔ ابرو زده چشمت ، آری
تُرک ، چون مست شود ، دست به شمشیر کند .
بی سبب خون من آن ابروی پیوسته نریخت
رنگ را خواست که پاک از دم شمشیر کند
دیدهام خواب پریشانی و، هر کس شنود
بر سر زلف پریشان تو ، تعبیر کند
{ شاطر عباس صبوحی }
مردها
مظلوم ترین جنس آفریدهٔ خدایند
شاید شما توی دلتان،
یا بلندبلند بخندید و بگویید :
جوک میگویی؟
یا مثلا بگویید :
مردها؟
مظلوم؟
این هم از آن حرفهاست!
اما راستش این است که مردها،
پشت نقاب غرور و منم منم شان،
گاه کودکانی معصوم و بی پناهند،
گاه عاشقانی نگون بخت،
و گاه پیرمردی تنها توی پارک.
و من فکر میکنم
که ته ته خوشبختی هر مردی،
خندهٔ زن و بچه اش است…
مردها را سخت میشود شناخت،
همه شان ته ریش ندارند،
همه شان فیتنس نیستند،
اتفاقا بعضیهایشان کچل و بی قواره اند،
بعضی دندانهای جلوییشان افتاده و بعضیها کوتاه اند با یک گلوله شکم!
اما همین مردهای معمولی، وقتی شما دارید خرید میکنید،
یا وقتی آرام برنامهٔ آشپزی نگاه میکنید،
یا موقع سرخ کردن بادمجان،
حتی وقتی که با بیحوصلگی از یقه های چرکشان گلایه میکنید،
مشغول جنگ هستند،
جنگ با مشغولیات ذهنی خودشان،
با راست و ریس کردن اجاره خانه،
با چک سر برج،
با قسط فلان،
با اینکه چطور کنار اینهمه مشکلات لبخند یادشان نرود،
و تاریخ تولد و عقد و ازدواج و هزار چیز عجیب دیگر،
که برای شما فرشته ها مهم است، یا چطور یک گوشهٔ آرام پیدا کنند
تا دردهایشان را توی سطل تنهایی خودشان عق بزنند،
مردها موجودات مظلومی هستند،
حواستان باشد،
که اگر دلشان خوش یک استکان چای است،
همیشه حاضر باشد،
که تعریف کنید ازشان،
حتی اگر شکمشان گنده
و کله شان کچل است،
مردها،
به محبت زنده اند،
و نه هیچ چیز دیگر،
باقی قضایا فقط فکرهای زنانه است،
بریزیدشان دور و طور دیگری نگاه کنید،
دنیا واقعا زیباست…
توجه❗️
این متن برای مردها نوشته شده
و نه نامردها